Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
documentarian
کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
Other Matches
paragraphist
کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
itemizer
کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
lithography
کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
waxer
کسیکه موم مالی میکند
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
colonist
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
lumberjack
کسیکه الوار وتیر اره میکند
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
arsonist
کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
air controlman
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
moonlighter
کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
colonists
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
end gatherer
کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
progress chaser
کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
lumberjacks
کسیکه الوار وتیر اره میکند
whitener
شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
spoilsports
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
garreteer
کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
engrosser
کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
demonstrationist
کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
spoilsport
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
knobbler
کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
wool stapler
کسیکه تجارت پشم خام میکند
bedder
لله کسیکه بچه را خواب میکند
wire dancer
کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
lounger
کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
quarterfinalist
کسیکه در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت میکند
gauger
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
disseisor
کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
inlander
کسیکه درون کشور یا دورازمرز زندگی میکند
winnower
کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
wine taster
کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
jawsmith
کسیکه با محبت زیاد مردم فریبی میکند
foundationer
کسیکه ازدرامدبنگاه وقف شدهای زندگی میکند
circumnavigation
کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
computer output microfilm recorder
دستگاهی که خروجی کامپیوتررا روی فیلم حساس به نوربه شکل میکروسکوپی ضبط میکند
rigorist
کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
swamper
ساکن مرداب کسیکه الوار را جمع اوری میکند
wiseacre
کسیکه ادعای عقل میکند ولی نادان است
wise acre
کسیکه ادعای عقل میکند ولی نادان است
multitudinist
کسیکه توده مردم را بیشتر ازافراد رعایت میکند
the garden provides food
باغ خوراک تهیه میکند
occidentalist
کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
solicitors
کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
dairy
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairies
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
solicitor
کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
impulsive
کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
private d.
کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
ultraist
کسیکه در مسائل دینی وسیاسی و مانند انها زیاده روی میکند
thaumaturge
کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
barker
پوست درخت کن کسیکه دم مغازه میایستد وبرای جنسی تبلیغ میکند
cassettes
کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassette
کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
micropro
یک شرکت نرم افزاری کالیفرنیایی که برای ریزکامپیوترها برنامه تهیه میکند
pancromic
فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
glossarist
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
lamber
کسیکه میش را هنگام زاییدن توجه میکند میشی که درحال زاییدن است
common carrier
شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
reeling
قرقره فیلم حلقه فیلم
reeled
قرقره فیلم حلقه فیلم
reels
قرقره فیلم حلقه فیلم
reel
قرقره فیلم حلقه فیلم
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
urbanite
کسیکه در شهر زندگی میکند شهر نشین
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
filmstrip
نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
photodigital memory
سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
petitioning creditor
مطالب
discussion
تشریح مطالب
discussions
تشریح مطالب
varia
مطالب گوناگون
antilogy
تناقض مطالب
syllabuses
رئوس مطالب برنامه
syllabus
رئوس مطالب برنامه
miscellanist
نویسنده مطالب مختلف
outlined
خلاصه رئوس مطالب
miscellanies
مجموعهای از مطالب گوناگون
epitome
خلاصه رئوس مطالب
outlining
خلاصه رئوس مطالب
refersher course
دوره یاداوری مطالب
outlines
خلاصه رئوس مطالب
miscellany
مجموعهای از مطالب گوناگون
recapitulation
تکرار رئوس مطالب
front-page
مطالب سرصفحه یا سرمقاله
recapitulations
تکرار رئوس مطالب
front page
مطالب سرصفحه یا سرمقاله
outline
خلاصه رئوس مطالب
recapitulating
رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulate
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
precis
خلاصه رئوس مطالب تلخیص
concordances
راهنمای مطالب وموضوعات کتاب
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulates
رئوس مطالب را دوره کردن
recapitulated
رئوس مطالب را دوره کردن
concordance
راهنمای مطالب وموضوعات کتاب
recapitulate
رئوس مطالب را دوره کردن
shocker
مطالب مهیج تحریک کننده
shockers
مطالب مهیج تحریک کننده
anagoge
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
anagogy
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
for the rest
اما در باره باقی مطالب
copywriter
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
glasnost
سیاست بحث آزاد مطالب و مسائل
pornographer
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
copywriters
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
differentiation
فرق گذاری تفکیک و تمیز مطالب از یکدیگر
demodulate
از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
bathos
تنزل از مطالب عالی به چیزهای پیش پا افتاده
journalese
بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
context sensitive help key
کلید فهور مطالب کمکی درمورد مسئله معین
galley
نمونه ستونی و صفحه بندی نشده مطالب چاپی
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
tragi comedy
نمایشی که دران مطالب جدی ومضحک باهم امیخته باشد
galley proof
نمونه ستونی مطالب چاپی که هنوز صفحه بندی نشده
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
Autocue
دستگاهی که مطالب را برای گوینده تلویزیون در حین اجرای برنامه نمایش میدهد
His presentation was actually just a recital of names, places, and dates.
مطالب ارایه شده او
[مرد]
در واقع فقط شمارشی از نام، مکان، و تاریخ بود.
covering letter
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
covering letters
نامه یایادداشتی که همراه اسنادفرستاده میشود و در ان دلیل ارسال اسناد و مطالب دیگر درج میگردد
filmed
فیلم
loads
فیلم
load
فیلم
film leader
فیلم
film
فیلم
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
talkie
فیلم ناطق
as good as a play
<idiom>
مثل فیلم
phonofilm
فیلم صدادار
talkies
فیلم ناطق
telefilm
فیلم تلویزیونی
phonofilm
فیلم سخنگو
film
فیلم سینما
filmed
فیلم سینما
filmed
فیلم عکاسی
microfilm
میکرو فیلم
film
فیلم عکاسی
picturize
فیلم برداشتن از
cinematograph
اپارات فیلم
microfilmed
میکرو فیلم
filmy
فیلم مانند
negative film
فیلم منفی
film-strip
نوار فیلم
acetate film
فیلم استاتی
peepshow
فیلم شهوانی
microfilming
ریز فیلم
microfilming
میکرو فیلم
microfilms
ریز فیلم
microfilms
میکرو فیلم
film-strips
نوار فیلم
filmier
فیلم مانند
microfilmed
ریز فیلم
filmiest
فیلم مانند
peepshows
فیلم شهوانی
advertising spot
فیلم تبلیغاتی
film strip
نوار فیلم
film recorder
فیلم نگار
film recorder
ضباط فیلم
film reader
فیلم خوان
film developer
سازنده فیلم
moving picture
فیلم سینما
instruction film
فیلم اموزشی
x ray film
فیلم رونتگن
positive film
فیلم مثبت
reversal film
فیلم معکوس
instruction film
فیلم درسی
filmstrip
فیلم سینمایی
microfilm
ریز فیلم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com