Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
English
Persian
out of line coding
کدگذاری برون خطی
Other Matches
mfm
که بیتهای داده را طبق وضعیت بیت قبل کدگذاری میکند. MFM کاراتر از FM است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
modified frequency modulation
که بیت داده را طبق وضعیت بیت قبلی کدگذاری میکند. MFM از FM کاراتر است ولی از کدگذاری RLL کاراتر نیست
coding
کدگذاری
encodes
کدگذاری
encode
کدگذاری
program coding
کدگذاری برنامه
symbolic coding
کدگذاری سمبلیک
symbolic coding
کدگذاری نمادی
in line coding
کدگذاری درون برنامهای
mode
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
modes
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
coded decimal number
عدد دهدهی کدگذاری شده
skeletal code
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
M out of N code
سیستم کدگذاری حاوی تشخیص خطا
plaintext
متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
hash
سیستم کدگذاری برای کد hash بدست آید
compiler
نرم افزاری که برنامه کدگذاری شده به حالت دیگر
nrz
یکی از چند روش کدگذاری اطلاعات دیجیتالی روی نوارمغناطیسی
Manchester coding
روش کدگذاری داده و سیگنالهای زمانی که در ارتباطات به کار می رود
relocation
جابجایی داده یا کدگذاری یا انتساب محل مطلق پیش از اجرای برنامه
optimum
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و بازیابی را به داده ذخیره شده دارد
minimum
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و زمان بازیابی را برای داده ذخیره شده دارد
algol
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای کدگذاری مسائل ریاضی وعددی بکار می رود
wands
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wand
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
binary coded decimal
سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
secure hypertext transfer protocol
گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
gray code
سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند
exogenous
برون زا
outcrops
برون زد
output
برون ده
extrados
برون سو
outputs
برون ده
outhaul line
برون کش
outside
برون
without
برون
outcrop
برون زد
outsides
برون
superficial degradation
برون تباهی
exogamy
برون همسری
exogamy
برون پیوندی
outlier
برون هشته
exogen
گیاه برون رو
exocrine
برون تراو
objectivism
برون گرایی
exocathection
برون پردازی
effuent
برون ریز
out flow
برون ریز
egest
برون کردن
epithelium
برون پوش
out group
برون گروه
the out ward eye
چشم برون
offline
برون خطی
outer directed
برون وابسته
ectorderm
برون پوست
outsight
برون بینی
exvia
برون زیست
oversea
برون مرزی
extracyclic
برون حلقهای
extraterritoriality
برون مرزی
extraterritorial
برون مرزی
extrafusal
برون دوکی
extragalactic
برون کهکشانی
extratensive
برون نگر
pericardium
برون شامه دل
exterritorial
برون مرزی
exteroceptive
برون تنی
externality
برون بودگی
exudation
برون نشست
exogenous
برون روینده
exogenous
برون زاد
extroversion
برون گرایی
exogenous variable
متغیر برون زا
exopsychic
برون روانی
self contained
برون بی نیاز
extrajection
برون اندازی
purge
برون ریزی
extrovert
برون گرای
extroverts
برون گرای
evacuation
برون بری
evacuation
برون ریزی
suburban
برون شهری
suburb
برون شهر
output
برون داد
outputs
برون داد
purged
برون ریزی
purges
برون ریزی
emigration
برون کوچی
objective
برون ذات
objectives
برون ذات
discharge
برون ریزی
discharges
برون ریزی
off line
برون خطی
eccentricities
برون مرکزی
eccentricity
برون مرکزی
effusion
برون ریزی
physiognomies
برون چهر
physiognomy
برون چهر
accommodation
برون سازی
accommodations
برون سازی
acting out
برون ریزی
copper extraction
برون کشیدن مس
drive!
برون!
[با ماشین]
ectoparasite
انگل برون زی
effusion
برون تراوی
effusions
برون ریزی
effusions
برون تراوی
extrapolation
برون یابی
immigration
برون کوچی
extrapolations
برون یابی
outward looking policy
سیاست برون نگر
State Department
وزارت برون مرز
pericardiac
وابسته به برون شامه دل
outbreeding
برون زاد اوری
to reveal itself
از پرده برون افتادن
supinator muscle
عضله برون گردان
peritoneum
برون شامه روده ها
pericardial
وابسته به برون شامه دل
offline storage
انباره برون خطی
extrapolate
برون یابی کردن
ectoplasm
اکتوپلاسم برون مایه
exosomatic method
روش برون تنی
exogamy
برون زاد اوری
extraspectral hue
فام برون طیفی
exocrine gland
غده برون ریز
epicarp
پوست میوه برون بر
discharge of affect
برون ریزی هیجانی
outputs
برون گذاشت برونگذار
output
برون گذاشت برونگذار
extrapolating
برون یابی کردن
extrapolates
برون یابی کردن
extrapolated
برون یابی کردن
exterritoriality
حقوق برون مرزی
extragalactic nebula
ابری برون کهکشانی
high seas
ابهای برون مرزی
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
off line operation
عملکرد برون خطی
off line storage
حافظه برون خطی
offline operation
عمل برون خطی
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
offset distance
فاصله برون محوری
extragalactic nebula
سحابی برون کهکشانی
hash
سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
with out book
برون سند کتابی ازبر
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
pericarditis
اماس برون شامه قلب
off page connector
اتصال دهنده برون صفحهای
basset
نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
exudate
ترشح التهابی برون نشست
extrinsic eye muscles
عضلات برون چرخشی چشم
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
modes
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
exogamous
وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
overseas
ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
to let out
اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
differentiating cicuit
مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm
طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
hollerith code
سیستم کدگذاری که از سوراخ هایی در کارت بری نمایش حروف و نشانه ها استفاده میکند. این سیستم از دو مجموعه ردیف 12 تایی برای تامین محل کافی هر کد استفاده میکند
differentiator
وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
evertor
عضله برون گرداننده عضله راجعه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com