Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (38 milliseconds)
English
Persian
lease
کرایه کردن اجاره کردن
leases
کرایه کردن اجاره کردن
Search result with all words
hire
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
hires
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
hiring
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
rent
کرایه اجاره کردن یا دادن
Other Matches
Rented (rental) car.
اتومبیل اجاره ای (کرایه شده )
charter
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
charters
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chartering
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
chartered
اجاره وسیله حمل جهت کاری خاص قرارداد اجاره وسیله حمل اجاره کردن کل کشتی
farms
اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
farm
اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
farmed
اجاره یا مقاطعه کردن اجاره دادن
leasing
اجاره کردن اجاره
hires
کرایه کردن
hiring
کرایه کردن
hire
کرایه کردن
to charter
کرایه کردن
rent
کرایه کردن
freight
کرایه کردن
affreight
کرایه کردن
hiring
اجرت کرایه کردن
hire
اجرت کرایه کردن
to freight out and home
دوسره کرایه کردن
hires
اجرت کرایه کردن
time charter
کرایه کردن موقت کشتی
take on lease
اجاره کردن
hiring
اجاره کردن
hires
اجاره کردن
leases
اجاره کردن
lease
اجاره کردن
hire
اجاره کردن
rent
اجاره کردن
fee
اجاره کردن
to hold by lease
اجاره کردن
tenant
اجاره کردن
to charter
اجاره کردن
tenants
اجاره کردن
explicit rent
اجاره داری کردن
attorn
اجاره داری کردن
chartering
دربست اجاره کردن یا دادن
chartered
دربست اجاره کردن یا دادن
charter
دربست اجاره کردن یا دادن
charters
دربست اجاره کردن یا دادن
hire purchase
کرایه چیزی به این ترتیب که کرایه کننده با پرداخت یک عده اقساط مالک ان شی بشود
to give notice to quit
[one's residence]
لغو کردن اجاره نامه
[و ترک ساختمان]
time charter
اجاره کردن وسیله نقلیه برای مدت معین
ground landlord
کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
carriage
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriages
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
chater party
اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
Lease (rental) agreement.
اجاره نامه (قرار داد اجاره )
under lease
وقتی مستاجر اصلی ملک برای مدتی کمتر از مدت باقیمانده اجاره خودش ملک را اجاره دهد
lets
اجاره دادن اجاره رفتن
lease
اجاره نامه اجاره دادن
let
اجاره دادن اجاره رفتن
letting
اجاره دادن اجاره رفتن
leases
اجاره نامه اجاره دادن
use and occupation
عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
rental
اجاره بها اجاره
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
time charter
اجاره وسیله نقلیه برای مدت معین اجاره کشتی برای مدت معین
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
meed
کرایه
freight collect
پس کرایه
back rent
پس کرایه
fared
کرایه
passage money
کرایه
balance of freight
پس کرایه
fare
کرایه
back freigt
پس کرایه
fraught
کرایه
fares
کرایه
cost of transport
کرایه
faring
کرایه
rent
کرایه
hire
کرایه
carriage forward
پس کرایه
hiring
کرایه
carrige forward
پس کرایه
backfreight
پس کرایه
freight forward
پس کرایه
hires
کرایه
lease
کرایه
freight
کرایه
leases
کرایه
transport charges
کرایه
sublease
اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
fared
کرایه مسافر
hacks
درشکه کرایه
hiring
کرایه دادن
fare
کرایه مسافر
hire
کرایه دادن
tenants
کرایه نشین
freight
کرایه کشتی
carrige
کرایه حمل
let out on hire
کرایه دادن
passage money
کرایه مسافر
tenant
کرایه نشین
carfare
کرایه ماشین
renter
کرایه نشین
faring
کرایه مسافر
back freigt
پرداخت کرایه
fares
کرایه مسافر
hacked
درشکه کرایه
passage
دریا کرایه
hires
کرایه دادن
passages
دریا کرایه
demurrage
کرایه معطلی
carfare
کرایه اتوبوس
hach
کرایه دادن
hack
درشکه کرایه
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
portage
کرایه فرفیت کشتی
fared
کرایه حمل و نقل
fares
کرایه حمل و نقل
railway freight
کرایه راه اهن
How much is the fare to ... ?
کرایه تا ... چقدر است؟
to let something
[British E]
[Real Estate]
کرایه دادن چیزی
carriage forward
کرایه در مقصدپرداخت میشود
to let something on a lease
کرایه دادن چیزی
to hire out something
کرایه دادن چیزی
fare
کرایه حمل و نقل
faring
کرایه حمل و نقل
tenant
کرایه نشین متصرف
charter
دربست کرایه دادن
back rent
کرایه عقب افتاده
to rent out something
کرایه دادن چیزی
tenants
کرایه نشین متصرف
charters
دربست کرایه دادن
chartering
دربست کرایه دادن
chartered
دربست کرایه دادن
twon car
اتومبیل کرایه مسافری
cartage
کرایه گاری مکاری
circulating library
کتابخانهای که کتاب کرایه میدهد
carriage payed
کرایه حمل پرداخت شده
freighter
کرایه کننده کشتی باری
advance freight
پیش پرداخت کرایه حمل
carrige forward
کرایه به عهده گیرنده کالا
What's the charge per hour?
کرایه هر ساعت چقدر است؟
freighters
کرایه کننده کشتی باری
taximeter
نشان دهنده کرایه تاکسی
fiacre
کالسکه یا درشکه چهارچرخه کرایه
hackney
درشکه کرایه اسب کرایبه
What is the charge per day?
کرایه روزانه چقدر است؟
assigned
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
to appeal
[to]
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
buck up
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
concentrating
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serves
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
soft-pedals
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
i am behind in my rent
کرایه خانه ام عقب افتاده است
subsidized accommodation
منزل با کمک هزینه
[کرایه و غیره]
voyage charter
کرایه کشتی جهت سفری خاص
tie line
کانال مخابراتی کرایه داده شده
out leased
انبارهای کرایه شده از خارج از پادگان
cost and frieght
قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
lodging house
محل کرایه دادن اطاق مسافرخانه
What's the fare to the airport?
نرخ کرایه تا فرودگاه چقدر است؟
What's the fare to Manchester?
کرایه تا شهر منچستر چقدر است؟
sterilized
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crosses
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
cross
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
crossest
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
preach
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com