Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English
Persian
pigwash
گنداب اشپزخانه که بخوکان میدهند
Other Matches
pig's wash
گنداب اشپزخانه که به خوکان میدهند
hogwash
گنداب اشپزخانه
central pastry kitchen
اشپزخانه ثابت پادگانی اشپزخانه غیر صحرایی
bogs
گنداب
pig's wash
گنداب
bog
گنداب
slops
گنداب
pigwash
گنداب
sewer
گنداب
cesspipe
گنداب رو
sewer
گنداب رو
sewers
گنداب
sewers
گنداب رو
sewage
گنداب
sullage
زباله گنداب
bige water
گنداب کشتی
sewarage
انتقال گنداب
bilge water
گنداب کشتی
the fleet
گنداب روسرپوشیده که برودخانه تامزمیریزد
bilgy
دارای بوی گنداب کشتی
kitchens
اشپزخانه
kitchen
اشپزخانه
galley
اشپزخانه
cook hole
اشپزخانه
cookery
اشپزخانه
utensils
لوازم اشپزخانه
galley
اشپزخانه کشتی
galley
اشپزخانه قایق
kitchenware
فروف اشپزخانه
caboose
اشپزخانه کشتی
field kitchen
اشپزخانه صحرایی
kitchen stuff
لوازم اشپزخانه
cook house
اشپزخانه اردو
cook house
اشپزخانه کشتی
utensil
لوازم اشپزخانه
kitchenette
اشپزخانه کوچک
roll kitchen
اشپزخانه متحرک
cook of mess
نوبتچی اشپزخانه
kitchenettes
اشپزخانه کوچک
sink
دست شویی اشپزخانه
diet kitchen
اشپزخانه بیماران فقیر
sinks
دست شویی اشپزخانه
dressers
میز یاقفسه اشپزخانه
culinary
مربوط به اشپزخانه اشپخانهای
kitchen utensils
فروف واسباب اشپزخانه
dresser
میز یاقفسه اشپزخانه
sculleries
جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
kitchen cabinet
اشکاف یا گنجه مخصوص فروف اشپزخانه
chuck wagon
واگن اشپزخانه و وسایل اشپزی ترن
scullery
جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
When will be supper?
کی شام میدهند؟
unashamed
افرادیکهکارهایعجیبانجام میدهند
guard cell
گیاهی را تشکیل میدهند
slopped
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slopping
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slop
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
they give it a good scrub
خوب انرا مالش میدهند
boarding house
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
foy
سوری که بخاطر مسافرت میدهند
handbills
اعلانی که بدست مردم میدهند
handbill
اعلانی که بدست مردم میدهند
boarding houses
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
spadework
کاری که با بیل انجام میدهند
sculleries
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
scullery
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
these cloud promise rain
این ابرها خبر از بارندگی میدهند
console table
میزی که پایههای کج داردوبه دیوارتکیه میدهند
haematogen
دارویی که برای چاره کم خونی میدهند
sea pass
پروانه عبور که به کشتی بی طرف میدهند
goffer
اهنی که باان توری راچین میدهند
vouchee
کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
loving cup
پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
communicants
اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
communicant
اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
fascicle
دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
tine
دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
fascicule
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fasciculus
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
impo
کاریکه بدانش اموزان ازراه تنبیه میدهند
aquariums
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
corody
لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
wedding cake
کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
aquaria
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
resolutions
بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
resolution
بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
trading stamp
تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند
long pull
اضافه پیمانهای که درنوشابه خانه ها برای جلب مشتریان میدهند
coffee-table books
کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
coffee-table book
کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
bread-boards
تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
bread-board
تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
mezereum
پوست ماذریون که در داروسازی برای اوردن خوی و پیشاب میدهند
pantechnicon
نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
pantechnicons
نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
music stands
میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
letter card
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
grillage
شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
ostensorium
فرف سیمین ی زرینی که هنگام عشاربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
airing cupboard
قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
ostensory
فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان دران گذاشته نمایش میدهند
Boxing Day
اولین روز کار بعد از عید کریسمس که طی آن به پستچی و کارمند و غیره هدیه میدهند
actuating horns
اهرمهایی که کابلهای کنترل به انهامتصل شده و توسط انها سطوح فرامین را حرکت میدهند
decisions
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
decision
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
monstrance
فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
out of step
دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
curie point
دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
crop mark
در نرم افزار DTP علامتهای چاپ شده که لبه کاغذ یا تصویر را نشان میدهند و امکان برش دقیق می دهند
every cloud has a silver lining
<idiom>
[خوش بین باش، روزهای سخت نیز جایشان را به روزهای بهتر میدهند]
mountains witness
کوه هاهم گواهی میدهند حتی کوه ها.......
mess sergeant
گروهبان اشپزخانه گروهبان غذا
liquidity trap
سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
cambridge equation
نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
permalloy
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
ecotype
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com