Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
ewer
کوزه تنگ ابخوری اطاق خواب
ewers
کوزه تنگ ابخوری اطاق خواب
Other Matches
jorum
کوزه ابخوری
bedroom
اطاق خواب
sleeping room
اطاق خواب
bedrooms
اطاق خواب
bed room
اطاق خواب
squad room
اطاق خواب سربازان
the room sleeps 0 men
اطاق جای خواب به ده مردرامیدهد
My bedroom is just above.
اطاق خواب من درست بالای اینجاست
time and tide wait for no man
<proverb>
کوزه بودش آب می نامد به دست آب را چون یافت خود کوزه شکست
canikin
ابخوری
mug
ابخوری
mugged
ابخوری
mugs
ابخوری
mugging
ابخوری
drinking vessel
ابخوری
drinking cup
ابخوری
tankards
ابخوری بزرگ
tankard
ابخوری بزرگ
halter break
به ابخوری خودادن
somnambulist
کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm
<proverb>
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
drinking vessel
فرف ابخوری کاسه
scyphus
قدح یا ابخوری دودسته
cannikin
فرف حلبی کوچک ابخوری
compartment marking
سیستم شماره گذاری اطاق بار هواپیما تقسیم بندی اطاق بار
narcolepsy
حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown
جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
hypnoidal
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
cylix
ابخوری پایه دار ودسته که درقدیم معمول بوده است
dreamiest
خواب مانند خواب الود
hypnogogic
خواب اور خواب کننده
dreamy
خواب مانند خواب الود
dogsleep
خواب زودبر خواب دروغی
hypnagogic
خواب اور خواب کننده
somnific
خواب اور خواب الود
morpheus
الهه خواب خواب پرور
dreamier
خواب مانند خواب الود
urn
کوزه
urns
کوزه
costrel
کوزه
vase
کوزه
potter
کوزه گر
cruse
کوزه
jug
کوزه
jugs
کوزه
vases
کوزه
potters
کوزه گر
pitcher
کوزه
pitchers
کوزه
jugful
بک کوزه پر
sherd
کوزه شکسته
ceramics
کوزه گری
stinkpot
کوزه گلی
shards
کوزه شکسته
potted
در کوزه ریخته
pottery
کوزه گری
pottery
کوزه گرخانه
shard
کوزه شکسته
fictile clay
گل کوزه گری
night dress
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
jar
کوزه دهن گشاد
figuline
خاک کوزه گری
potter's clay
خاک کوزه گری
jarred
کوزه دهن گشاد
jars
کوزه دهن گشاد
clay
خاک کوزه گری
potter's clay
[خاک رس کوزه گری]
lathe
چرخ کوزه گری
potter lath
چرخ کوزه گری
potter's wheel
چرخ کوزه گری
They put the blane on him . he was the scapegoat.
کاسه کوزه ها سر اوشکست
lathes
چرخ کوزه گری
ceramic clay
خاک رس کوزه گری
mason jar
کوزه دهن گشاد
While there is water in the pitcher we wander thir.
<proverb>
آب در کوزه و ما تشنه لبان مى گردیم .
greybeard
کوزه سنگی برای باده
batted
گل اماده برای کوزه گری
potted
کوزه کرده ذدزفرف ریخته
bat
گل اماده برای کوزه گری
bats
گل اماده برای کوزه گری
krater
کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
He makes a hundred jugs of which not one has a han.
<proverb>
صد کوزه بسازد یکى دسته ندارد .
He is fast asleep.
خواب خواب است
pallet
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallets
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
potter wheel
صفحه افقی گردنده که کوزه گر گل بران قالب میکند
ear
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
ears
هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
room
اطاق
rooms
اطاق
roommate
هم اطاق
chums
هم اطاق
floor
کف اطاق
offices
اطاق
office
اطاق
roommates
هم اطاق
floors
کف اطاق
chum
هم اطاق
floored
کف اطاق
chamber
اطاق
chambers
اطاق
ground
[British]
[floor]
کف اطاق
house room
اطاق
floor
کف اطاق
anterooms
اطاق انتظار
damp room
اطاق نمناک
dumb chamber
اطاق بی روزنه
drive's cab
اطاق راننده
cock loft
اطاق زیرشیروانی
anteroom
اطاق انتظار
combat information center
اطاق عملیات
coding room
اطاق رمز
combustion chamber
اطاق انفجار
chamber of commerce
اطاق بازرگانی
combustion chamber
اطاق خرج
cleaning room
اطاق شستشو
chambered
اطاق دار
chamber of commerce
اطاق تجارت
ante-rooms
اطاق انتظار
cloak room
اطاق رختکن
dressing room
اطاق رخت کن
garret
اطاق زیرشیروانی
attic
اطاق زیرسقف
courtroom
اطاق دادگاه
courtrooms
اطاق دادگاه
parquet
اجرچوبی کف اطاق
dining rooms
اطاق نهارخوری
dining room
اطاق نهارخوری
auto body
اطاق اتومبیل
automobile body
اطاق اتومبیل
drawing rooms
اطاق پذیرایی
drawing room
اطاق پذیرایی
lavatory
اطاق دستشویی
garrets
اطاق زیرشیروانی
antechamber
اطاق کفش کن
offices
اطاق دفتر
office
اطاق دفتر
antechambers
اطاق کفش کن
cabin
اطاق کوچک
cabins
اطاق کوچک
lavatories
اطاق دستشویی
chambers
اطاق خرج
buffer chamber
اطاق خرج
chamber
اطاق خرج
parlours
اطاق نشیمن
parlour
اطاق پذیرایی
parlour
اطاق نشیمن
parlors
اطاق پذیرایی
parlors
اطاق نشیمن
living rooms
اطاق نشیمن
parlours
اطاق پذیرایی
galleries
اطاق موزه
camarilla
اطاق کوچک
attics
اطاق زیرسقف
centres
داربست اطاق
wheelhouses
اطاق سکان
wheelhouse
اطاق سکان
carbody
اطاق اتومبیل
cargo compartment
اطاق بار
gallery
اطاق موزه
living room
اطاق نشیمن
parlor
اطاق نشیمن
schoolroom
اطاق درس
radome
اطاق رادار
reaction chamber
اطاق واکنش
ready room
اطاق توجیه
room lighting
روشنایی اطاق
room no
اطاق شماره 3
roundhouse
اطاق عقبی
drafts
اطاق بار
schoolrooms
اطاق درس
flooring
فرش کف اطاق
studio
اطاق مطالعه
parlor
اطاق پذیرایی
picture gallery
اطاق نقاشی
pilot house
اطاق سکان
snuggery
اطاق خلوت
waiting-rooms
اطاق انتظار
waiting-room
اطاق انتظار
studios
اطاق مطالعه
test room
اطاق ازمایش
drafted
اطاق بار
draft
اطاق بار
the f. of a room
اثاثیه اطاق
wards
اطاق جدا
ward
اطاق جدا
waiting room
اطاق انتظار
wardership
اطاق زندانبان
wardroom
اطاق افسران
body
اطاق اتوبوس
bodies
اطاق اتوبوس
range house
اطاق انبارمیدان
triclinium
اطاق نهارخوری
trick wheel
اطاق اسکان
gas chambers
اطاق خرج
gas chambers
اطاق گاز
gas chamber
اطاق خرج
gas chamber
اطاق گاز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com