Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
sock
کفش راحتی بی پاشنه
Search result with all words
huarache
کفش راحتی پاشنه کوتاه
Other Matches
heels
پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
heel
پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
conveniences
راحتی
convenience
راحتی
eased
راحتی
ease
راحتی
easing
راحتی
eases
راحتی
comfortableness
راحتی
relief
راحتی
slippers
کفش راحتی
armchair
صندلی راحتی
davenport
نیمکت راحتی
fleshpots
راحتی جسمانی
shoepac
کفش راحتی
shoepack
کفش راحتی
easement
راحتی اسایش
armchairs
صندلی راحتی
slipper
کفش راحتی
comforter
راحتی بخش
slack suit
لباس راحتی
plimsoll
کفش راحتی
morris chair
صندلی راحتی
arm chair
صندلی راحتی
sandal
کفش راحتی
sandals
کفش راحتی
plimsolls
کفش راحتی
pantofle
کفش راحتی
comforters
راحتی بخش
off duty
مرخصی راحتی نگهبانی
juliet
کفش راحتی زنانه
circulating
آنچه به راحتی می چرخد
peacefulness
راحتی صلح جوئی
warm one's blood/heart
<idiom>
احساس راحتی کردن
accommodation
منزل وسایل راحتی
unaccommodated
بدون وسایل راحتی
discomfort relief ratio
بهر راحتی- ناراحتی
accommodations
منزل وسایل راحتی
ease of movement
سهولت حرکت راحتی مانور
sit back
<idiom>
راحتی داشتن ،مرخصی گرفتن
security blanket
<idiom>
استفاده از چیزی برای راحتی
whip up
<idiom>
به راحتی وسریع به انجام رساندن
hammock chair
صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
ergonomics
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
reducing
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduce
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
plugs
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plug
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugging
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
talons
پاشنه پا پاشنه
after castle
پاشنه
wakes
کف پاشنه
waked
کف پاشنه
bridge shoe
پاشنه
bridge shoe
پاشنه پل
wake
کف پاشنه
heelpiece
پاشنه
door hinge
پاشنه
heels
پاشنه در
heels
ته پاشنه کف
stern
پاشنه
heels
پاشنه
bridge seat
پاشنه پل
heel
پاشنه سد
heel
پاشنه در
sterner
پاشنه
heel
ته پاشنه کف
heel
پاشنه
door hinge
پاشنه در
sterns
پاشنه
heels
پاشنه سد
talon
پاشنه پا پاشنه
shoe lift
پاشنه کش
pivot
پاشنه در
shoeing
پاشنه
shoe
پاشنه
door-furniture
پاشنه ی در
pivots
پاشنه در
sternest
پاشنه
pivoted
پاشنه در
upstream toe
پاشنه سد
shoes
پاشنه
triggers
پاشنه
trigger
پاشنه
overtaking light
پاشنه
pivot footstep
پاشنه
cupped
پاشنه در
cups
پاشنه در
quarter deck
پاشنه
cup
پاشنه در
triggered
پاشنه
partition
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
partitions
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
calcaneum
استخوان پاشنه
heel cut
محافظ پاشنه پا
heel loop
قوس پاشنه
dead astern
درست پاشنه
dwi chook
پشت پاشنه پا
heel
پاشنه
[کفش]
fantail
پاشنه ناو
heelpiece
پاشنه پوش
heeltap
لایی پاشنه
quarter boom
تیرک پاشنه
quarter boom
بوم پاشنه
poop deck
بالاترین پل پاشنه
mizzen sail
