English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English Persian
leading article کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
leading articles کالایی که ارزان می فروشندتاخریداران رابکالاهای دیگرجلب کند
Other Matches
loss leader کالایی که با قیمت پایین
to mark down an article بهای کمتری بر کالایی گذاشتن
loss leader کالایی که با ضرر فروخته میشود
fast moving stock کالایی که به سرعت فروخته میشود
to launch a product with much fanfare کالایی را با هیاهو به صحنه نمایش آوردن
public good کالایی که تولید ان به نفع جامعه باشد
duopoly وقتی که فروشندگان کالایی فقط دو نفرباشند
coloury دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
jetsam کالایی که برای سبک کردن کشتی بدریا می ریزند
dutiable goods کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد
flotsam and jetsam کالایی که پس از غرق شدن کشتی برروی اب شناور است
lagan کالایی که درته دریابا گویهای نگاه داشته باشد
jetsam کالایی که برای سبک کردن کشتی به دریا می ریزند
short lot کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
over production عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
prohibitive price بهای گزاف که بر کالایی گذارندو مردم ازعهده خریدان برنیایند
transit duty حقی که بابت عبور کالایی ازکشوری گرفته میشود حق تراتزیت
prizes کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
prized کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
prize کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
prizing کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
inexpensive ارزان
cut rate ارزان
inexpensively ارزان
jitney ارزان
low priced ارزان
microcomputer ارزان
penny a line ارزان
cheapest ارزان
hand me down ارزان
hand-me-down ارزان
hand-me-downs ارزان
cheap ارزان
micros ارزان
micro ارزان
cheaper ارزان
to sell off ارزان فروختن
bargain خرید ارزان
undersell ارزان تر فروختن
gasper سیگارت ارزان
to pull down ارزان کردن
to look down ارزان شدن
penny gaff نمایشگاه ارزان
gimcrack بازیچه ارزان
easy money پول ارزان
red eye ویسکی ارزان
look down ارزان شدن
flivver اتومبیل ارزان
jerry-built ارزان بناشده
off season ارزان تر از معمول
jerry built ارزان بناشده
brummagem پست ارزان
cheap labor کار ارزان
grotty ارزان و کثیف
cheap money پول ارزان
cheapskate ادم ارزان خر
doss-houses مسافرخانهی ارزان
doss-house مسافرخانهی ارزان
dirt cheap بسیار ارزان
hand-me-downs لباس ارزان ودوخته
woodbind سیگار برگ ارزان
flophouse اطاق ارزان قیمت
flophouses اطاق ارزان قیمت
penny a line ارزان نویس بی مایه
hand me down لباس ارزان ودوخته
gladstone نوعی شراب ارزان
gaff تفریحگاه ارزان پیرمردپرحرف
hand-me-down لباس ارزان ودوخته
woodbine سیگار برگ ارزان
brand loyalty وفاداری به کالایی خاص وفاداری به علامت تجاری یک محصول
It is dirt cheap . It is a give - away . مفت است ( بی نهایت ارزان )
ten cent store فروشگاه دارای کالاهای ارزان
good deal <idiom> قیمت ارزان باکیفیتی بالا
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> ارزان یافته خوار است .
skid row محله مشروب فروشهای ارزان
profit cannibalism افراط در تخفیف و ارزان فروشی
cheap labor نیروی کار ارزان قیمت
gallery جای ارزان اطاق نقاشی
galleries جای ارزان اطاق نقاشی
five and ten مغازه اجناس ارزان قیمت
bargains قرارداد معامله خرید ارزان
bargaining قرارداد معامله خرید ارزان
barrelhouse میکده ورقاصخانه ارزان قیمت
bargained قرارداد معامله خرید ارزان
bargain قرارداد معامله خرید ارزان
penny barber دلاک ارزان یا دینار گیر
calico پارچههای پنبهای ارزان قیمت
cheapened ارزان شدن تحقیر کردن
cheapening ارزان شدن تحقیر کردن
jerry build با مصالح ارزان ساختمان کردن
cheapens ارزان شدن تحقیر کردن
cheapen ارزان شدن تحقیر کردن
loss leader بفروش میرسد کالایی که به منظور جلب توجه مشتری زیر قیمت تمام شده بفروش می رسد
sell off ارزان فروختن فروش یکجا وارزان
wood bine ویشه تاک جنگلی یکجورسیگار ارزان
koalapad صفحه دیجیتالی کننده ارزان برای ریزکامپیوترها
bargain hunter کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
gutter man دوره گردیکه چیزهای ارزان وکهنه می فروشد
datacom امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
honky tonk محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
flea market بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
jumble shop دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
blue chip personal computer IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
dump بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
impact shipment کالای ضربتی از نظر تحویل کالایی که از نظر تحویل زمان مخصوص دارد
penny a liner کسیکه مقالات ارزان برای روزنامه می فرستد و ازروی سطر شماری پول می گیرد
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
aniline رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
pc file iii یک سیستم ارزان و همه منظوره برای مدیریت پایگاه داده که برای سهولت بکارگیری طراحی شده است
to give way خراب شدن ارزان شدن
fall ارزان شدن مرتد شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com