English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 242 (15 milliseconds)
English Persian
pullover کشیدن به طرف بالا
pullovers کشیدن به طرف بالا
Search result with all words
windlass ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlasses ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
horizontal دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
climb بالا کشیدن
climbed بالا کشیدن
climbing بالا کشیدن
climbs بالا کشیدن
snivel اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveled اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveling اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelled اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelling اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivels اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
embezzle بالا کشیدن
embezzled بالا کشیدن
embezzles بالا کشیدن
embezzling بالا کشیدن
sniff اب بینی را بالا کشیدن
sniffed اب بینی را بالا کشیدن
sniffing اب بینی را بالا کشیدن
sniffs اب بینی را بالا کشیدن
weigh بالا کشیدن لنگر ناو
weighed بالا کشیدن لنگر ناو
weighing بالا کشیدن لنگر ناو
weighs بالا کشیدن لنگر ناو
raise بالا کشیدن
raises بالا کشیدن
hoist بالا کشیدن
hoisted بالا کشیدن
hoists بالا کشیدن
weight بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
heave بالا کشیدن
heaved بالا کشیدن
checkerein لگام برای بالا یا عقب کشیدن سر اسب
climb corridor دالان بالا کشیدن
heave in بالا کشیدن
pillaring بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
pull up point نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
to weigh anchor لنگر بالا کشیدن
Other Matches
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone . ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
snuffled باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
twinges درد کشیدن تیر کشیدن
agonise زحمت کشیدن درد کشیدن
twinge درد کشیدن تیر کشیدن
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
drags کشیدن بزور کشیدن
drag کشیدن بزور کشیدن
dragged کشیدن بزور کشیدن
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
high بالا
upper limit حد بالا
upper بالا
upside بالا
highs بالا
aweigh بالا
top بالا
highest بالا
overtone بالا تن
overtones بالا تن
upping رو به بالا
at a great age در سن بالا یی
up رو به بالا
upped بالا
upped رو به بالا
upping بالا
headwater بالا اب
in old age [in great age] در سن بالا
up بالا
above در بالا
ascendency بالا
up there ان بالا
ascendancy بالا
outreach بالا
on high در بالا
aloft بالا
atop بالا
up stairs بالا
balconies لژ بالا
gallery لژ بالا
uppermost از بالا
overhead بالا
overhead سر بالا
galleries لژ بالا
over- بالا
over بالا
balcony لژ بالا
lever bridge پل بالا رو
superincumbent از بالا
to puff out بالا امدن
spoke bone زند بالا
to puff up بالا امدن
puking بالا اوردن
shoot out بالا جستن
pushup بالا فشردنی
to set in بالا امدن
escalated بالا گرفتن
escalates بالا گرفتن
escalating بالا گرفتن
high order رتبه بالا
high impedance امپدانس بالا
highlight نور بالا
oversize سایز بالا
radio frequency فرکانس بالا
to bring up بالا اوردن
shoot forth بالا جستن
regorge بالا اوردن
res noitaloseR بالا
scandent بالا رونده
highlighted نور بالا
pukes بالا اوردن
puked بالا اوردن
soars بالا رفتن
lifted بالا بردن
lifting جر ثقیل بالا بر
lifting بالا دادن
the upper storey اشکوب بالا
lifting بالا بردن
lifts جر ثقیل بالا بر
lifts بالا دادن
they were filfty at the outsid دست بالا
lifts بالا بردن
Please come up . بفرمائید بالا
to cast the g. بالا اوردن
surmountable بالا قرارگرفتنی
lifted بالا دادن
soared بالا رفتن
high-class از طبقات بالا
puke بالا اوردن
shoot-outs بالا جستن
to fetch up بالا اوردن
shoot-out بالا جستن
talll بلند بالا
lift جر ثقیل بالا بر
lift بالا دادن
the above figures ارقام بالا
lift بالا بردن
soar بالا رفتن
lifted جر ثقیل بالا بر
lifting device ابزار بالا بر
highlights نور بالا
upper bound کران بالا
high wing بال بالا
high voltage ولتاژ بالا
high temperature دمای بالا
high storage انباره بالا
high resolution وضوح بالا
all-time بالا یا پایینترین حد
high precison دقت بالا
upgrade بالا بردن
upgrade از درجه بالا
upgrade بطرف بالا
chock-a-block بالا کشیده
upgraded بالا بردن
upwards بطرف بالا
upward rotation چرخش رو به بالا
uptake بالا برنده
joo chin pyon soon koot کف دست بالا
upper beam تیر بالا
upraise بالا بردن
wrappers بالا پوش
wrapper بالا پوش
uprear بالا بردن
upriser بالا رونده
uplifter بالا برنده
jack up بالا بردن
it comes from above از بالا می آید
intumesce بالا امدن
upward compatible همساز رو به بالا
upward flow جریان رو به بالا
upgraded از درجه بالا
upgraded بطرف بالا
rally بالا بردن قی مت
escalate بالا گرفتن
toss your oars پارو بالا
topsides قسمت بالا
topside قسمت بالا
topmast دکل بالا
upward بطرف بالا
upper classes طبقه بالا
top pour ریختن از بالا
top cast ریختن از بالا
top carriage قنداق بالا
upper class طبقه بالا
plan view دید از بالا
rallies بالا بردن قی مت
rallied بالا بردن قی مت
on stilts بالا ایستاده بل
upgrades بالا بردن
upgrades از درجه بالا
upgrades بطرف بالا
up and down بالا و پایین
long precision با دقت بالا
upgrading بالا بردن
unfield میدان بالا
upward motion حرکت رو به بالا
upgrading از درجه بالا
mountant بالا رونده
upgrading بطرف بالا
plan view نمای بالا
high frequency alternator ژنراتورفرکانس بالا
Mts بالا رفتن
abovestairs طبقه بالا
elevate بالا بردن
elevates بالا بردن
elevating بالا بردن
promote بالا بردن
promoted بالا بردن
promotes بالا بردن
promoting بالا بردن
Mt بالا رفتن
to turn up [collar] به بالا پیچیدن
raise of loom بالا بردن
warp beam نورد بالا
to fold up به بالا تا زدن
to hinge up به بالا تا زدن
to tilt up به بالا تا زدن
to turn up [collar] به بالا تا زدن
to fold up به بالا پیچیدن
to hinge up به بالا پیچیدن
to tilt up به بالا پیچیدن
ascendance بالا رفتن
superstructures ساختار بالا
superstructure ساختار بالا
tossing بالا انداختن
tosses بالا انداختن
tossed بالا انداختن
toss بالا انداختن
raise بالا بردن
raises بالا بردن
up <adv.> به بالا [آمدن]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com