Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (9 milliseconds)
English
Persian
schooner
گاری سفری گاری روپوش دار
schooners
گاری سفری گاری روپوش دار
Other Matches
van
گاری
carts
گاری
carting
گاری
carted
گاری
vans
گاری
cart
گاری
dogcarts
گاری سگ کش
dogcart
گاری سگ کش
tumbril
گاری
gharry
گاری
drayman
گاری کش
driver
گاری چی
drivers
گاری چی
paracaisson
گاری دوچرخ
tumbrel
گیوتین گاری
dumb waiters
گاری تاقچهدار
drayman
گاری بر چهارچرخه کش
dumb waiter
گاری تاقچهدار
applecart
گاری سیب
wain
گاری واگن
cartage
حمل با گاری
mail cart
گاری پست
shopping cart
گاری خرید
foot sweep
فن اوسوتو گاری
cartwright
گاری ساز
carter
راننده گاری
wainwright
گاری ساز
camion
گاری کوتاه بی لبه
cartage
کرایه گاری مکاری
paracaisson
گاری مهمات کش دستی
joltwagon
گاری یا ارابه پرتکان
lorries
اتومبیل باری گاری
carthorse
اسب ارابهو گاری
lorry
اتومبیل باری گاری
piety
پرهیز گاری خداترسی
pietist
وابسته به پرهیز گاری پارسا
cartful
انچه دریک گاری جا بگیرد
dray
گاری کوتاه بی لبه چهارچرخه بارکشی
tailboard
تخته عقب گاری وکامیون برای تخلیه بار
golf cart
گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
to be broken on the wheel
روی چرخ گاری مردن
[نوعی مجازات اعدام در قرون وسطی]
unhorse
از اسب افتادن یا پیاده شدن اسب را از گاری یا درشگه باز کردن
trolley
گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
trolly
گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
trolleys
گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
jigger
درشکه یک اسبه گاری تک اسبه
sight cover
روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
guard assembly
الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
portable
سفری
fold-away
سفری
safari
سفری
safaris
سفری
to go away on a trip
به سفری رفتن
hammocks
تختخواب سفری
bedroll
تختخواب سفری
hammock
تختخواب سفری
cot
تختخواب سفری
hand bag
کیف سفری
cots
تختخواب سفری
weekender
چمدان کوچک سفری
to start on a journey
عازم سفری شدن
to set out on
[start on]
a journey
رهسپار سفری شدن
motor coach
مینی بوس سفری
set forth
<idiom>
سفری راشروع کردن
camp beds
تخت خواب سفری
cot
تختخواب سفری نظامی
cots
تختخواب سفری نظامی
camp bed
تخت خواب سفری
gladstone
نوعی کیف سبک سفری
Carpool
هم سفری
[گردشگری]
[خودرو رانی]
voyage charter
کرایه کشتی جهت سفری خاص
voyage charter
اجاره دربست کشتی برای سفری مشخص
out fit
روپوش
overshirt
روپوش
coat dress
روپوش
jump suits
روپوش
duster
روپوش
jump suit
روپوش
wanigan
روپوش
mask
روپوش
masks
روپوش
topcoat
روپوش
tilt material
روپوش
cowling
روپوش
cover
روپوش
coverings
روپوش
covers
روپوش
top
روپوش
dusters
روپوش
shutter
روپوش
shutters
روپوش
bedspreads
روپوش تختخواب
shields
روپوش اب بند
insulated
روپوش دار
hooded
روپوش دار
sight defilade
روپوش مگسک
manifold
روپوش اتصال
snowsuit
روپوش گرم
sleeves
روپوش سردست
shield
روپوش اب بند
carry
روپوش پرچم
carries
روپوش پرچم
bedspread
روپوش تختخواب
carried
روپوش پرچم
sleeve
روپوش سردست
sheath
پوشش روپوش
sheaths
پوشش روپوش
carrying
روپوش پرچم
protective cover
روپوش حفاظ
protective clothing
روپوش محافظ
cover all
بارانی یا روپوش
plates
روپوش دادن
gowns
روپوش لباس شب
plate
روپوش دادن
gown
روپوش لباس شب
smocks
روپوش زنانه
aiming post sleeve
روپوش شاخص
cowling
روپوش محافظ
smock
روپوش زنانه
acoustical sound enclosure
روپوش صوتی
counterpane
روپوش تختخواب
counterpanes
روپوش تختخواب
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
coverlet
لحاف روپوش تختخواب
barest
بدون روپوش لخت
muzzle bag
روپوش دهانه توپ
coverlets
لحاف روپوش تختخواب
strait jacket
روپوش باز دارنده
bourrelet
روپوش کمربند گلوله
baring
بدون روپوش لخت
bares
بدون روپوش لخت
bared
بدون روپوش لخت
bare
بدون روپوش لخت
bare wire
سیم بدون روپوش
barer
بدون روپوش لخت
hoods
روپوش کلاهک دودکش
smock
روپوش زنانه دوختن
manteau
لباس روپوش زنانه
hood
روپوش کلاهک دودکش
cortex
لایه رویی روپوش
strait jackets
روپوش باز دارنده
cortices
لایه رویی روپوش
smock frock
رو لباسی کشاورزان روپوش
protection hood
کلاهک یا روپوش محافظ
smocks
روپوش زنانه دوختن
hoods
کلاهک کاپوت ماشین روپوش
grommet
حلقه روپوش کمربند گلوله
insulation
روپوش کشی عایق کردن
dunnage
روپوش مهمات ضربه گیر
hood
کلاهک کاپوت ماشین روپوش
wrappers
بسته بندی کاغذ روپوش
wrapper
بسته بندی کاغذ روپوش
maud
یکجور پارچه پیچازی که شبانان اسکاتلندی میپوشند یکجور گلیم سفری
tarpaulin
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
bassinet
گهواره سبدی روپوش دار لگنچه
tarpaulins
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
dunnage
نگله کپه بار روپوش اماد بارپوش
slop
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
slopped
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
uncovers
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovering
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncover
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
slopping
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
camp chair
صندلی سفری صندلی صحرایی
insulates
مجزا کردن روپوش دار کردن
insulating
مجزا کردن روپوش دار کردن
insulate
مجزا کردن روپوش دار کردن
overhead cover
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com