Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (3 milliseconds)
English
Persian
withdrawal
کنار کشیدن
withdrawals
کنار کشیدن
recede
کنار کشیدن
receded
کنار کشیدن
recedes
کنار کشیدن
receding
کنار کشیدن
bow out
کنار کشیدن
Other Matches
bouse
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
snuffling
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
twinges
درد کشیدن تیر کشیدن
agonise
زحمت کشیدن درد کشیدن
twinge
درد کشیدن تیر کشیدن
drags
کشیدن بزور کشیدن
dragged
کشیدن بزور کشیدن
drag
کشیدن بزور کشیدن
waterfront
اب کنار
lotus
کنار
marge
کنار
brim
کنار
banks
کنار
brimming
کنار
border line
خط کنار
bourne
کنار
brimmed
کنار
waterfronts
اب کنار
marginate
کنار
rims
کنار
rim
کنار
off
از کنار
lotos
کنار
side aisle
کنار
brink
کنار
border
کنار
bordered
کنار
lote
کنار
lotuses
کنار
on shore
بر کنار
limit
کنار
margins
کنار
margin
کنار
bordering
کنار
along side
در کنار
brims
کنار
along side
تا کنار
edges
: کنار
edge
: کنار
bank
کنار
verges
کنار
ex-
کنار
ex
کنار
lip
کنار
apart
کنار
verge
کنار
recess
کنار
rand
کنار
besides
کنار
list
کنار
abutment
کنار
away
کنار
recesses
کنار
pt down
کنار گذاردن
overrules
کنار گذاشتن
limbo
کنار دوزخ
side foot
ضربه با کنار پا
shipside
کنار کشتی
seastrand
دریا کنار
seaside
دریا کنار
Joking apart.
<idiom>
شوخی به کنار.
overrule
کنار گذاشتن
overruled
کنار گذاشتن
riverside
کنار رور
lotuses
درخت کنار
graveside
در کنار آرامگاه
gravesides
در کنار آرامگاه
next
جنب کنار
shipboard
کنار کشتی
lotos
درخت کنار
lotus
درخت کنار
seacoast
دریا کنار
roadsides
کنار جاده
shore
کنار دریا
to set by
کنار گذاشتن
put away
کنار گذاردن
waterside
کنار دریا
put in
کنار امدن با
pull away
کنار گرفتن
wayside
کنار جاده
lotus-eaters
کنار خوار
lotus-eater
کنار خوار
lotus eater
کنار خوار
put aside
کنار گذاشتن
by the side of the road
در کنار جاده
earmarks
کنار گذاشتن
earmark
کنار گذاشتن
riparian
رود کنار
roadside
کنار جاده
sheer
کنار رفتن
sides
سمت کنار
Joking aside.
<idiom>
شوخی به کنار.
Stand asid . step aside .
کنار بایست
by
نزدیک کنار
foreshore
کنار دریا
foreshores
کنار دریا
lotos eater
کنار خوار
lay away
کنار گذاشتن
coping
کنار امدن
coast
کنار دریا
touchline
خط کنار زمین
to put by
کنار گذاشتن
to put a way
کنار گذاشتن
reserve
کنار گذاشتن
side step
کنار رفتن
bypassed
کنار گذار
sidelining
خط کنار زمین
bedside
کنار بستر
off
از روی از کنار
sidelined
خط کنار زمین
sideline
خط کنار زمین
reserving
کنار گذاشتن
reserves
کنار گذاشتن
bypass
کنار گذار
strand
کنار رود
sidelines
خط کنار زمین
step aside
کنار رفتن
coasts
کنار دریا
bypassing
کنار گذار
strands
کنار دریا
strands
کنار رود
deposits
کنار گذاشتن
side
سمت کنار
lote
درخت کنار
to leave off
کنار گذاشتن
by the window
کنار پنجره
strand
کنار دریا
bypasses
کنار گذار
shores
کنار دریا
to lay aside
کنار گذاشتن
floret of ray
گلچه کنار
shelf
کنار گذاشتن
deposit
کنار گذاشتن
seafronts
اسکله کنار دریا
scull
پاروی کنار قایق
She sat beside ( next to ) her mother .
کنار مادرش نشست
marshaled
داوران کنار مسیر
sculls
پاروی کنار قایق
ex warehouse
تحویل در کنار انبار
sculled
پاروی کنار قایق
seafront
اسکله کنار دریا
marshaling
داوران کنار مسیر
marshalled
داوران کنار مسیر
marshals
داوران کنار مسیر
ratch
کنار یا لبه کشتی
the ins and outs
گوشه و کنار جرئیات
marshal
داوران کنار مسیر
to stand at
[by]
the window
کنار پنجره ایستادن
a seat by the window
یک صندلی کنار پنجره
jooshim
داور کنار تکواندو
inshore
نزدیک دریا کنار
franco alongside ship
تحویل کنار کشتی
waterside workmen
کارگران کنار دریا
barrier inspection
بازدید کنار جاده
road side
کنار جاده یا خیابان
holiday by the seaside
[British]
مسافرت کنار دریا
crash barrier
حصار کنار جاده
down the line
ضربه از کنار زمین
to put something on the shelf
<idiom>
چیزی را به کنار گذاشتن
holiday at the seaside
[British]
مسافرت کنار دریا
sea dike
دیوار کنار اب دریا
safety fence
جانپناه کنار راه
holiday at the seaside
[British]
تعطیلات در کنار دریا
long shore
وابسته بدریا کنار
roadhouse
میخانهی کنار راه
roadhouses
میخانهی کنار راه
to set aside
[temporarily]
[موقتا]
کنار گذاشتن
towpath
جادهی کنار آب راه
holiday by the seaside
[British]
تعطیلات در کنار دریا
There is no need dor ceremony between us.
تعارف رابگذار کنار
Try to be serious for a change .
شوخی رابگذار کنار
cross block
سد کردن خط دفاعی از کنار
road ditch
راه آب
[کنار جاده]
ex ship
تحویل در کنار کشتی
to put something into cold storage
<idiom>
چیزی را به کنار گذاشتن
towpaths
جادهی کنار آب راه
colocate
کنار هم قرار گرفتن
power slide
لغزش به کنار در پیچ مسیر
lay by
کنار گذاردن متروک کردن
hole high
توقف گوی در کنار سوراخ
shunts
تغییرجهت دادن کنار گذاشتن
andiron
سه پایهای که کنار بخاری می گذاشتند
lay-bys
کنار گذاردن متروک کردن
lay-by
کنار گذاردن متروک کردن
imprint
نوشتن یادداشتهای کنار نقشه
dogs
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
it was skirted by trees
درخت هایی در کنار ان بود
shunted
تغییرجهت دادن کنار گذاشتن
haugh
زمین رسوبی کنار رودخانه
juxtaposition
مرتب کردن موضوعات در کنار هم
put by
قطع کردن کنار گذاردن
dugouts
پناهگاه کنار زمین بازیگران
to skirt a camp
از کنار یا پیرامون اردویی ردشدن
pretermit
از قلم انداختن کنار گذاشتن
dog
مخروطهای لاستیکی کنار مسیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com