English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (33 milliseconds)
English Persian
defraud کلاه برداری کردن
defrauded کلاه برداری کردن
defrauding کلاه برداری کردن
defrauds کلاه برداری کردن
Search result with all words
salami technique کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
Other Matches
rip-offs کلاه برداری
rip-off کلاه برداری
swindles کلاه برداری
swindled کلاه برداری
swindle کلاه برداری
gaud کلاه برداری
fraudulence کلاه برداری
frauds کلاه برداری
fraud کلاه برداری
gross f. کلاه برداری بزرگ
with intent to defraud بقصد کلاه برداری
To live on borrowed money . To play for time . این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
phyrgian cap یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencilled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
cask کلاه جنگی کلاه خود
casks کلاه جنگی کلاه خود
get round the law با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
jasey کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
To search ones conscience . کلاه خود را قا ضی کردن
squaring مرتب کردن کلاه
squares مرتب کردن کلاه
squared مرتب کردن کلاه
to block a hat قالب کردن یک کلاه
square مرتب کردن کلاه
stripping نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
swindled کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindle کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindles کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
exploiting بهره برداری کردن از
tapped بهره برداری کردن از
utilised بهره برداری کردن
tap بهره برداری کردن از
tapping بهره برداری کردن از
exploit بهره برداری کردن از
safing چاشنی برداری کردن
utilises بهره برداری کردن
utilising بهره برداری کردن
utilizes بهره برداری کردن
utilize بهره برداری کردن
utilizing بهره برداری کردن
sample نمونه برداری کردن
sampled نمونه برداری کردن
mapping نقشه برداری کردن
exploits بهره برداری کردن از
unveiled نمودار کردن پرده برداری
sampling نمونه برداری مزه کردن
unveiling نمودار کردن پرده برداری
unveil نمودار کردن پرده برداری
unveils نمودار کردن پرده برداری
photo imagery عکس برداری کردن از زمین
operated عمل کردن بهره برداری کردن
operate عمل کردن بهره برداری کردن
operates عمل کردن بهره برداری کردن
spear سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
bessel method پیدا کردن محل توقفگاه به روش بسل سیستم نقشه برداری بسل
redundancies نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancy نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
maps نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
map نقشه برداری کردن تهیه نقشه نقشه کشی کردن
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
copies پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copied پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
aigret گل کلاه
beau کج کلاه
pretty fellow کج کلاه
cap کلاه
chapeau کلاه
opera hat کلاه له شو
head piece کلاه
capped کلاه
bilk کلاه سر
pompom گل کلاه
panache پر کلاه
headgear کلاه
ice cap یخ کلاه
ice-cap یخ کلاه
ice-caps یخ کلاه
hat کلاه
jack a dandy کج کلاه
nightcaps شب کلاه
nightcap شب کلاه
hats کلاه
cappa کلاه
bonnets کلاه سرگذاشتن
stetsons کلاه کابوی
stetsons کلاه وسترن
trilbies کلاه شاپو
bonnet کلاه سرگذاشتن
rug [American E] کلاه گیس
plume پر کلاه زنان تل
hats کلاه کاردینالی
plumes پر کلاه زنان تل
pavilion کلاه فرنگی
door lintel کلاه چهارچوب
kepi کلاه کپی
poll راس کلاه
polled راس کلاه
polls راس کلاه
hatpin گیرهی کلاه
hatpins گیرهی کلاه
fraudulent کلاه بردار
capping کلاه سازی
hairpiece کلاه گیس
hairpieces کلاه گیس
caskets کلاه خدمت
cock کج نهادگی کلاه
cocking کج نهادگی کلاه
cocks کج نهادگی کلاه
stetson کلاه وسترن
stetson کلاه کابوی
Welsh کلاه گذاشتن
hat کلاه کاردینالی
streamer نوارلباس یا کلاه
pavilions کلاه فرنگی
hatter کلاه فروش
hoods کلاه خود
hood کلاه اهنی
hood کلاه خود
pitch cap کلاه زفت
mantle کلاه توری
mantles کلاه توری
uncap کلاه از سر برداشتن
fools cap کلاه قیفی
streamers نوارلباس یا کلاه
pergola کلاه فرنگی
periwig کلاه گیس
pergolas کلاه فرنگی
galea کلاه خود
casket کلاه خدمت
peruke کلاه گیس
petasus کلاه بالدار
fop کج کلاه ابله
tricorn کلاه سه ترک
tricone کلاه سه ترک
bathing caps کلاه حمام
miyred کلاه دار
crash helmets کلاه ایمنی
panama hat کلاه پاناما
panama hats کلاه پاناما
rain hat کلاه بارانی
hoods کلاه اهنی
rain cap کلاه کریلی
balaclava کلاه دوچشمی
bathing cap کلاه حمام
mutch کلاه کتانی
welch کلاه گذاشتن
hat block قالب کلاه
hat in hand کلاه دردست
hat tree کلاه اویز
postiche کلاه گیس
helmet liner کلاه فیبری
helmet liner کلاه کاسک
high hat کلاه بلند
balaclavas کلاه دوچشمی
d's cap کلاه قیفی
swindlers کلاه گذار
helmet کلاه خود
helmet کلاه اهنی
hatboxes جعبه کلاه
helmets کلاه خود
hatbox جعبه کلاه
wig کلاه گیس
crush hat کلاه بازیگرخانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com