English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
porbeagle کوسه ماهی خطرناک اقیانوس
Other Matches
shovelhead کوسه ماهی باریک سر اقیانوس
pomfret یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
man eating shark ماهی کوسه
man eating shark کوسه ماهی
frog fish ماهی کوسه
sea devil ماهی کوسه
sharks کوسه ماهی
shark کوسه ماهی
angelfish نوعی کوسه ماهی
squaloid شبیه کوسه ماهی
requin کوسه ماهی درنده
toper کوسه ماهی اروپایی
hammerhead نوعی ماهی کوسه
thresher کوسه ماهی درنده سواحل امریکاواروپا
saury ماهی باریک اندام ودراز منقار اقیانوس اطلس
opah یکجور ماهی بزرگ خال مخالی در اقیانوس اطلس که رنگهای روشن دارد
nautilus حلزونهای گرمسیری مارپیچی جنوب اقیانوس ساکن و اقیانوس هند
hot spot نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spots نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
compromising emanation پیام خطرناک از نظر تامین مخابراتی ارتباط خطرناک
the pacific ocean اقیانوس ارام یا ساکن اقیانوس کبیر
the pacific اقیانوس ارام یا ساکن اقیانوس کبیر
run a risk <idiom> ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
scragglier کوسه
scraggliest کوسه
thin bearded کوسه
scraggly کوسه
shanking شکار کوسه
shark chaser کیسه ضد کوسه
sea horse موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
haddock ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
guppy ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
guppies ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fishes ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fish ماهی صید کردن ماهی گرفتن
mackerel ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
fished ماهی صید کردن ماهی گرفتن
high seas <idiom> اقیانوس
ocean اقیانوس
oceans اقیانوس
gravest بم خطرناک
herculean خطرناک
grave بم خطرناک
jeopardous خطرناک
parlous خطرناک
graves بم خطرناک
dicey خطرناک
hazardous خطرناک
malignant خطرناک
perilous خطرناک
critical خطرناک
unsafe خطرناک
grayfish نوعی ماهی روغن سگ ماهی
neptune الهه اقیانوس
archibenthal enviroment ژرفمون اقیانوس
indian ocean اقیانوس هند
oceanography اقیانوس نگاری
oceanography اقیانوس شناسی
the indian ocean اقیانوس هند
oceanology اقیانوس شناسی
transoceanic عبور از اقیانوس
oceanpgraphy اقیانوس نگاری
oceanography شرح اقیانوس ها
oceangoing اقیانوس پیما
archibenthal enviroment ژرفاگاه اقیانوس
seabed بستر اقیانوس
ocean floor بستر اقیانوس
pacific اقیانوس ساکن
ocean current جریان اقیانوس
atlantic ocean اقیانوس اطلس
oceanographer اقیانوس شناس
black body قسمت خطرناک
between wind and water در جای خطرناک
sthenic قوی خطرناک
dangerously بطور خطرناک
perilously بطور خطرناک
predicament وضع خطرناک
serious سخت خطرناک
predicaments وضع خطرناک
venturesome با تهور خطرناک
black propaganda تبلیغات خطرناک
offensive weapon سلاح خطرناک
pernicious anemia کم خونی خطرناک
dangerous play بازی خطرناک
danger space فضای خطرناک
danger bearing سمت خطرناک
critically wounded مجروح خطرناک
danger area منطقه خطرناک
dangerousness وضعیت خطرناک
disastrous خطرناک فجیع
hazardous goods کالاهای خطرناک
hazardous goods امتعه خطرناک
marginal حاشیهای خطرناک
death trap بسیار خطرناک
death traps بسیار خطرناک
warm corner جای خطرناک
oceanographic مربوط به اقیانوس شناسی
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
archibenthal enviroment محیط ژرف اقیانوس
aphotic stratum لایه تاریک اقیانوس
suboceanic واقع درعمق اقیانوس
interoceanic ولقع در میان اقیانوس
oceanic troposphere گرم -کره اقیانوس
transatlantic انطرف اقیانوس اطلس
raydit رادار اقیانوس نگار
oceanward سوی اقیانوس یا دریا
oceanic troposphere گرم - سپهر اقیانوس
benthic وابسته به اعماق اقیانوس
transoceanic در سراسراقیانوس اقیانوس پیما
benthal وابسته به اعماق اقیانوس
aphotic stratum طبقه تاریک اقیانوس
ocean vessel کشتی اقیانوس پیما
ocean convoy کاروان اقیانوس پیما
ocean lane راه کشتی رو در اقیانوس
malignantly بطور خطرناک یاردی
hairy <idiom> خطرناک [اصطلاح روزمره]
dicey <idiom> خطرناک [اصطلاح روزمره]
pixie ادم بازیگوش و خطرناک
pixy ادم بازیگوش و خطرناک
breakneck فوق العاده خطرناک
pixies ادم بازیگوش و خطرناک
danger space فضای هوایی خطرناک
imminent قریب الوقوع خطرناک
calamitous مصیبت بار خطرناک
transpacific وابسته بسرتاسر اقیانوس ارام
ground swell طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
transpacific واقع درانسوی اقیانوس ارام
subcritical زیر مرحله خطرناک وبحرانی
krait مار سمی و خطرناک هندی
cockatrice ادم خیلی مضر و خطرناک
meadowlark مرغ اقیانوس امریکاشبیه پری شاهرخ
finback بالن یا نهنگ سواحل اقیانوس اطلس
mallemuck مرغ طوفان اقیانوس منجمد شمالی
surfbird مرغ ساحلی سواحل اقیانوس ارام
wipe out افتادن خطرناک از روی تخته موج
near collision فاصله خیلی خطرناک برای دو هواپیما
auklet جنسی از پنگوئنهای کوچک سواحل اقیانوس ارام
pampero باد سردی که از کوههای سوی اقیانوس اطلس می وزد
aldis lmap چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
small craft warning پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
sea calf گوساله ماهی سگ ماهی
pickerel اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
teleost ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
atlantic وابسته به کوه اطلس اقیانوس اطلس
oceanus خدای دریا خدای اقیانوس
fumade ماهی
tartar sauce سس ماهی
caudal fin دم ماهی
per mensem ماهی
tuna fish ماهی تن
tuna ماهی تن
lunar ماهی
pisces ماهی
gar سگ ماهی
fish ماهی
sturgeon سگ ماهی
fishes ماهی
fished ماهی
mermaids زن ماهی
dogfish سگ ماهی
mermaid زن ماهی
piscium ماهی
haberdine ماهی
electric eal ماهی برقدار
fish glue سریش ماهی
ichthyologist ماهی شناس
ichthyophagy ماهی خوری
fish like ماهی مانند
ichthyolatry ماهی پرستی
ichthyic وابسته به ماهی
ichthyolater ماهی پرست
indian berry مرگ ماهی
fingerling ماهی ازاد
fish farm پرورشگاه ماهی
ichthyology ماهی شناسی
poison berry مرگ ماهی
fish culture ماهی پروری
ichthyophagist ماهی خور
eulachon نوعی ماهی
fish bone استخوان ماهی
fish backed گرده ماهی
fish culture تربیت ماهی
fish fag زن ماهی فروش
ichthyoid شبیه ماهی
ichthyoid ماهی وار
horse mackerel ماهی برگ
game fish ماهی موردنظر
gar نیزه ماهی
goggle eye نوعی ماهی
halieutics ماهی گیری
grampus گاو ماهی
gurnet ماهی سرگنده
gurnet سرخ ماهی
guitarfish ماهی گیتار
ichthyolite سنگوارهء ماهی
green bone نیزه ماهی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com