English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
cessionary کسیکه چیزی باوواگذارشده باشد
Other Matches
stripper کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
fillbelly کسیکه درکاری حریص باشد
negroid کسیکه خون سیاهان در او باشد
conventionalist کسیکه پیروایینهای قراردادی ورسمی باشد
octoroon کسیکه یک هشتم از خون سیاهان در او باشد
mestiza کسیکه زاده اسپانیولی و هندی وامریکایی باشد
mestizo کسیکه زاده اسپتنیولی و هندی و امریکایی باشد
melodramatist کسیکه کارش درست کردن melodrama باشد
croppy کسیکه موی سرش راکوتاه کرده باشد
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
knight marshal کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
physiocrat کسیکه معتقداست که زمین یگانه سرچشمه ثروت است وحکومت بایدتابع طبیعت باشد
presentee کسیکه چیزی باوعرضه شده
parroter کسیکه چیزی را طوطی وار یادمیگیرد
whitener شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
allottee کسیکه چیزی باو اختصاص داده شده
dedicatee کسیکه چیزی باوپیشکش یابنام اووقف میشود
devisor کسیکه بمیل خویش چیزی رابدیگری بارث می گذارد مورث
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
site محلی که پایه چیزی باشد
sited محلی که پایه چیزی باشد
sites محلی که پایه چیزی باشد
thumbnail هر چیزی که باندازه ناخن باشد
thumbnails هر چیزی که باندازه ناخن باشد
contents محتوا یا آنچه دروی چیزی باشد
crutches هر عضویا چیزی که کمک ونگهدارچیزی باشد
raee show نمایش چیزی که در صندوق یا جعبه باشد
crutch هر عضویا چیزی که کمک ونگهدارچیزی باشد
dag قسمت تیز هر چیزی که اویخته باشد
fiefdoms هر چیزی که کاملا تحت اختیار شخص باشد
fiefdom هر چیزی که کاملا تحت اختیار شخص باشد
to feel like something احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
scrap heap policy رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
long shot <idiom> شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
ingrowth رشد ازدرون چیزی که درتوی چیزدیگری روییده یا فرورفته باشد
exception چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
hereditaments هر چیزی که قابل ارث گذاشتن باشد مال موروثی میراث
exceptions چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
apomict کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
to suggest it is appropriate to do so [matter] پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد [چیزی ]
CD quality چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
pocket piece سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
off print چاپ دوم باره چیزی که ازمجله یا نگارشهای دیگری گرفته شده باشد
hybrid چیزی که از چندجزء ناجورساخته شده باشدکلمهای که اجزاء ان اززبانهای مختلف تشکیل شده باشد
implicit function معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
to concern something مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
to watch something مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
dragman کسیکه
whom کسیکه
gospeller کسیکه
one who کسیکه
blessed is he who کسیکه
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
stalker کسیکه میخرامد
constructionist کسیکه قانون
long shot کسیکه درمسابقات
whomso بهر کسیکه
minimalist کسیکه خرسنداست
introspectionist کسیکه معتقد به
misogynist کسیکه از زن بیزار است
jogger کسیکه اهسته می دود
euphuist کسیکه باتصنع چیزیراانشامیکند
nob کسیکه از طبقات بالاباشد
misogynists کسیکه از زن بیزار است
tugger کسیکه کوشش وتقلامیکند
nobs کسیکه از طبقات بالاباشد
joggers کسیکه اهسته می دود
rumormonger کسیکه شایعه میسازد
pall bearer کسیکه در همراهی با جنازه
wonder worker کسیکه معجزه میکند
heliophobe کسیکه ازافتاب بیزاراست
snorter کسیکه خرناس میکشد
figurant کسیکه باجمع میرقصد
scaler کسیکه مقیاس بکارمیبرد
benedick کسیکه پس از مدتهاتجرد زن اختیارمیکند
obstructionist کسیکه برای جلوگیری
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
to stop somebody or something کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
waxer کسیکه موم مالی میکند
nightwalker کسیکه شب در خواب راه میرود
deadhead کسیکه بدون بلیط سوار
non entity کسیکه بودونابوداو یکی است
faunist کسیکه مطالعه درجانوران یک کشورمیکند
autodidact کسیکه پیش خود میاموزد
fruitarian کسیکه با میوه زندگی میکند .
