English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
queen's gambit declined گامبی وزیر پذیرفته نشده
Search result with all words
alekhine's variation واریاسیون الخین در گامبی وزیر پذیرفته نشده شطرنج
Other Matches
queen's gambit accepted گامبی وزیر پذیرفته شده
king's gambit declined گامبی شاه پذیرفته نشده
albin counter gambit گامبی متقابل البین در گامبی وزیر شطرنج
queen's gambit گامبی وزیر شطرنج
ragozin system سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
capablanca's freeing manoeuvre مانوررهایی بخش کاپابلانکادر گامبی وزیر
canal's variation واریاسیون کانال در گامبی وزیر شطرنج
prague variation واریاسیون پراگ در گامبی وزیر شطرنج
gambit of aleppo نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
ragozin variation واریاسیون راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
blackmar diemer gambit گامبی بلکمر- دیمر در پیاه وزیر شطرنج
persona non grata شخص پذیرفته نشده
slav declined اسلاو پذیرفته نشده
non matriculated دوره دبیرستان را بپیان نرسانده یا بدانشگاه پذیرفته نشده
mason gambit گامبی میسن در گامبی شاه گامبی کرس
parity سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
lesser bishop's gambit گامبی فیل کوچک در گامبی شاه شطرنج
philidor gambit گامبی گرکو-فیلیدور در گامبی شاه شطرنج
breyer gambit گامبی بریر در گامبی شاه شطرنج
kieseritzky gambit گامبی کیزریتسکی در گامبی شاه شطرنج
allgaier gambit گامبی الگایر در گامبی شاه شطرنج
muzio gambit گامبی موتسیو در گامبی شاه شطرنج
cunningham gambit گامبی کانینگم در گامبی شاه شطرنج
hanstein gambit گامبی هانشتاین در گامبی شاه شطرنج
rice gambit گامبی رایس در گامبی کیزریتسکی
king's bishop gambit گامبی فیل شاه در گامبی شاه شطرنج
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
gambit گامبی
gambits گامبی
latvian gambit گامبی لاتویایی
lvov gambit گامبی زوکرتورت
zukertort gambit گامبی زوکرتورت
lemberg gambit گامبی زوکرتورت
lvov gambit گامبی لووف
counter gambit گامبی متقابل
keres gambit گامبی کرس
keres gambit گامبی میسن
polish gambit گامبی زوکرتورت
evans gambit گامبی اوانس
philidor gambit گامبی فیلیدور
lemberg gambit گامبی لمبرگ
evans gambit گامبی اونز
alfred wolf gambit گامبی لاندشتراسه
alleppo gambit گامبی الپو
polish gambit گامبی لهستانی
gambit of aleppo گامبی حلب
alleppo gambit گامبی حلب
polerio's gambit گامبی پولریو
taken پذیرفته
accepted پذیرفته
received پذیرفته
agreed to پذیرفته
avowed پذیرفته
adopted پذیرفته
agreed پذیرفته
unquestioned پذیرفته
king's gambit گامبی شاه شطرنج
paris gambit گامبی پاریس شطرنج
benoni counter gambit گامبی متقابل بنونی
greco counter gambit گامبی متقابل گرکو
greco counter gambit گامبی لاتویایی شطرنج
to pass muster پذیرفته شدن
his was granted دعایش پذیرفته شد
he was received to membership بعضویت پذیرفته شد
admitted پذیرفته شده
to go down پذیرفته شدن
authorised [British] <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
approved <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
allowed <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
agreed <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
authorized <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
passed <adj.> <past-p.> پذیرفته شده
volga gambit گامبی ولگا در پیاده وزیرشطرنج
slav defence دفاع اسلاو در گامبی وزیرشطرنج
marshall defence دفاع مارشال در گامبی وزیرشطرنج
westphalia defence دفاع وستفالی در گامبی وزیرشطرنج
staunton gambit گامبی استاونتن در دفاع هلندی
pillsbury attack حمله پیلزبری در گامبی وزیرشطرنج
orthodox defence دفاع ارتودکس در گامبی وزیرشطرنج
lasker's defence دفاع لاسکر در گامبی وزیرشطرنج
queen's pawn counter gambit گامبی متقابل پیاده وزیرشطرنج
adams gambit گامبی ادامز در بازی وینی
tarrasch defence دفاع تاراش در گامبی وزیرشطرنج
tchigorin defence دفاع چیگورین در گامبی وزیرشطرنج
administrative acceptees پرسنل پذیرفته شده
acceptably چنانچه پذیرفته شود
inductee استخدامی پذیرفته شده
slav accepted اسلاو پذیرفته شده
accepted barbarism غلط مشهور یا پذیرفته
