English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
Acrimonious words کلمات تلخ و نیشدار
Other Matches
speech بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
speeches بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
spellchecker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
laniary نیشدار
caustic نیشدار
snide نیشدار
aculeate نیشدار
fanged نیشدار
fleer خنده نیشدار
punctual نیشدار صریح
mordant گوشه دار نیشدار
sarcastic نیشدار زهرخنده دار
poignant نیشدار گوشه دار
wry <adj.> نیشدار [کنایه دار]
ironic <adj.> نیشدار [کنایه دار]
ironical <adj.> نیشدار [کنایه دار]
sarcastic <adj.> نیشدار [کنایه دار]
pointed کنایه دار نیشدار
epigram سخن نیشدار قطعه هجایی
epigrams سخن نیشدار قطعه هجایی
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
to speak daggers سخت سخت یا نیشدار گفتن
terminologies کلمات فنی
contents کلمات یک نامه
VIP مخفف کلمات
the f. words کلمات زیرین
VIPs مخفف کلمات
i ran the words through ان کلمات را خط زدم
shan't مخفف کلمات not shall
spate سیل کلمات
logion کلمات قصار
addressing و کلمات افست
terminology کلمات فنی
code word کلمات رمزی
code words کلمات رمزی
word of mouth کلمات مصطلح
control words کلمات کنترلی
verbalist منقد کلمات
apothegm کلمات قصار
play on words <idiom> بازی با کلمات
word salad سالاد کلمات
declension صرف کلمات
word square جدول کلمات متقاطع
crossword puzzle جدول کلمات متقاطع
delete بریدن کلمات یک متن
wordage کلمات واژه بندی
deleted بریدن کلمات یک متن
anastrophe تعویض کلمات یک عبارت
aphorize کلمات قصار گفتن
malapropism سوء استعمال کلمات
opposites test ازمون کلمات متضاد
deleting بریدن کلمات یک متن
deletes بریدن کلمات یک متن
jiving کلمات بیهوده واحمقانه
jives کلمات بیهوده واحمقانه
end spell خاتمه کلمات رمز
aphorism پند کلمات قصار
aphorisms پند کلمات قصار
reserved words کلمات ذخیره شده
prowords کلمات جلوی جملات
phonics تلفظ وهجاهای کلمات
phonetic alphabet کلمات قراردادی مخابراتی
charade جدول کلمات متقاطع
euphony خوش اهنگی کلمات
jived کلمات بیهوده واحمقانه
jive کلمات بیهوده واحمقانه
in so many words با عین این کلمات
permutation table جدول کلمات رمز
voder یک ترکیب کننده کلمات
she'd مخفف کلمات had sheوwould she
padding کلمات یارکوردهای ساختگی
anastrophe قلب عبارت کلمات مقلوب
acephalo که با کلمات دیگر ترکیب میشود
awol مخفف کلمات leave absentwithout
helminth کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
helmintho کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
posy کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
heading کلمات ابتدای هر صفحه متن
gulp گروهی از کلمات معمولا دو بایت
SOS مخفف کلمات ship our save
lip-reads کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
syllabary فهرست سیلاب یا هجاهای کلمات
semantics معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
sweet words (voice,sleep کلمات ( صدا خواب )شیرین
headers کلمات در بالای صفحه متن
header کلمات در بالای صفحه متن
gulping گروهی از کلمات معمولا دو بایت
worded تعداد کلمات در فایل یا متن
word تعداد کلمات در فایل یا متن
headings کلمات ابتدای هر صفحه متن
gulped گروهی از کلمات معمولا دو بایت
wpm تعداد کلمات دردقیقه inute
talk down to someone <idiom> از کلمات ساده استفاده کردن
oxymoron استعمال کلمات مرکب متضاد
oxymoron استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
gulps گروهی از کلمات معمولا دو بایت
navigation چند رسانهای با کلمات کلیدی
epigrammatic وابسته به لطیفه و کلمات قصار
posies کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
diabol کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
speeches تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
cardio کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
A dictionary tell you what words mean . فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
diabolo کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
speech تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
kilo واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
cardia کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
cardi کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
wac حروف اول کلمات armycorps s"women
epexegesis کلمات افزوده شده برای توضیح
slobber تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbered تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbering تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
chain مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
chains مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
kilos واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
phonemics علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
lipreading فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
keying material مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
colons که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colon که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
purists شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
purist شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
syllabary جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
diachrony تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
logogram واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
logograph واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
cunclude تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
wordprocessing شرکت متخصص در پردازش کلمات برای شرکتهای دیگر
VRML سیستمی که به سازندگان امکان ایجاد کلمات سه بعدی در صفحه وب میدهد
hyphenation تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
kyrie دعای مناجاتی که با کلمات >ای خداوند بر مارحم فرما<اغاز میشود
word کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
edit کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
edited کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
acronym کلمه ای که از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
language سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
worded کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
languages سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
align ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligned ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligning ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligns ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
achromato کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
achromat کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
hypermedia متن با کلمات کلیدی خاص که قادر به نمایش تصویر و صوت باشد
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
serials کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
alliterate اوردن کلمات با صدای مترادف مثل :sun the was whensoft season summer in
shared پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
acronyms کلمه ایکه از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
thirty two bit system سیستم ریز کامپیوتر یا CPU که داده را در کلمات سی و دو بیتی کنترل میکند
share پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
list لیستی از کلمات که استفاده نمیشوند یا برای جستجوی در فایل به کار نمیروند
serial کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
serials ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
kwic روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
names لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
name لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
serial ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
anagram مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
anagrams مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
linguistics علم السنه واشتقاق لغات وساختمان وترکیب کلمات وصرف ونحو لسانیات
microprocessor UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
justify تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
voice توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
justifying تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
acro میباشدو با کلمات ترکیب میشودمانند: Acro-Carpous که بمعنی " دارای میوه در راس " است
voicing توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voices توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
justifies تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
acr میباشدو با کلمات ترکیب میشودمانند: Acro-Carpous که بمعنی " دارای میوه در راس " است
microprocessors UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
central که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
nomenclature سیستم از پیش تعریف شده برای انتساب کلمات و نشانه ها به اعداد یا اصط لاحات
interword spacing فضای متغیر بین کلمات متن برای اینکه خط وط وسط و مرتب قرار گیرند
thesaurus فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
word star یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
phonetician متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
thesauruses فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
justifying تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
justifies تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
justify تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
tabulator بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
string سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
flash card ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
justification مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com