بادبان پاشنه
pivot instep kick
ضربه با پاشنه پا
kick with the heel
ضربه با پاشنه پا
heeler
پاشنه ساز
stern rope
طناب پاشنه
trunnion
پاشنه افقی
trim aft
نشست پاشنه
following sea
موج پاشنه
transom stern
پاشنه صاف
transom stern
پاشنه تخت
toe protection
پاشنه بندی
heel and toe
با پنجه و پاشنه
tiller flat
سکان پاشنه
kedge anchor
لنگر پاشنه
step
پاشنه کفش
to take to ones heels
پاشنه راورکشیدن
sternest
پاشنه ناو
sterner
پاشنه ناو
pivoted
پاشنه گردان
stern
پاشنه ناو
stepping
پاشنه کفش
pivots
پاشنه گردان
shoehorns
پاشنه کش کفش
slipshod
پاشنه خوابیده
shoehorn
پاشنه کش کفش
sterns
پاشنه ناو
abaft
به سمت پاشنه
aft spring
اسپرینگ پاشنه
aftermost
نزدیک پاشنه
after turret
توپ پاشنه
boat tail
پاشنه قایق
pivot
پاشنه گردان
bootjack
پاشنه کش چکمه
insteps
پاشنه جوراب یاکفش
instep
پاشنه جوراب یاکفش
shoeing
پاشنه کیل ناو
running free
بادبانی با باد پاشنه
splash board
سپر پاشنه قایق
percussion gun
تفنگ پاشنه دار
top lift
طبقه زیرین پاشنه پا
shoehorn
پاشنه کش بکار بردن
on the quarter
در جهت پاشنه ناو
shoe
پاشنه کیل ناو
stern fast
طناب پاشنه قایق
stern hook
نفر پاشنه قایق
pivoted
پاشنه محور چرخ
pivot
پاشنه محور چرخ
pivot
روی پاشنه چرخیدن
pivoted
روی پاشنه چرخیدن
pivots
پاشنه محور چرخ
pivots
روی پاشنه چرخیدن
pirouettes
چرخ روی پاشنه
pirouette
چرخ روی پاشنه
taffrail
نرده پاشنه ناو
sternfast
طناب پاشنه قایق
stern post
ستون پاشنه ناو
shoes
پاشنه کیل ناو
shoehorns
پاشنه کش بکار بردن
swivelled
لولای پاشنه گرد
by the stern
از طرف پاشنه ناو
heeltap
لایه پاشنه کفش
heel
پاشنه پی دیواره حائل یا سد
heel
در پاشنه قرار گرفتن
block heel
نعلبند پاشنه اسب
heels
پاشنه پی دیواره حائل یا سد
heel thrust
فشار پاشنه پا در پیچیدن
heel kick
ضربه با پاشنه پا به عقب
fore foot
کیل ناو در پاشنه
heels
توپ را با پاشنه پا رد کردن
heel
توپ را با پاشنه پا رد کردن
after body
قسمت پاشنه ناو
swivels
لولای پاشنه گرد
ensign staff
میله پرچم پاشنه
swivel
لولای پاشنه گرد
drilling shoe
پاشنه ی مته کاری
MNP 0
پروتکل تصحیح خطای ارتباطی که میتواند داده راحتی روی اتصالات تلفن ضعیف منتقل کند
stern tube
لوله اژدر پاشنه ناو
sternway
پیشروی ناواز سمت پاشنه
pivoted
روی پاشنه گشتن چرخیدن
pivot
روی پاشنه گشتن چرخیدن
chopine
نوعی کفش پاشنه بلند
dead astern
درست در سمت پاشنه ناو
fore and aft
امتداد سینه تا پاشنه ناو
pivots
روی پاشنه گشتن چرخیدن
trimmest
کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
kickoff
ضربه ازاد با پاشنه پا درشروع
snowplow
توقف با بردن پاشنه ها بعقب
napoleon
چکمه پاشنه بلند ناپلئونی
trim
کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
trims
کج شدن ناو از سینه یا پاشنه
roughshod
دارای نعل پاشنه دار
brogan
چکمه سنگین پاشنه دار لهجه محلی
french heel
پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
ikons
نشانه نگرافیکی یا تصویر کوچک روی صفحه نمایش که در سیستم کامپیوتری محاورهای به کار می رود تا یک تابع را به راحتی مشخص کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com