English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (3 milliseconds)
English Persian
tenant کرایه نشین
tenant مستاجر
tenant اجاره دار
tenant اجاره کردن
tenant متصرف بودن
tenant یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenant کرایه نشین متصرف
tenant متنفع
Other Matches
tenant right حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد
tenant right حق مستاجر
tenant at will متصرف به میل و اراده مالک
sitting tenant قوانینمربوطبهکرایهخانه
terre tenant متصرف یا ساکن بالفعل اراضی
tenant for years شخص دارای حق رقبی
tenant for life شخص دارای حق عمری
tenant by sufference مالک معترض اونشود و تصرفش ادامه پیداکند این عنوان به او اطلاق میشود
tenant by sufference هر گاه کسی ملکی رابا عنوان و سمت قانونی درتصرف داشته باشد و پس اززوال سمت
proprietor and tenant موجر و مستاجر
sole tenant مستاجر انحصاری مستاجری که شریک ندارد
tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
tenant by sufferance مستاجر به تقدیر موجر
tenant by sufference متصرف با رضایت ضمنی مالک
The tenant is like a colonist . <proverb> اجاره نشین خوش نشین است .
tenant in fee simple متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
landlord and tenant act قانون موجر و مستاجر
tenant from year to year مستاجر یک ساله
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com