English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (13 milliseconds)
English Persian
automatic control کنترل خودکار
Search result with all words
hand سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
handing سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
numerical ماشین خودکار که توسط کامپیوتر یا مدارهای کنترل شده
process کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
processes کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
automatic approach and landing روش کنترل خودکار سرعت ومسیر هواپیما در تقرب
automatic check کنترل خودکار بررسی خودکار
automatic gain control کنترل بازده بطور خودکار
automatic program control کنترل برنامه بطور خودکار
automatic trim روش کنترل خودکار لغزش یاانحراف جانبی هواپیما ازروی مسیر
bang bang control سیستم کنترل خودکار مسیرموشک
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
controlled stick steering دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
coupled mode روش کنترل خودکار
coupled mode روش کنترل پرواز خودکار بااستفاده از سیستم هدایت زمینی
dnc Control Numerial Direct روش کنترل کامپیوتری وسائل ماشینی خودکار
eyelesi دستگاه کنترل خودکار هواپیما
free lance اعلام کنترل خودکار هواپیمادر درگیریهای هوایی
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
governing mode روش کنترل خودکار
ifac Automatic of InternationalFederation Control فدراسیون بین المللی کنترل خودکار
land arm mode سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
source data automation کنترل خودکار داده منبع
synchroreceiver دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
synchroscope دوربین کنترل اتش خودکارپدافند هوایی دوربین دستگاه توزیع اتش خودکار
Other Matches
automates بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automating بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automated بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
automatic error correction تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
automatics خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
submachinegun مسلسل خودکار یانیمه خودکار
autoloader اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
automatic خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
aided tracking سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
link encryption خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
gyro pilot سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
automatic coding برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
ballpens خودکار ها
self-starter خودکار
automaticity خودکار
mechnical خودکار
unmanned خودکار
ball pens خودکار ها
ballpoints خودکار ها
automatous خودکار
automotive خودکار
automatic pipet پی پت خودکار
ballpoint pens خودکار ها
auyomated خودکار
preset خودکار
self-starters خودکار
self acting خودکار
automatics خودکار
unattended خودکار
autonomic خودکار
automatic خودکار
pen خودکار
automatic flasher چشمکزن خودکار
automatic fire اتش خودکار
automatic fire تیراندازی خودکار
automatic cutout قطع خودکار
door switch کلید خودکار در
automation اتوماسیون خودکار
autofeather فدر خودکار
automation خودکار سازی
automatic door switch کلید خودکار در
automatic drop اتصال خودکار
crane track جرثقیل خودکار
automation خودکار کردن
automatic tracking تعقیب خودکار
automatic controller مراقب خودکار
automates خودکار کردن
automated خودکار کردن
automate خودکار کردن
automatically بطور خودکار
autogenous welding جوشکاری خودکار
auto starter استارت خودکار
autosave ضبط خودکار
auyomated خودکار شده
flashgun فلاش خودکار
flashguns فلاش خودکار
autotype چاپ خودکار
sub-machine guns تیربار خودکار
automating خودکار کردن
autotrack تعقیب خودکار
automatic computer کامپیوتر خودکار
automatic circuit breaker مدارشکن خودکار
automatic aiming تعقیب خودکار
automatic check ازمایش خودکار
automatic check مقابله خودکار
automatic carriage تعویض خودکار
cutout فیوز خودکار
automatic buret بورت خودکار
automatic behavior رفتار خودکار
automatic bass compensation بمرسان خودکار
automatic balance ترازوی خودکار
ball point pen قلم خودکار
sub-machine gun تیربار خودکار
automatic focusing تمرکز خودکار
automatization خودکار کردن
automatics دستگاه خودکار
self loading پرشونده خودکار
self destroying منفجرشونده خودکار
semiautomatic نیمه خودکار
automatic throttle ساسات خودکار
self test ازمایش خودکار
semi automatic نیم خودکار
automatic testing ازمایش خودکار
automatic telephone system تلفن خودکار
automatic telephone تلفن خودکار
fully automatic کاملا" خودکار
full automatic تماما" خودکار
automatic steering device سکان خودکار
automatic rifle توپ خودکار
automatic titrator تیترکننده خودکار
automatic treatment تسویه خودکار
repeating firearm اسلحه خودکار
automatization خودکار شدن
automatism بطور خودکار
push botton وسایل خودکار
automatic weapon سلاح خودکار
power steering فرمان خودکار
player piano پیانو خودکار
automatic دستگاه خودکار
automata ماشینهای خودکار
automatic tuning میزانساز خودکار
automatic rifle تفنگ خودکار
automatic regulation تنظیم خودکار
automatic record changer گرام خودکار
coach screw پیچ خودکار
autotrace اثر خودکار
automaton ماشین خودکار
systematic خودکار سیستماتیک
automatic interrupt قطع خودکار
automatic mechanism مکانیزم خودکار
automatons ماشین خودکار
automatic interrupt وقفه خودکار
automatize خودکار کردن
automatic machine دستگاه خودکار
mechanical sawmill اره خودکار
automatic loader بارکن خودکار
robots دستگاه خودکار
robot دستگاه خودکار
automated office دفتر خودکار
mechanically بطور خودکار
atm ماشین سخنگوی خودکار
central exchange مرکز تلفن خودکار
manual telephone system تلفن غیر خودکار
adp پردازش داده خودکار
telephone exchange مرکز تلفن خودکار
switching central مرکز تلفن خودکار
pluviograph باران سنج خودکار
isolation diode لامپ دو قطبی خودکار
pom-poms مسلسل خودکار دورزن
pom-pom مسلسل خودکار دورزن
telephone exchanges مرکز تلفن خودکار
perpetual motion machine ماشین خودکار دائمی
permanent oppropriation سیستم اماددایمی یا خودکار
blowback عقب نشینی خودکار
automobile ماشین متحرک خودکار
automatic coing برنامه نویسی خودکار
automobiles ماشین متحرک خودکار
automatics جنگ افزار خودکار
self focus تنظیم تمرکز خودکار
semi automatic telephone system تلفن نیم خودکار
submachinegun تیربار نیم خودکار
axis of control محورکنترل خودکار هواپیما
automation دستگاه تنظیم خودکار
automation بطور خودکار کارکردن
self acting خودکار عمل کننده
unattended به طور خودکار بی خلبان
chucking automatic مهار کردن خودکار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com