incomplete انجام نشده پر نشده
becker's defence دفاع بکر در گامبی شاه شطرنج
goring gambit گامبی گورینگ در بازی شطرنج اسکاتلندی
benko gambit گامبی بنکو در دفاع بنونی شطرنج
morra gambit گامبی مورا در دفاع سیسیلی شطرنج
hennig schara gambit گامبی هنیگ- شارا دردفاع تاراش
danish gambit گامبی دانمارکی در بازی مرکزی شطرنج
steinitz gambit گامبی اشتاینیتس در بازی شطرنج وینی
staunton defence دفاع استاونتن در گامبی متقابل بنونی
blamenfeld counter gambit گامبی متقابل بلومنفند دردفاع بنونی
anti meran gambit گامبی ضد مران در دفاع اسلاو شطرنج
matriculate در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculate در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculated در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculated در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculates در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculates در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
matriculating در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن
matriculating در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن
to pass for پذیرفته یا شناخته شدن بجای
to meet with a repulse پذیرفته نشدن پاسخ رد شنیدن
to be called at the bar به سمت وکالت پذیرفته شدن
falkbeer counter gambit گامبی متقابل فالکبیر درگامبی شاه شطرنج
milner bary gambit گامبی میلنر- باری در دفاع فرانسوی شطرنج
alfred wolf gambit گامبی الفرد وولف در گشایش رتی شطرنج
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
naturalising بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
recognized asylum seeker پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
person entitled to asylum پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
naturalises بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
naturalize بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
naturalizes بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
naturalizing بتابعیت کشوری در امدن پذیرفته شدن
asylee پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
a bitter pill to swallow <idiom> یک واقعیت ناخوشایند که باید پذیرفته شود
the then minister وزیر
ministers وزیر
Secretary of State وزیر
queen وزیر
secretaries وزیر
secretary وزیر
ministers :وزیر
Secretaries of State وزیر
minister :وزیر
queens وزیر
vizi وزیر
min وزیر
vizier وزیر
wizier وزیر
minister وزیر
margin تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
Nothing can excuse such impoliteness. هیچ عذری برای بی ادبی پذیرفته نیست
margins تعداد اشتباهات که در متن یا محاسبه پذیرفته میشود
specification کارکردن با مشخصاتی که در یک صفت پذیرفته شده اند
primeminister نخست وزیر
minister of finance وزیر اقتصاد
Downing Street نخست وزیر
queens وزیر شطرنج
Prime Minister نخست وزیر
secretary of state for home affairs وزیر کشور
grand vizier نخست وزیر
secretary of state for home affairs وزیر امورداخله
mintster of public works وزیر فوائدعامه
minister without portfolio وزیر مشاور
premiers نخست وزیر
minister resident وزیر مقیم
premier نخست وزیر
head of the state نخست وزیر
minister plenipotentiary وزیر مختار
the finance minister is up وزیر مالیه
Secretary of State وزیر خارجه
Secretaries of State وزیر خارجه
Prime Ministers نخست وزیر
cham cell or of the e. وزیر دارایی
Chancellor of the Exchequer وزیر دارایی
Chancellors of the Exchequer وزیر دارایی
Attorney General وزیر دادگستری
Attorneys General وزیر دادگستری
queening وزیر کردن
councillor at ministry وزیر مشاور
queen وزیر شطرنج
secretary of defence وزیر دفاع
secretary of defense وزیر دفاع
secretary of state for defence وزیر دفاع
queen side جناح وزیر شطرنج
deputy minister قائم مقام وزیر
minister for foreign affairs وزیر امور خارجه
to recive the portfolio of war وزیر جنگ شدن
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
secretary of state for foreign affairs وزیر امور خارجه
minister of foreign affairs وزیر امور خارجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com