Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
abeam
یاتاقانهایی که تحت زاویه 09یا 072 درجه بطور عمود برمحور طولی رسانگر قرارگرفته اند
Other Matches
abeam
امتداد عمود برمحور طولی
rotor incidence
زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
pitch altitude
زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
gyro
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
angle of incidence
زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
graduated circle of an alidade
دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
vertically
بطور عمود
included angle
زاویه بین محور طولی یک جسم و بردار جریان هوا
critical angle of attack
زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
control surface angle
زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
angle of elevation
زاویه درجه
round angle
زاویه 063 درجه
straight angle
زاویه 081 درجه
slew
گردش تحت زاویه 09 درجه
sextant
زاویه یا قوس دارای 06 درجه
elevations
حرکت در ارتفاع زاویه درجه
degree
درجه
[یکای زاویه]
[ریاضی]
obtuse
منفرجه زاویه 09 تا 081 درجه
elevation
حرکت در ارتفاع زاویه درجه
arcdegree
درجه
[یکای زاویه]
[ریاضی]
arc degree
درجه
[یکای زاویه]
[ریاضی]
degree of arc
درجه
[یکای زاویه]
[ریاضی]
deep stall
وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
rotation by ...
گردش
[چرخش]
به مقدار ...
[ درجه دما یا زاویه]
bar pattern
ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
coning angle
زاویه بین محور طولی تیغه ها و سطح مار بر نوک تیغه ها صرفنظر از خمش تیغه ها
angular adjustable
قابل تنظیم بطور زاویه ای
hard spun
[نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
stern attack
در رهگیری هوایی تکی که هواپیمای تک کننده با زاویه 54 درجه یا بیشتر به هدف انجام میدهد
broad arrow engine
موتور پیستونی با سه ردیف سیلندر که با زاویه کمتر از09 درجه نسبت به یکدیگرقرارگرفته اند
cross member
عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
equally
بیک درجه بطور مساوی
musub duchi
موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
axial route
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
collective pitch control
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
an fitting
رابطهایی برای اتصال لولههای پخدار یا قیفی شکل که دارای زاویه 73 درجه میباشند و فاصلهای بین تمام شدن دندانه ها و شروع قسمت پخدار وجود دارد
setting up
قرارگرفته
set
قرارگرفته
sets
قرارگرفته
henpecked
زیرنفوذزن قرارگرفته
imbricate
روی هم قرارگرفته
located inside
در درون قرارگرفته
longitudinal dihedral
اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation
زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
vehicles
رسانگر
vehicle
رسانگر
spotlighting
شخصی که در زیرنورافکن صحنه نمایش قرارگرفته
well handled
بطرز خوبی مورد عمل قرارگرفته
low mid wing
بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
spotlights
شخصی که در زیرنورافکن صحنه نمایش قرارگرفته
spotlighted
شخصی که در زیرنورافکن صحنه نمایش قرارگرفته
spotlight
شخصی که در زیرنورافکن صحنه نمایش قرارگرفته
high tailed aircraft
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
platforms
رسانگر حامل گیرنده
platform
رسانگر حامل گیرنده
pad
سکوی پرتاب رسانگر
pads
سکوی پرتاب رسانگر
darting
رسانگر ایرودینامیکی پروازازاد
darted
رسانگر ایرودینامیکی پروازازاد
dart
رسانگر ایرودینامیکی پروازازاد
freeboard deck
عرشهای که در زیران ساختمانهای غیر قابل نفوذ اب قرارگرفته
tate
عمود
perpendecular
عمود
normal
عمود
perpendicular
عمود
perpendicular
[to]
<adj.>
عمود
[بر]
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
radialengine
موتوری که استوانههای ان بشکل پرههای چرخ قرارگرفته باشند موتورچرخی
fiscal station
قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
normal vector
بردار عمود
barbican
دو برج عمود
barbacan
دو برج عمود
angle of convergence
زاویه تقرب زاویه پارالاکس
loss angle
زاویه تلف زاویه تلفات
angle of rotation
زاویه دوران زاویه چرخش
angle of repose
زاویه تعادل زاویه ارامش
declination
زاویه انحراف زاویه میل
entering angle
زاویه ورودی زاویه دخول
staple
عمود چهارپایه تخت
stapling
عمود چهارپایه تخت
stapled
عمود چهارپایه تخت
normal shock wave
موج ضربهای عمود
tate zuki
ضربه عمود مشت
athwart
عمود به خط میتنی قایق
cross-banded
[روکشی با تارهای عمود]
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
