Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
four gear drive
گیربکس چهار دنده
Other Matches
eight speed gear drive
گیربکس هشت دنده
gear transmission ratio
نسبت دنده گیربکس
bevel gearing
گیربکس دنده مخروطی
worm transmission
گیربکس با چرخ دنده حلزونی
piv variable speed transmission
جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
ungear
از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
cross-in-square
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
four poster
تختخوابی که چهار تیر یادیرک در چهار گوشه دارد
trapezium
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
pinions
دنده پینیون دنده لایتناهی
spur gear
دنده مهمیزی دنده خاردار
pinion
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning
دنده پینیون دنده لایتناهی
epicyclic transmission
یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
quatrefoil
چهار وجهی
[این اصطلاح موقعی که یک نگاره و یا کل فرش از چهار قسمت کاملا قرینه بوجود آمده باشد، بکار می رود.]
tetrapterous
دارای چهار بال چهار جناحی
tetrahedron
جسم چهار سطحی چهار ضلعی
tetragonal
دارای چهار زاویه چهار کنجی
quadrumana
چهار دستان میمونهای چهار دست و پا
quadrumvir
انجمنی مرکب از چهار تن چهار نفری
transmission
گیربکس
gearing
گیربکس
basic gearing
گیربکس
transmission case
گیربکس
transmissions
گیربکس
gear change box
گیربکس
gear box
گیربکس
four speed transmission
گیربکس چهاردور
oil drive unit
گیربکس هیدرولیکی
gearbox flange
فلانژ گیربکس
gearbox case cap
درپوش گیربکس
drives
محرکه گیربکس
drive
محرکه گیربکس
oil hydraulic transmission
گیربکس هیدرولیکی
transmission shaft
شفت گیربکس
variable speed transmission
گیربکس پلهای
gear lubricant oil
روغن گیربکس
synchromesh gear
گیربکس سنکرون
oil drive unit
گیربکس روغنی
automobile gear transmission
گیربکس اتومبیل
variable speed gear drive
گیربکس قابل تنظیم
quadrangle
چهار گوش چهار دیواری
quadrangles
چهار گوش چهار دیواری
qyaternary
چهار واحدی چهار عضوی
quatrefoil
چهار ترک چهار گوشه
rougher
دنده دنده کننده
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
sprocket
دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
stricter
یک دنده
strict
یک دنده
rib
دنده
strictest
یک دنده
slat
دنده ها
spare ribs
سر دنده
drive
دنده
drives
دنده
slats
دنده ها
hard-nosed
یک دنده
geap
دنده
gears
دنده
gear
دنده
geared
دنده
costa
دنده
dependum
ته دنده
transmission
جعبه دنده
thread
دنده پیچ
gear box
جعبه دنده
gears
چرخ دنده
cross-rib
دنده ی قوس
transmissions
جعبه دنده
geared
جعبه دنده
spareribs
گوشت دنده
gearboxes
جعبه دنده
gearbox
جعبه دنده
gearshift
میله دنده
gearshift
دنده عوض کن
gearshifts
میله دنده
gearshifts
دنده عوض کن
gears
جعبه دنده
cogs
دنده چرخ
gear cutter
دنده تراش
frame
دنده عرضی
threads
دنده پیچ
french chop
گوشت دنده
dependum angle
زاویه ته دنده
gearing
جعبه دنده
rib
دنده میله
longitudinal
دنده طولی
bendix
دنده بندیکس
bendix
دنده استارت
bevel gear
دنده مورب
cogwheel
چرخ دنده
bevel gear
دنده کرامویل
