Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
Other Matches
trainbearer
کسیکه دنباله لباس دیگری رامی گیرد
fashionist
کسیکه برای خوش ایندمردم لباس وعادات خودرابسبک روزدرمیاورد
gigman
کسیکه درشکه تک اسبه دارد
color bearer
کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
dipsomaniac
کسیکه میل مفرط بنوشابههای الکلی دارد
weisenheimer
کسیکه معلومات سطحی در همه چیز دارد
wisenheimer
کسیکه معلومات سطحی درهمه چیز دارد
shoo in
کسیکه احتمال زیاد دارد برنده شود
green thumbed
کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
bookworm
کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
towhead
کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد
abstainer
پرهیزگار کسیکه از استعمال مسکرات پرهیز دارد
bookworms
کسیکه علاقه مفرطی به مطالعه کتب دارد
laboratorian
کسیکه در ازمایشگاه یاکارخانه شیمیائی تخصص دارد
hereditarian
کسیکه عقیده بتوارث تمایلات طبیعی وروحی دارد
natural philosopher
فیزیک خوان کسیکه که عقیده به اصالت طبیعت دارد
monophysite
کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
advantaged
کسیکه در شرایط بهتری از لحاظ اجتماعی و یا مادی قرار دارد
interloper
کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
usufructuary
کسیکه از عین ونماات ملک دیگری حق دارد استفاده کند
negationist
کسیکه عادت دارد همه چیز راانکار یا تکذیب کند
interlopers
کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
advowee
کسیکه حق دارد اشخاصی رابرای تصدی مقامات وقفی کلیسامعرفی کند
nympholept
کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
clothes horse
کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
clothes horses
کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
metaphrast
کسیکه در تبدیل عبارات ادبی یادرتبدیل نظم به نثریانثربه نظم دست دارد
flunkeyism
نوکری
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
lackey
نوکری کردن
serviced
نوکری یاری
to take up one's livery
نوکری کردن
lacquey
نوکری کردن
service
نوکری یاری
lackeys
نوکری کردن
serfism
قره نوکری
sorb
نوکری کار
livery servant
نوکری که جامه ویژه نوکربابی می پوشد
eyeservant
نوکری که فقط هنگام موافبت اقایش خوب کارمیکند نوکرپیش رو
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
stripper
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
motley
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
hang out
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
life jacket
لباس نجات لباس چوب پنبهای
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
one who
کسیکه
whom
کسیکه
dragman
کسیکه
gospeller
کسیکه
blessed is he who
کسیکه
introspectionist
کسیکه معتقد به
minimalist
کسیکه خرسنداست
stalker
کسیکه میخرامد
whomso
بهر کسیکه
long shot
کسیکه درمسابقات
constructionist
کسیکه قانون
euphuist
کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
misogynists
کسیکه از زن بیزار است
figurant
کسیکه باجمع میرقصد
snorter
کسیکه خرناس میکشد
misogynist
کسیکه از زن بیزار است
pall bearer
کسیکه در همراهی با جنازه
wonder worker
کسیکه معجزه میکند
jogger
کسیکه اهسته می دود
joggers
کسیکه اهسته می دود
rumormonger
کسیکه شایعه میسازد
benedick
کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
heliophobe
کسیکه ازافتاب بیزاراست
tugger
کسیکه کوشش وتقلامیکند
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
scaler
کسیکه مقیاس بکارمیبرد
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
obstructionist
کسیکه برای جلوگیری
pledger
کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
faunist
کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
fruitarian
کسیکه با میوه زندگی میکند .
embracer
کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
fillbelly
کسیکه درکاری حریص باشد
inductee
کسیکه وارد خدمت شده
negroid
کسیکه خون سیاهان در او باشد
personator
کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
sweater
کسیکه عرق میکند پلوور
ghost writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
lobbyist
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
griper
کسیکه مرتب شکایت میکند
pranksters
کسیکه شوخی زننده کند
prankster
کسیکه شوخی زننده کند
chain-smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
ghost-writer
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writers
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
gunfighter
کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
chain-smokers
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
lobbyists
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
hylicist
کسیکه معتقد به مادیات است
non entity
کسیکه بودونابوداو یکی است
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
fruiter
کسیکه درخت میوه میکارد
paradoxist
کسیکه سخنهای متناقض میگوید
paperhanger
کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
nightwalker
کسیکه شب در خواب راه میرود
sitters
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
gossiper
کسیکه شایعات بی اساس میدهد
sweaters
کسیکه عرق میکند پلوور
sitter
کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
ortorian
کسیکه شرکت در خواندن بنماید
chain smoker
کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
purse bearer
کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
speller
کسیکه لغت را هجی میکند
depositor
کسیکه پول در بانک میگذارد
cessionary
کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
watchers
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
waxer
کسیکه موم مالی میکند
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
songwriter
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
somnambulistic
کسیکه درخواب راه میرود
falconers
کسیکه با شاهین شکار میکند
falconer
کسیکه با شاهین شکار میکند
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
revenant
کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
pseudologist
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
symposiast
کسیکه در بزم شرکت میکند
watcher
کسیکه پاسداری و نظارت میکند
symposiarch
کسیکه جلسهای را اداره میکند
pseudologer
کسیکه مرتبا دروغ میگوید
proselyte
کسیکه تازه بدینی واردشود
libertine
کسیکه پابند مذهب نیست
deadhead
کسیکه بدون بلیط سوار
libertines
کسیکه پابند مذهب نیست
demonist
کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
soliloquizer
کسیکه باخود حرف میزند
processionist
کسیکه با دستهای راه میافتد
autodidact
کسیکه پیش خود میاموزد
contrapuntist
کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
sandbagger
کسیکه کیسه شن بکار برد
browser
کسیکه جسته وگریخته میخواند
light sleeper
کسیکه خوابش سبک است
first nighter
کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
malaprop
کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
elephantiac
کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
winegrower
کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
soliloquist
کسیکه باخود حرف میزند
presentee
کسیکه چیزی باوعرضه شده
lobbyer
کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
scapegoats
کسیکه قربانی دیگران شود
mumbler
کسیکه اهسته وناشمرده سخن میگوید
hylotheist
کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
syllogist
کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
irrepressible joy
کسیکه نتوان از او جلو گیری کرد
rock scorpion
کسیکه که درجبل الطارق زاییده شود
spoilsports
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
nonunion
کسیکه عضو اتحادیه کارگری نیست
my neighbour at dinner
کسیکه سر ناهار پهلوی من نشسته است
canonist
کسیکه قانون شرع یا شرعیان بداند
smatterer
کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
irreligionist
کسیکه بمسائل دینی اعتنائی ندارد
revelationist
کسیکه معتقد به الهام ومکاشفه است
octoroon
کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
heteroclite
کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
non abstainer
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
air controlman
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
bedder
لله کسیکه بچه را خواب میکند
hemiplegic
کسیکه نیم بدنش فلج است
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
head liner
کسیکه نامش دربالای صفحهای نموداراست
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
arsonist
کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
conventionalist
کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
the observed of all observers
کسیکه توجه همه سوی اوست
weekender
کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
parroter
کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
free thinker
کسیکه دارای فکر ازاد بوده
would-be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
would be
کسیکه دلش میخواهد بمقامی برسد
whitener
شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
colonist
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonists
کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
dragsman
لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
loiters
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
end gatherer
کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
undertakers
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
engrosser
کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
sadist
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
wool stapler
کسیکه تجارت پشم خام میکند
loiter
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
loitered
:کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
gainer
کسیکه سود میبرد استفاده کننده
garreteer
کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com