English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English Persian
packet boat کشتی نامه بر
Search result with all words
bareboat charter ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
bill of lading بار نامه کشتی
chater party اجاره نامه یا قرارداد اجاره کشتی تجاری
clean bill of health گواهی نامه بهداشت کشتی
Other Matches
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
certificates رضایت نامه شهادت نامه
affidavits شهادت نامه قسم نامه
certificate رضایت نامه شهادت نامه
credential گواهی نامه اعتبار نامه
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
piracy هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
semi naufragium نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
prow کشتی عرشه کشتی
prows کشتی عرشه کشتی
recredential نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
keelage حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
dock receipt قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
letters نامه
post boy نامه بر
manifests نامه
correspoundence نامه ها
letter نامه
epistle نامه
carrier نامه بر
manifest نامه
epistles نامه
breve نامه
carriers نامه بر
manifesting نامه
manifested نامه
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
letters of procurator وکالت نامه
warrant of attorney وکالت نامه
Registered mail. نامه سفارشی
letters patent نامه سرگشوده
memorandum of understanding تفاهم نامه
letters patent نامه سرگشاده
marriage contract عقد نامه
warranties ضمانت نامه
mailer نامه رسان
Letter of recommendation. توصیه نامه
epistles نامه منظوم
confession اعتراف نامه
confessions اعتراف نامه
light list چراغ نامه
note نامه رسمی
notes نامه رسمی
epistle نامه منظوم
noting نامه رسمی
letters of administration قیم نامه
letter writing نامه نگاری
letter of indemnity ضمانت نامه
letter of a اطلاع نامه
letter of a اگاهی نامه
letter no نامه شماره 5
letter missive امر نامه
letter de chancellerie نامه رسمی
letter book رونوشت نامه
leter of condolenee تعزیت نامه
leetter writing نامه نگاری
lease contract اجاره نامه
letter of indemnity غرامت نامه
contents کلمات یک نامه
letter writer نامه نویس
letter writer نامه نگاری
letter of recommendation توصیه نامه
Are there any letters for me? من نامه ای ندارم؟
letter of recommendation سفارش نامه
credentials اعتبار نامه
hear from <idiom> دریافت نامه
letter of invitation دعوت نامه
letter of introduction معرفی نامه
marriage bed عقد نامه
warranty ضمانت نامه
paean پیروزی نامه
statement of a claim افهار نامه
threnod سوگ نامه
threnode سوگ نامه
passionary مصیبت نامه
road book راه نامه
registered letter نامه سفارشی
recognizance التزام نامه
recognizance تعهد نامه
waybill بار نامه
word book واژه نامه
threnddy سوگ نامه
paeans پیروزی نامه
tenency agreement اجاره نامه
sylva درخن نامه
swearing formula سوگند نامه
swearing formula قسم نامه
swamped with letters غرق نامه
the original letter عین نامه
surety bond تضمین نامه
stemma نسب نامه
waybill راه نامه
billeting اجازه نامه
questionary پرسش نامه
storybook داستان نامه
billets اجازه نامه
herewith به این نامه
act تصویب نامه
acted تصویب نامه
billeted اجازه نامه
billet اجازه نامه
mailman نامه رسان
passionary شهادت نامه
pursuivant نامه رسان
word hoard لغت نامه
wordbook واژه نامه
fauna جانور نامه
pigeongram نامه کبوتر
written contract پیمان نامه
log book رخداد نامه
log books رخداد نامه
mailmen نامه رسان
Did you carry (deliver) the letter ? نامه را بردی یا نه ؟
summonses ابلاغ نامه
deed of endowment وقف نامه
deed of conveyance صلح نامه
decameron داستان نامه
credential استوار نامه
covering letter نامه پوششی
corrigenda غلط نامه
covering letter نامه توضیحی
covering letters نامه پوششی
covering letters نامه توضیحی
letter معرفی نامه
certificate گواهی نامه
letters معرفی نامه
concordat موافقت نامه
concessionary agreement امتیاز نامه
deed of gift هبه نامه
deed of sale بیع نامه
summonsing ابلاغ نامه
prospectus اینده نامه
prospectus اطلاع نامه
prospectuses اینده نامه
prospectuses اطلاع نامه
guaranty ضمانت نامه
genealogical tree نسب نامه
genealogical tree شجره نامه
gender tree شجره نامه
formulary دستور نامه
escape chit امان نامه
epistoler نامه نویس
demand note مطالبه نامه
deed of transfer انتقال نامه
concession deed امتیاز نامه
collins نامه پر سود
acknowledgment شهادت نامه
rental اجاره نامه
testimonials تصدیق نامه
testimonials گواهی نامه
testimonial تصدیق نامه
testimonial گواهی نامه
treaty موافقت نامه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com