depositor کسیکه پول در بانک میگذارد
inductee کسیکه وارد خدمت شده
pledger کسیکه بسلامتی کسی مینوشد
symposiast کسیکه در بزم شرکت میکند
symposiarch کسیکه جلسهای را اداره میکند
night walker کسیکه در خواب راه میرود
embracer کسیکه دردادگاه اعمال نفوذمیکند
liveryman کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
fruiter کسیکه درخت میوه میکارد
first nighter کسیکه درنخستین شب هرنمایش بتماشامیرود
demonist کسیکه معتقدبهستی دیووتوانایی اوست
stargazer کسیکه به ستاره ها خیره شده
chain-smokers کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
chain-smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
somnambulistic کسیکه درخواب راه میرود
sweaters کسیکه عرق میکند پلوور
sweater کسیکه عرق میکند پلوور
soliloquizer کسیکه باخود حرف میزند
soliloquist کسیکه باخود حرف میزند
winegrower کشتگر انگور کسیکه انگورمیکارد
paralogist کسیکه قیاس نادرست میسازد
scapegoats کسیکه قربانی دیگران شود
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
paperhanger کسیکه کاغذ دیواری می چسباند
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
paradoxist کسیکه سخنهای متناقض میگوید
elephantiac کسیکه دچاربیلپای یاجذام است
browser کسیکه جسته وگریخته میخواند
chain smoker کسیکه پشت سرهم سیگارمیکشد
ghost-writers کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost-writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
ghost writer کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
light sleeper کسیکه خوابش سبک است
personator کسیکه خودرابنام دیگری قلمدادمیکند
songwriter کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
sandbagger کسیکه کیسه شن بکار برد
sitter کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
contrapuntist کسیکه درجفت کردن اوازهااستاداست
speller کسیکه لغت را هجی میکند
ortorian کسیکه شرکت در خواندن بنماید
weaner کسیکه بچه را از شیر میگیرد
processionist کسیکه با دستهای راه میافتد
prankster کسیکه شوخی زننده کند
pseudologist کسیکه مرتبا دروغ میگوید
gunfighter کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
malaprop کسیکه واژه ها را اشتباه بکارمیبرد
watcher کسیکه پاسداری و نظارت میکند
gossiper کسیکه شایعات بی اساس میدهد
lobbyer کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
proselyte کسیکه تازه بدینی واردشود
purse bearer کسیکه کیف مهربزرگ را میبرد
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
libertines کسیکه پابند مذهب نیست
libertine کسیکه پابند مذهب نیست
lobbyists کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
lobbyist کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
watchers کسیکه پاسداری و نظارت میکند
pranksters کسیکه شوخی زننده کند
revenant کسیکه که ازغربت یاتبعیدبرگشته است
sitters کسیکه در برابر پیکرنگار می نشیند
griper کسیکه مرتب شکایت میکند
pseudologer کسیکه مرتبا دروغ میگوید
hylicist کسیکه معتقد به مادیات است
to appreciate something قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی]
relevance 1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند
enclose احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
encloses احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
enclosing احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
via حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد
querying پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
replace برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
queried پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
replaced برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
queries پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
query پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
replaces برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
replacing برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
modify تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifying تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
pushes فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pushed فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
push فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
to esteem somebody or something [for something] قدر دانستن از [اعتبار دادن به] [ارجمند شمردن] کسی یا چیزی [بخاطر چیزی ]
wool stapler کسیکه تجارت پشم خام میکند
loitering :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
color bearer کسیکه پرچم را درجایگاه نگه می دارد
loitered :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
sadistically کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
lumberjack کسیکه الوار وتیر اره میکند
loiter :کسیکه در رفتن تعلل کند پرسه زن
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
ox man کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
hylotheist کسیکه خدا و ماده را یکی میداند
milch cow کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
undertaking کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com