English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
symmetrical alternating quantity کمیت متناوب متقارن نامتوازن
Other Matches
alternating quantity کمیت متناوب
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
alternated متناوب کردن متناوب بودن
alternate متناوب کردن متناوب بودن
alternates متناوب کردن متناوب بودن
unbalanced نامتوازن
dissymmatric نامتوازن
uneven development توسعه نامتوازن
unbalanced budget بودجه نامتوازن
unbalanced growth رشد نامتوازن
skewing تحریف کردن نامتوازن
skews تحریف کردن نامتوازن
unbalanced load بار خارجی نامتوازن
skew تحریف کردن نامتوازن
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
symmetrical متقارن
concurrent متقارن
palindromes متقارن
isochronal متقارن
symmetric متقارن
palindrome متقارن
homolographic متقارن
simultaneous متقارن
isochronous متقارن
symmetrization متقارن
symmetric هم اندازه متقارن
symmetrical system جریان متقارن
summetrical defence دفاع متقارن
polarises متقارن کردن
symmetrize متقارن ساختن
symmetry stretching کشش متقارن
symmetry substance ماده متقارن
symmetry top فرفرهای متقارن
axially symmetric متقارن محوری
symmetric list لیست متقارن
symmetrical distribution توزیع متقارن
symmetric matrix ماتریس متقارن
symmetry vibration ارتعاش متقارن
syzygy جفت متقارن
polarising متقارن کردن
polarize متقارن کردن
polarizes متقارن کردن
asymmetrical غیر متقارن
centrosymmetric متقارن مرکزی
axisymmetric متقارن محوری
turkish knot گره متقارن
times متقارن ساختن
zygomorphic متقارن الطرفین
bilateral متقارن الطرفین
time متقارن ساختن
timed متقارن ساختن
equilateral ازدوطرف متقارن
polarizing متقارن کردن
polarised متقارن کردن
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
symmetry double bond پیوند دوگانه متقارن
balanced transmission line سیم انتقال متقارن
allocheiria جابجایی بساوشی متقارن
allochiria جابجایی بساوشی متقارن
symmetrical pawn structure ساختمان پیادهای متقارن
holohedral دارای بلورهای متقارن
homocercal دارای دم قرینه متقارن الذنب
radiosymmetrical دارای اضلاع یا شعاعهای متقارن
subcordate بشکل قلب غیر متقارن
anisometric دارای قسمتهای غیر متقارن
rhombus wing بالی با سطح مقطع متقارن
isocline دارای شیب متقارن ومساوی
polar دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
counter vailing power تقارن دو نیروی اقتصادی نیروهای متقارن
quantum کمیت
quant کمیت
scalar کمیت
shagreen کمیت
quantity کمیت
quantities کمیت
Gulli motife [نوعی گل و بته متقارن در فرش های ترکمن]
cypher [حروف بزرگ الفبا در طرح های متقارن]
pulsating quantity کمیت ضربانی
scalar quantity کمیت عددی
sinusoidal quantity کمیت سینوسی
quantity control کنترل کمیت
vector quantity کمیت برداری
scalar quantity کمیت نردهای
certificating of quantity گواهی کمیت
batch quantity کمیت گروهی
oscillating quantity کمیت نوسانی
peridic quantity کمیت تناوبی
quantifier کمیت سنج
certificate of quantity گواهی کمیت
physical quantity کمیت فیزیکی
scalar quantity کمیت اسکالر
pseudoscalar quantity کمیت شبه عددی
quantification کمیت پذیر کردن
conserved quantity کمیت پایسته [فیزیک]
damped sinusoidal quantity کمیت سینوسی میرنده
conserved quantity کمیت ثابت [فیزیک]
phase of a sinusoidal quantity فاز کمیت سینوسی
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
observable quantity کمیت مشاهده پذیر
quantifying کمیت را تعیین کردن
quantifies کمیت را تعیین کردن
evaluate محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantity surveyors ارزیاب کمیت مواد
quantified کمیت را تعیین کردن
evaluates محاسبه یک مقدار یا کمیت
scalar quantity کمیت غیر برداری
quantity surveyor ارزیاب کمیت مواد
evaluating محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluated محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantify کمیت را تعیین کردن
telemetry اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
even کمیت یا عدد که ضریب دو است
scalar کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
evaluation عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluations عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
measure روش محاسبه اندازه یا کمیت
scalar quantity کمیت نرده ای [فیزیک] [ریاضی]
spotty متناوب
continual متناوب
intermissive متناوب
intremittent متناوب
interrupted متناوب
altern متناوب
intermittent متناوب
periodic متناوب
alternating متناوب
quotas کمیت تعیین شده توسط دولت
quota کمیت تعیین شده توسط دولت
keying قطع متناوب
jerky تشنجی متناوب
intermittent current جریان متناوب
intermittent error خطای متناوب
intermitter متناوب کننده
interval exercises تمرینهای متناوب
off and on بطور متناوب
spasmodic efforts کوشش متناوب
periodic duty کار متناوب
work interval کار متناوب
relief interval استراحت متناوب
gating قطع متناوب
staggers متناوب تردیدداشتن
interchanges متناوب ساختن
interchanged متناوب ساختن
alternating field میدان متناوب
pealing طنین متناوب
alternating load بار متناوب
flows حرکت متناوب
peals طنین متناوب
flowed حرکت متناوب
fluctuating load بار متناوب
interchanging متناوب ساختن
intermittently بطور متناوب
staggering متناوب تردیدداشتن
stagger متناوب تردیدداشتن
alternates تعویض متناوب
pealed طنین متناوب
alternate track شیار متناوب
alternating arc قوس متناوب
alternate تعویض متناوب
peal طنین متناوب
alternating copolymer همبسپار متناوب
alternating perspective نمای متناوب
alternating stress تنش متناوب
flow حرکت متناوب
differential compaction تراکم متناوب
alternated تعویض متناوب
interchange متناوب ساختن
alternator متناوب ساز
alternating current جریان متناوب
alternators متناوب ساز
intermittent reception موجگیری متناوب
alternative reinforcement تقویت متناوب
periodic متناوب پریودیک
AC برق متناوب
alternative current جریان متناوب
dimensionless quantity کمیت بدون بعد [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
warping پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
alternates یک درمیان امدن متناوب
intermittent rating کار اسمی متناوب
single phase alternating current جریان متناوب یک فازه
reciprocating دارای حرکت متناوب
variations نوسان متناوب پراکندگی
variation نوسان متناوب پراکندگی
alternated یک درمیان امدن متناوب
alternate یک درمیان امدن متناوب
three phase alternating current جریان متناوب سه فازه
alternators مولد جریان متناوب
intermittent rain بارش متناوب باران
alternators دینام جریان متناوب
alternator دینام جریان متناوب
alternator مولد جریان متناوب
rectification of an alternating current یکسوکنندگی جریان متناوب
implusive discharge تخلیه غیر متناوب
alternating stress test ازمایش تنش متناوب
alternating current instrument سنجه جریان متناوب
alternating current circuit مدار جریان متناوب
power of alternating current توان جریان متناوب
load reversal دوره بارگذاری متناوب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com