Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
chemoreceptor
گیرنده شیمیایی
Other Matches
backwards
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backward
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
requesting
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requests
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requested
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
chemical survey
بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
signalling
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
v , series
سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
chemic
شیمیایی
chemical sense
حس شیمیایی
chemical
شیمیایی
chemicals
شیمیایی
chemical biological and radiological
شیمیایی
mulches
ماده شیمیایی
chemical analysis
تجزیه شیمیایی
fertilisers
کود شیمیایی
chemical pollution
الودگی شیمیایی
fertilizer
کود شیمیایی
precipitating
رسوب شیمیایی
chemical agent
عامل شیمیایی
fertilizers
کود شیمیایی
chemical agent
ماده شیمیایی
proportioner
مخلوط کن شیمیایی
quasichemical
شبه شیمیایی
chemical analyse
تجزیه شیمیایی
chemical ammunition
مهمات شیمیایی
chemical properties
خواص شیمیایی
chemical reaction
واکنش شیمیایی
decomposition
هوازدگی شیمیایی
cloud attack
تک با ابر شیمیایی
electrochemical
برقی- شیمیایی
chemical species
گونههای شیمیایی
chemical survey
تجسس شیمیایی
chemical weathering
هوازدگی شیمیایی
chemotropism
گرایش شیمیایی
chemisorption
جذب شیمیایی
biochemical
زیستی- شیمیایی
galvanic cell
پیل شیمیایی
precipitates
رسوب شیمیایی
narcosis
خواب شیمیایی
chemiluminescence
نورتابی شیمیایی
chemical research
پژوهش شیمیایی
chemical security
تامین شیمیایی
homolysis
تجزیه شیمیایی
chemical shift
جابجایی شیمیایی
precipitate
رسوب شیمیایی
precipitated
رسوب شیمیایی
chemism
خاصیت شیمیایی
man-made fiber
الیاف شیمیایی
organic compound
مواد شیمیایی
chemical equivalent
هم ارز شیمیایی
chemical exchange
تبادل شیمیایی
chemical compound
ترکیب شیمیایی
chemical fuel
سوخت شیمیایی
chemical defense
پدافند شیمیایی
chemical herbicide
علف کش شیمیایی
chemical equilibrium
تعادل شیمیایی
chemical consolidation
تزریق شیمیایی
chemical injection
تزریق شیمیایی
chemical element
عنصر شیمیایی
chemical energy
انرژی شیمیایی
compounds
ترکیب شیمیایی
compounded
ترکیب شیمیایی
chemical deposits
نهشتهای شیمیایی
compound
ترکیب شیمیایی
chemical reactor
واکنشگاه شیمیایی
chemical munition
سلاح شیمیایی
chemical grouting
تزریق شیمیایی
chemical physics
فیزیک شیمیایی
chemical kinetics
سینتیک شیمیایی
chemical bond
پیوند شیمیایی
chemical industries
صنایع شیمیایی
chemical operations
عملیات شیمیایی
chemical combination
ترکیب شیمیایی
mulch
ماده شیمیایی
acid equivalent
معادل شیمیایی اسید
petrochemicals
مواد شیمیایی نفتی
chemicals
ماده شیمیایی دارویی
chemical feedstock
مواد اولیه شیمیایی
nuclear biological chemical
شیمیایی میکربی هستهای
biochemical catalyst
کاتالیزور زیست شیمیایی
nerve agent
عامل شیمیایی عصبی
smoke agent
عامل شیمیایی دودانگیز
oxides
ماده شیمیایی از اکسیژن
oxide
ماده شیمیایی از اکسیژن
c.o.d
نیاز شیمیایی به اکسیژن
urinalysis
تجزیه شیمیایی ادرار
immunochemistry
علم ایمنی شیمیایی
vesicant agent
عامل شیمیایی تاول زا
petrolum chemicals
مواد شیمیایی نفتی
photochemical smog
دود مه نور شیمیایی
chemical weapon
جنگ افزار شیمیایی
photochemical smog
دود مه فتو شیمیایی
chemical alarm
اعلام خطر شیمیایی
chemical affinity
میل ترکیبی شیمیایی
thermolysis
تجزیه شیمیایی در اثرحرارت
chemical oxygen demand
نیاز شیمیایی اکسیژن
cloud attack
تک شیمیایی با مواد سمی
chemical bonding
تشکیل پیوند شیمیایی
toxic agent
عامل شیمیایی سمی
chemosynthesis
سنتز باکتری شیمیایی
chemical
ماده شیمیایی دارویی
chemotrophic treatment
تسویه خوراک ساخت شیمیایی
neutralize
بطور شیمیایی خنثی کردن
agent
نماینده عامل شیمیایی خرج
chemical shift non equivalent protons
پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
neutralising
بطور شیمیایی خنثی کردن
