English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (5 milliseconds)
English Persian
curtness کوتاهی وتندی سخن
Other Matches
defaulting کوتاهی
dwarfishness کوتاهی
brevity کوتاهی
delinquency کوتاهی
concise ness کوتاهی
brachylogy کوتاهی
abridgement کوتاهی
transience کوتاهی
defaults کوتاهی
lowness کوتاهی
defaulted کوتاهی
default کوتاهی
non feasnce کوتاهی
transience or cy کوتاهی
succinctness کوتاهی
shortness کوتاهی
in a short time در یک مدت کوتاهی
negligence قصور کوتاهی
compend کوتاهی اختصار
compendium مختصر کوتاهی
shorrcomer کوتاهی کننده
non feasor کوتاهی کننده
defult کوتاهی ورزیدن
he did his level best کوتاهی نکرد
failures کوتاهی قصور
failure کوتاهی قصور
failing درصورت کوتاهی از
failings درصورت کوتاهی از
defaulters کوتاهی کننده
defaulter کوتاهی کننده
for a short time بری مدت کوتاهی
skateboards وسیله کوتاهی با 4 قرقره
skateboard وسیله کوتاهی با 4 قرقره
to be in d. کوتاهی درانجام وفیفه کردن
impulses پالسی که زمان کوتاهی می ماند
impulse پالسی که زمان کوتاهی می ماند
hard hack بوته کوتاهی که دراتازونی میروید
to go for a spin با خودرو گردش کوتاهی کردن
initial تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
trunk hose شلوار کوتاهی که تانیمه ران میرسیده
I have a short trip ahead. قرار است یک مسافرت کوتاهی بروم
initialed تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initialing تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initials تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
i will do my possible هر چه از دستم براید کوتاهی نخواهم کرد
initialled تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
impulsive آنچه برای زمان کوتاهی می ماند
initialling تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
to step out برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
trundle bed تختخواب چرخکدار کوتاهی که زیرتختخواب بزرگتری جا بگیرد
transient آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
transients آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
led line خط کوتاهی که در بالایاته حامل برای نت هابیرون ازحامل می افزایند
interspinalis ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
to pause [برای مدت کوتاهی] در انجام کاری توقف کردن
knickers شلوارگشاد کوتاهی که نزدیک زانو جمع شده باشد
gradine [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
loader برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانج به حافظه اصلی می برد
herdic کالسکهای که بدنه کوتاهی دارد واز عقب سوار ان میشوند
laniard طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
Gothic Revival [پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
transients وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
local area network شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
transient وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود
short timer پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
card برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
cards برنامه کوتاهی که داده را از کارت پانچ به حافظه اصلی منتقل میکند
allocations برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
allocation برنامه کوتاهی که منابع حافظه را بین نرم افزار و وسایل جانبی تقسیم میکند
acrostic جدول شعر کوتاهی که حرف اول و وسط و آخر بندهای آن با هم عبارتی را برساند جابجا شونده
breach of trust کوتاهی درانجام دادن انچه که به موجب سند تنظیمی در تاسیس حقوقی می بایستی انجام دهد
flash card ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
barnstorms مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorm مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
the quantity of a vowel کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
splash screen صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
truckle bed تختواب کوتاهی که زیر تختواب دیگرقرار گیرد
loader تابع کوتاهی که بخش اول برنامه را باز میکند و از آن به بعد خود پردازنده ها را باز میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com