English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (8 milliseconds)
English Persian
straitlaced کرست بسته شکم بند دار
straightlaced کرست بسته شکم بند دار
Other Matches
girdle کرست
corselet کرست
corset کرست
corsets کرست
girdling کرست
girdled کرست
girdles کرست
pantie girdle کرست بند جوراب دار زنانه
bustier پیراهن زیر تنگ و کرست مانند زنانه که تا کمر میآید
corset cover لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
lacestay بند شکم بند یا کرست
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
imperforate بسته
closed بسته
solid بسته
solids بسته
shutting بسته
shuts بسته
shut بسته
clotty بسته
corked بسته
ice bound یخ بسته
packets بسته
grumous بسته
crossed chaque چک بسته
crossed cheque چک بسته
curdy بسته
datagram یچ بسته
fardel بسته
packet بسته
bagful یک بسته
parcel بسته
packages بسته
packaged بسته
parcels بسته
barred بسته
pinioned کت بسته
packed بسته ای
bunged up بسته
fronted صف بسته
connected بسته
interdependent به هم بسته
jellied بسته
clotted بسته
shook بسته
kits بسته
kit بسته
package بسته
trusser بسته
stack بسته
stacked بسته
bundles بسته
stacks بسته
uncrossed بسته
bundling بسته
pack box بسته
packs بسته
bundle بسته
logical یچ بسته
strikebound بسته
pent بسته
pack بسته
blindfold چشم بسته
blindfolded چشم بسته
blindfolding چشم بسته
blindfolds چشم بسته
close-fisted <adj.> دست بسته
box trail سهم بسته
bound electron الکترون بسته
bound charge بار بسته
blind fold با چشم بسته
tied up <adj.> دست بسته
as the case may be بسته بمورد
application package بسته کاربردی
aleatory بسته به بخت
vans کامیون سر بسته
van کامیون سر بسته
closed system نظام بسته
assumed بخود بسته
blocked opening درگاه بسته
tongue-tied زبان بسته
case numbers شماره بسته ها
barred <adj.> <past-p.> بسته شده
barricaded <adj.> <past-p.> بسته شده
blocked <adj.> <past-p.> بسته شده
packages بسته بندی
closed <adj.> <past-p.> بسته شده
disabled <adj.> <past-p.> بسته شده
locked <adj.> <past-p.> بسته شده
packaged بسته بندی
right parenthesis ) پرانتز بسته
right round bracket پرانتز بسته
package بسته بندی
dunnage بسته بندی
closed shops سیستم بسته
closed shop سیستم بسته
closed circuits مدار بسته
closed circuit مدار بسته
dogs دفاع بسته
dogging دفاع بسته
kits بسته لوازم
kit بسته لوازم
dog دفاع بسته
occlusion بسته شدگی
shutt down بسته شدن
homogamy زناشویی بسته
survival pack بسته نجات
grume خون بسته
to shut down بسته شدن
gelidity بسته شدگی
food packet بسته غذایی
flat pack بسته مسطح
tongue tied زبان بسته
disk pack گروه بسته
disk pack بسته دیسک
disk pack گرده بسته
on the rope بهم بسته
cruor خون بسته
young ice یخ تازه بسته
icebound یخ بند یخ بسته
shut in personality شخصیت بسته
mare clausum دریای بسته
lockfast محکم بسته
large n سر بسته همینطوری
lappermilk شیر بسته
lamblkin زبان بسته
parcel post بسته پستی
it is a question of money موضوع بسته به
pre assembled پیش بسته
program package بسته برنامه
iron bound با اهن بسته
set in بسته شدن
investment foundry ریخته گی بسته
shut down بسته شدن
investment castings ریخته گی بسته
internal drainage ابریز بسته
congealable بسته شدنی
coil of rope بسته طناب
coagulum خون بسته
package holiday گشت بسته ای
closed network شبکه بسته
closed mind ذهن بسته
ironbound با اهن بسته
closed loop حلقه بسته
closed group گروه بسته
all-expense tour گشت بسته ای
closed game بازی بسته
closed fist مشت بسته
closed file فایل بسته
closed file ستون بسته
closed economy اقتصاد بسته
closed area منطقه بسته
close column ستون بسته
closed routine روال بسته
closed society جامعه بسته
unopened بسته - بازنشده
closed variation واریاسیون بسته
finite universe جهان بسته
closed universe جهان بسته
closed traverse پیمایش بسته
closed system سازگان بسته
closed system سیستم بسته
package tour گشت بسته ای
closed subroutine زیرروال بسته
manacled <adj.> دست بسته
shook بسته کردن
draft بسته کالا
shut بسته شدن
packets بسته کوچک
shuts بسته شدن
shutting بسته شدن
packs بسته کردن
closed محرمانه بسته
drafts بسته کالا
drafted بسته کالا
covers بسته بندی
coverings بسته بندی
cover بسته بندی
post بسته پستی
post- بسته پستی
posted بسته پستی
packers بسته بند
packer بسته بند
posts بسته پستی
packet بسته کوچک
pack بسته کردن
closure بسته شدن
clogging بسته شدن
armful یک بغل یک بسته
armfuls یک بغل یک بسته
closures بسته شدن
packaging بسته بندی
dumbest زبان بسته
dumb زبان بسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com