drive mechanism
جعبه دنده
cramwheel
دنده مخروطی
rib
گوشت دنده
cog
دنده چرخ
gear case
جعبه دنده
chop
گوشت دنده
geared
چرخ دنده
external thread
دنده خارجی
gear
جعبه دنده
cramwheel
دنده کرامویل
reverse gear
دنده معکوس
timber
دنده عرضی
stick shift
دسته دنده
worm gear
دنده مارپیچی
worm gear
دنده مورب
low gear
دنده کندکن
laticostate
دنده پهن
jackshaft
دنده دو در اتومبیل
jackshaft
دنده عقب
cogged wheel
چرخ دنده
cog wheel
چرخ دنده
cog
[cogwheel]
چرخ دنده
grooved
دنده دار
ribbed
دنده دار
reverse gears
دنده معکوس
sheath
تیزی دنده
sheaths
تیزی دنده
transmission case
جعبه دنده
ratchet
دنده جغجغه ای
top radius
گردی سر دنده
toothed wheel
چرخ دنده
planetary gear
دنده خورشیدی
pinwheel
چرخ دنده
stave
دنده بشکه
wheelwork
چرخ دنده
shifting lever
دسته دنده
steering gear
دنده سکان
pinions
جرخ دنده
steering gear
دنده فرمان
cogwheels
چرخ دنده ها
gear wheel
چرخ دنده
pinioning
جرخ دنده
gear level
دسته دنده
spur gear
دنده ملخی
pinion
جرخ دنده
sprocket
دنده زنجیر
gear
چرخ دنده
gear wheels
چرخ دنده ها
gearwheel
چرخ دنده
gearwheels
چرخ دنده ها
cog wheels
چرخ دنده ها
cogged wheels
چرخ دنده ها
high speed
دنده سریع
gear quadrant
ماهک جعبه دنده
sun gear
چرخ دنده خورشیدی
bevel gear drive
جعبه دنده مخروطی
reduction gear
چرخ دنده کاهنده
bevel gear
چرخ دنده مخروطی
quick change gearbox
جعبه دنده نورتون
gear cutting
دنده تراشی
[مهندسی]
sawtooth wave
موج دنده ارهای
step up gear
چرخ دنده افزاینده
riblet
انتهای دنده گوسفند
starter gear ring
چرخ دنده استارتر
short ribs
گوشت با استخوان دنده
nut
چرخ دنده ساعت
steering gear
جعبه دنده فرمان
rachet
ضامن چرخ دنده
transmission gear
چرخ دنده انتقال
transmission grease
گریس جعبه دنده
compasition gear
چرخ دنده مرکب
worm wheel
چرخ دنده حلزونی
pull gear
چرخ دنده بالابر
hoisting gear
چرخ دنده بالابر
high gear
دنده قوی خودرو
spiral gear
چرخ دنده حلزونی
spare ribs
گوشت دنده با استخوان
helical gear
چرخ دنده حلزونی
worm gear
چرخ دنده حلزونی
he broke his rib or something
دنده منده اش شکست
grub screw
میله دنده دار
gear assembly
مجموعه چرخ دنده ها
gearbox position
وضعیت جعبه دنده
geared
پوشش دنده دار
gear case
پوسته جعبه دنده
gear change box
جعبه تعویض دنده
gear ratio
نسبت چره دنده ها
gear in
درگیری دو چرخ دنده
worm wheel
دنده کرمی شکل
get up on the wrong side of the bed
<idiom>
از دنده چپ بلند شدن
inside thread
دنده داخلی قلاویز
contact backlash
دنده کور تماس
controlled stick steering
دسته دنده خودکار
transmission oil
روغن جعبه دنده
crown gear
چرخ دنده محدب
tricostate
سه دندهای دارای سه دنده
precostal
واقع در پیش دنده ها
planetary gear
چرخ دنده سیارهای
planetary gear
جعبه دنده خورشیدی
tumble gear
چرخ دنده واسطه
pair of gears
زوج چرخ دنده
differential gear
دنده عقب اتومبیل
driving gear
چرخ دنده محرک
magnetic gear shift
دسته دنده مغناطیسی
it serves him right
دنده اش هم نرم شود
gear box
جعبه دنده گیرباکس
gear friction
اصطکاک چرخ دنده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com