Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
brise-soleil
کرکره عمودی
Other Matches
louvres
کرکره
window shade
کرکره
Venetian blind
پنجره کرکره
deadlight
پرده کرکره
brise-soleil
کرکره افقی
helioscene
[نوعی پرده کرکره]
storm window
پنجره زمستانی کرکره چوبی بادشکن
standards
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
vertical redundancy check
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
vertical
عمودی
straight
عمودی
right
حق عمودی
righted
حق عمودی
righting
حق عمودی
perpendecular
عمودی
othogonal
عمودی
on end
عمودی
perpendicular
عمودی
plumb line
خط عمودی
plumb lines
خط عمودی
straightest
عمودی
lineal
عمودی
erect
عمودی
upright
عمودی
erected
عمودی
straighter
عمودی
erecting
عمودی
erects
عمودی
linal descent
وارث خط عمودی
lineal
عمودی اجدادی
orthogonality
حالت عمودی
orthogonal rotation
چرخش عمودی
out of the perpendicular
غیر عمودی
orthotropism
رویش عمودی
apeak
عمودی قائم
out of plumb
غیر عمودی
apeak
بحالت عمودی
angle socket
سرپیچ عمودی
plumbness
حالت عمودی
erectness
حالت عمودی
joint drain
زهکش عمودی
crown-post
تیرک عمودی
normal acceleration
شتاب عمودی
normal axis
محور عمودی
normal force
تلاش عمودی
normal force
نیروی عمودی
riser
سیم عمودی
plumb
شاقول عمودی
off plmb
غیر عمودی
perpendecular
خط عمودی یا قائم
perpendicularity
حالت عمودی
portraint orientation
تمایل عمودی
verticality
حالت عمودی
whip stall
حرکت عمودی
y axis
محور عمودی
Y direction
حرکت عمودی
nosedive
فرود عمودی
nosedived
فرود عمودی
nosedives
فرود عمودی
nosediving
فرود عمودی
brise-soleil
پرده عمودی
door-post
[تیر عمودی در]
hammer-post
تیر عمودی
near vertical
تقریبا عمودی
vertical
عمودی
[ریاضی]
vertical synchronizing
همزمانساز عمودی
vertical scrolling
چرخش عمودی
vertical recording
ضبق عمودی
tap root
ریشه عمودی
vertical adjustment
تنظیم عمودی
vertical antenna
انتن عمودی
vertical axis
محور عمودی
vertical growth
رشد عمودی
vertical combines
ترکیب عمودی
vertical equity
عدالت عمودی
vertical equity
برابرسازی عمودی
vertical expansion
گسترش عمودی
vertical force
نیروی عمودی
vertical integration
ادغام عمودی
vertical merger
ادغام عمودی
vertical interval
فاصله عمودی
vertical justification
تطابق عمودی
vertical justification
تنظیم عمودی
vertical mobility
تحرک عمودی
cliffs
صخره عمودی
booms
ستون عمودی
profile
برش عمودی
boom
ستون عمودی
cliff
صخره عمودی
profiling
برش عمودی
aplomb
حالت عمودی
boomed
ستون عمودی
profiled
برش عمودی
stringer
تراورس عمودی
profiles
برش عمودی
stringers
تراورس عمودی
booming
ستون عمودی
gules
خطوط موازی عمودی
vertical tab
جدول بندی عمودی
profiling
نیمرخ برش عمودی
y axis
بردار عمودی گراف
vrc
بررسی افزایش عمودی
Y coordinate
مختصات بردار عمودی
rudder
مکان عمودی متحرک
rudders
مکان عمودی متحرک
munting
الت عمودی پنجره
vertically adjustable
قابلیت تنظیم عمودی
lucarne
پنجره عمودی خوابگاه
stanchion
میلههای عمودی ناو
erectly
بطور ایستاده یا عمودی
vertical stabilizer
تیغه یا باله عمودی
profiles
نیمرخ برش عمودی
crown-strut
[شمع پشتبند عمودی]
jambs
تیر عمودی چارچوپ
anchor at short stay
لنگر طولی عمودی
plumb
: راست بطور عمودی
profile
نیمرخ برش عمودی
taproot
ریشه عمودی اصلی
hoop
میله عمودی کروکه
vertical cliffs
صخره های عمودی
vertical application
برنامه کاربردی عمودی
stairwells
پله کان عمودی
stairwell
پله کان عمودی
profiled
نیمرخ برش عمودی
upright
تیرک عمودی دروازه
hoops
میله عمودی کروکه
serrated vertical pulse
ضربه عمودی دندانهای
door-jamb
[تیر عمودی چارچوب در]
goalposts
تیرک عمودی دروازه
goalpost
تیرک عمودی دروازه
jamb
تیر عمودی چارچوپ
sternpost
تیر عمودی عقب کشتی
stumped
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
vertical speed
سرعت صعود عمودی هواپیما
slash pocket
جیب عمودی درجهت درزلباس
vertical events numbering
شماره گذاری عمودی وقایع
stump
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
stumping
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
orthotropic
دارای محور اصلی عمودی
profile
برش عمودی تصویر جانبی
chimney-jamb
[تیر عمودی چارچوب دودکش]
profiles
برش عمودی تصویر جانبی
king-pendant
[تیر عمودی در خرپای میانی]
profiling
برش عمودی تصویر جانبی
bulkheads
دیواره عمودی روی قایق
bulkhead
دیواره عمودی روی قایق
flute
[شیار عمودی روی ستون]
adjustment for vertical-circle image
تنظیم عمودی مرکز تصویر
profiled
برش عمودی تصویر جانبی
pitch
چرخش عمودی وعرضی ناو
axis
برای مختصات عمودی در گراف
stumps
هر کدام از سه میله عمودی کریکت
pitches
چرخش عمودی وعرضی ناو
escoinson
[گوشه تیر عمودی چارچوب]
y amplifier
تقویت کننده با سیستم انحراف عمودی
uprights
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
stiles
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
stile
باهو چوب عمودی چهارچوب درب
plumb
عمق پیمودن عمودی قرار دادن
paper
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
y axis
محور عمودی روی یک صفحه مختصات
papers
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papering
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
papered
حرکت عمودی سریع کاغذ در چاپگر
lubber line
خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
simple shear
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
hanging-post
[تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
masse
ضربه عمودی به یک طرف گوی بیلیارد
intertie
تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
durn
[تیر عمودی در ساخته شده از چوب بائو]
orientation
جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی
columns
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
springing teal
تیراندازی به هدفهایی که بطور عمودی بالا می ایند
capriole
پرش عمودی اسب با پاهای کشیده به عقب
mullion
جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
munnion
جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
column
خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
stick
هریک از سه میله عمودی کریکت چوبدست اسکی
rimrock
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
bollards
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
bollard
تیر عمودی ساحل برای بستن قایق منقاری
vertical replenishment
تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
escapement
تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
two-dimensional
آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
hemstitch
رشتههای نخ رابطورموازی قرار دادن ورشتههای عمودی را ازلای انهاگذراندن
rocketing
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
X Y
مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
rocket
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rockets
راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
lanternpinion
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
lofts
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
cross-window
[پنجره ای با جرز عمودی میان قسمت هایش به شکل صلیب]
loft
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
over the shoulder bombing
نوعی بمباران عمودی که پس از عبور از خط قایم هدف بمب رها میشود
keystone distortion
تغییر شکل تصویر که خط وط عمودی در لبههای افقی صفحه نمایش خم می شوند
pole
چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com