Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
shiner
کفش چرمی برقی
Other Matches
vacuums
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuumed
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuum
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
leatherly
چرمی
leathern
چرمی
leathery
چرمی
leather belt
تسمه چرمی
valise
کیسه چرمی
medicine ball
توپ چرمی
leather
چرمی کردن
leather
قیش چرمی
leather
بند چرمی
strap
بند چرمی
straps
بند چرمی
kid gloves
دستکش چرمی
valises
کیسه چرمی
taws
تازیانه چرمی
holster
جلد چرمی
jerkins
نیمتنه چرمی
jerkin
نیمتنه چرمی
holsters
جلد چرمی
bullwhip
شلاق چرمی
gaskets
واشر مقوایی یا چرمی
finger tab
دستکش چرمی سوراخدارکمانگیر
blackjack
چماق یا شلاق چرمی
cf
مخفف جلد چرمی
gasket
واشر مقوایی یا چرمی
leathers
لباس چرمی محافظ
leather trousers
{pl}
شلوار چرمی
[پوشاک و مد]
leather pants
{pl}
[American]
شلوار چرمی
[پوشاک و مد]
lederhosen
شلوار چرمی
[پوشاک و مد]
holsters
در جلد چرمی قرار دادن
palm and needle
کفه چرمی ملوانی و سوزن
holster
در جلد چرمی قرار دادن
jerkins
کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
portfolios
کیف چرمی بزرگ مقام
jerkin
کت چرمی مردانه که به تن چسبیده باشد
sweatband
نوار چرمی دور کلاه
sweatbands
نوار چرمی دور کلاه
portfolio
کیف چرمی بزرگ مقام
aparejo
نوعی پالان چرمی یا پارچهای
power traverse
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
welt
حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
armguard
قطعه چرمی محافظ دست کمانگیر
butting
حلقه چرمی دور دستگیره پارو
welts
حاشیه چرمی دور چیزی مغزی
keepers
تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
trap
فاصله چرمی بین شست انگشتان دستکش
keeper
تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
sporran
چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
thoroughbrace
تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
crupper
تکه چرمی که به پشت زین بسته میشود واز زیر دم اسب میگذرد
sabretache
خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
half bound
درپشت وگوشه هاچرمی ودردوطرف پارچهای چرمی پارچهای
electric
برقی
galvanic
برقی
powers
برقی
electrical
برقی
before you know it
برقی
power
برقی
powering
برقی
electricians mate
برقی
powered
برقی
holsters
جلد چرمی هفت تیر وتپانجه جلد
attache case
کیف اداری
[کیف جعبه ای دستی چرمی]
holster
جلد چرمی هفت تیر وتپانجه جلد
brief case
[briefcase]
کیف اداری
[کیف جعبه ای دستی چرمی]
electric train
ترن برقی
electropathy
معالجه برقی
electric welding
جوشکاری برقی
electromotor
موتور برقی
electric welding
جوش برقی
electrical shant
مهار برقی
electric spectrum
طیف برقی
electric soldering iron
هویه برقی
electric train
قطار برقی
electric thermometer
دماسنج برقی
electrotherapeutics
درمان برقی
electric heater
بخاری برقی
electric furnace
بوته برقی
electrical circuit
مدار برقی
electric fluid
سیال برقی
electrical series
زوجهای برقی
electrical resistance
مقاومت برقی
electrical induction
القای برقی
electrical sheet
ورقهای برقی
electrical energy
انرژی برقی
electrical discharge
تخلیه برقی
electrical conductor
رسانای برقی
electrise
برقی کردن
electric furnace
کوره برقی
electrochemical
برقی- شیمیایی
electromagnet
اهنربای برقی
electrometallurgy
متالورژی برقی
electric flux
شاره برقی
electrothermal printer
چاپگرحرارتی برقی
electrotype
چاپ برقی
trolleybus
اتوبوس برقی
two unit system
دستگاه دو برقی
vulcanization
جوش برقی
vulcanizer
جوشکار برقی
trolley bus
اتوبوس برقی
trolley buses
اتوبوس برقی
escalator
پله برقی
moving staircase
پله برقی
moving stairway
پله برقی
trolley car
اتوبوس برقی
triple ignition
احتراق سه برقی
electrotype
قالب برقی
eletro luminescence
لومینسانس برقی
foud royant a
سکته برقی
frigidaire
یخچال برقی
gymnotus
مارماهی برقی
trolly
واگن برقی
moving staircase
پله برقی
non electric
غیر برقی
power blower
دمنده برقی
power turret
برجک برقی
single ignition
احتراق تک برقی
thermoelectric
دما برقی
thermistor
رزیستور برقی
three unit electrical system
دستگاه سه برقی
electrify
برقی کردن
escalator
پله برقی
hot-plates
اجاق برقی
power broom
جاروی برقی
vacuum cleaner
جاروی برقی
vacuum cleaners
جاروی برقی
cable car
تراموای برقی
cable cars
تراموای برقی
chain saw
اره برقی
appliances
وسیله برقی
chain saws
اره برقی
refrigerators
یخچال برقی
powering
توان برقی
all electric
تماما"برقی
before you can say knife
برقی ناگهان
current consuming device
وسیله برقی
hot-plate
اجاق برقی
hot plate
اجاق برقی
escalators
پله برقی
electrification
برقی کردن
electrifies
برقی کردن
electric shock
ضربه برقی
electric shocks
ضربه برقی
hot seat
صندلی برقی
refrigerator
یخچال برقی
electrified
برقی کردن
patent leather
چرم برقی
trolleys
واگن برقی
trolley
واگن برقی
trams
واگن برقی
tram
واگن برقی
thermoelectric
گرما برقی
elements
سازه برقی
element
سازه برقی
electroreceptive device
وسیله برقی
receiving apparatus
وسیله برقی
appliance
وسیله برقی
electric current
جریان برقی
dual magneto
مگنت دو برقی
electric cleaner
جارو برقی
powered
دستگاه برقی
electric , drill
مته برقی
powered
توان برقی
power
دستگاه برقی
electric charge
بار برقی
electric amalgam
ملغمه برقی
electric arch
قوس برقی
electric candle
شمع برقی
electric brake
ترمز برقی
dual ignition
احتراق دو برقی
electrifying
برقی کردن
electric power
توان برقی
electric machine
دستگاه برقی
powers
دستگاه برقی
electric light
روشنایی برقی
power
توان برقی
powers
توان برقی
powering
دستگاه برقی
electric iron
اطو برقی
electric cushion
بالش برقی
twin plug
دو شاخه وسایل برقی
trolley frog
شاخک ترن برقی
trolley car
واگن برقی شهری
trolley wire
سیم ترن برقی
voltameter
ولتاژ سنج برقی
volcanize
جوش برقی دادن
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
utensil plug
دو شاخه وسایل برقی
trolley
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
trolley cross over
صلیب ترن برقی
trolleybus
واگن برقی شهری
phototube
لامپ نور- برقی
streetcar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
escalators
پله های برقی
two pin plug
دو شاخه وسایل برقی
tramlines
خط مخصوص واگن برقی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com