goechemical
وابسته به تغییرات شیمیایی زمین
neutralised
بطور شیمیایی خنثی کردن
absorption compound
ترکیب شیمیایی جذب کننده
actinolagy
معرفت بخواص شیمیایی نور
neutralizes
بطور شیمیایی خنثی کردن
neutralizing
بطور شیمیایی خنثی کردن
flavone
ماده شیمیایی بیرنگ ومتبلور
galvanic battery
دستگاه تولیدالکتریک با عمل شیمیایی
agents
نماینده عامل شیمیایی خرج
biological oxygen demand
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biochemical oxygen demand
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
b.o.d
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
chemical warfare
جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
synthetic
مواد شیمیایی و پروسس شده
chemical shift equivalent protons
پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
stabilizer
ماده ثبات دهنده شیمیایی
stabilisers
ماده ثبات دهنده شیمیایی
trihydrate
ترکیب شیمیایی دارای سه ملکول اب
corrosion
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
tetrahydrate
ترکیب شیمیایی شامل چهارمولکول اب
immunochemistry
مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
boron water
ابی که عنصر شیمیایی بردارد
chemical security
حفافت برعلیه مواد شیمیایی
oxime
ماده ضد اثرعامل عصبی شیمیایی
neutralises
بطور شیمیایی خنثی کردن
galvanism
جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
fibroin
جرم شیمیایی ابریشم وتارعنکبوت ومانندانها
doping
افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
pyrocondensation
تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
chemical defense
پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
AC
مخفف اصطلاح شیمیایی alicyclic میباشد
drysalter
فروشنده مواد شیمیایی وگوشت وترشی
pyrolyze
در اثر حرارت تغییر شیمیایی دادن
pyrochemical
وابسته به فعالیت شیمیایی درگرمای زیاد
photolysis
تجزیه شیمیایی بر اثر نیروی تابشی
tartan
ماده شیمیایی مورد استفاده در پیست
latensify
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
leaker
گلوله یا بمب شیمیایی فاسد یاخراب
inert
که با سایر مواد شیمیایی کار نمیکند
electroanalysis
تجزیه شیمیایی بوسیله جریان برق
photochemical oxidant
اکسید کننده نور شیمیایی اکساینده فتوشیمیایی
battery
وسیله شیمیایی که جریان الکتریکی ایجاد میکند
bleaches
سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
biosynthesis
تهیه مواد شیمیایی بوسیله موجودات زنده
metamerism
برابری در ترکیب و وزن ودگرگونی در خواص شیمیایی
batteries
وسیله شیمیایی که جریان الکتریکی ایجاد میکند
matrass
شیشه گردن دراز که درازمونهای شیمیایی بکارمیبرند
catalytic agent
عامل فعل وانفعال شیمیایی بوسیله اثرمجاورتی
bleach
سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
bleached
سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
actinic
دارای خواص پرتوافکنی مربوط به تاثیر شیمیایی
catchier
گیرنده
catchy
گیرنده
assignee
گیرنده
catchiest
گیرنده
consignee
گیرنده
recipient
گیرنده
receptor
گیرنده
adopter
گیرنده
reciptacle
گیرنده
reciever
گیرنده
accipient
گیرنده
acceptor
گیرنده
addressee
گیرنده
touching
گیرنده
prehensile
گیرنده
receptors
گیرنده
addressees
گیرنده
receivers
گیرنده
prehensorial
گیرنده
catcher
گیرنده
getter
گیرنده
sensor
گیرنده
recipients
گیرنده
barrage reception
سد گیرنده
grantee
گیرنده
prehensory
گیرنده
payees
گیرنده
payee
گیرنده
fetching
گیرنده
receiver
گیرنده
autocatalysis
اثر مجاورتی خود بخودجسمی در فعل و انفعال شیمیایی
bleaching materiel
پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
mags
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
radiochemistry
یک شاخه از شیمی که بااثرات شیمیایی رادیواکتیوسرو کار دارد
mag
ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
pyrolyze
تحت عمل تجزیه شیمیایی در اثر حرارت قراردادن
smog
مه غلیظی که در اثر دود یا بخارهای شیمیایی ایجاد میشود
catalysts
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
metameric
در وزن و ترکیب برابر و درخواص شیمیایی دگرگون حلقهای
catalyst
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com