buses
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
busing
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bussed
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
busses
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bused
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bussing
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bus
رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bombing angle
زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
girt
تیری که بین دو ستون بطورافقی قرارگرفته و روی ان دیوار تیغهای بنا میگردد
nadir
پای عمود نافر خط ندیر
orthogonal mesh reinforcement
شبکه ارماتور عمود برهم
directors
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
aerospace vehicle
هر رسانگر کنترلی که قادر به پرواز در هوا و فضا باشد
director
هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
neotral position
وضع بدن عمود بر سطح مسیر
batardeau
[دیوار عمود بر روی گودال یا چاله]
t position
حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
shuttle
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttles
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttled
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
integral tank
تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
wet filter
فیلتری که در ان فیلمی ازمایع که روی سطح المنت قرارگرفته مانع از عبور ذرات و و الودگی میشود
retrorocket
راکتی که برای مخالفت باحرکت رسانگر بطرف جلوروی ان نصب میشود
boost rocket
موتور راکت با سوخت جامد یامایع برای به حرکت دراوردن یک رسانگر
attitude motor
موتورهای راکت کوچک برای کنترل وضعیت رسانگر فضایی در حال حرکت
constant angle arch dam
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
velocity gradiant
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
crocus cloth
پارچه زبری که اکسید فریک قرمزرنگ فریف و ریزسایندهای روی سطح ان قرارگرفته و برای جلا دادن فلزات بکارمیرود
commutator
سری هادیهایی که بصورت شعاعی از یکدیگر جدا شده وبصورت حلقهای دور تا دورشفت گردنده ژنراتور قرارگرفته اند
branch cutoff
دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
x cut crystal
کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
cam ground piston
پیستونی که قطر ان در امتدادموازی با انگشتی کمتر ازقطر ان در امتداد عمود برانگشتی باشد
deflection of vertical
اختلاف زاویهای در هر نقطه بین راستای شاقولی وراستای عمود بر کره مرجع
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
angle offset method
روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation
تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle
زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
cross flow
دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
pitch control
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
linearly
طولی
it will not take long
طولی
vertical curve
خم طولی
longitudinal
طولی
linear
طولی
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
vehicle mass ratio
نسبت جرم نهایی رسانگر بعداز تمام شدن یا قطع سوخت به جرم اولیه ان
kelly
قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
longitudinal seam
بخیه طولی
longitudinal seam
درز طولی
longitudinal reinforcement
فولادگذاری طولی
longitudinal reinforcement
ارماتور طولی
easting
مختصات طولی
longitudinal section
برش طولی
longitudinal section
نیمرخ طولی
eftsoon
طولی نکشیدکه
longitudinal stability
پایداری طولی
longitudinal joint
درز طولی
cut to length
طولی بریدن
cut off saw
اره طولی بر
longitudinal sleeper
تراورس طولی
aisle
گذرگاه طولی
linear measure
مقیاس طولی
longitudinal profile
پروفیل طولی
profile
برش طولی
profiles
برش طولی
longitudinal acceleration
شتاب طولی
longeron
ستون طولی
profiling
برش طولی
longitudinal axis
محور طولی
axis
خط طولی یا عرضی
longitudinal compression
فشار طولی
axis
محور طولی
linear metre
متر طولی
linearity
حالت طولی
longitudinal girder
تیر طولی
longitudinal groove
شیار طولی
soon a
طولی نکشیدکه
profiled
برش طولی
longitudinal stress
تنش طولی
strike joint
شکستگی طولی
abscissa
محور طولی
longitudinal
دنده طولی
variables
رکورد با هر طولی
longitudinal screed
شمشه طولی
longitudinal welding
جوشکاری طولی
ground timber
تیر طولی
longitudinal valley
دره طولی
longitudinal turning
تراشکاری طولی
longitudinal section
برش طولی
variable
رکورد با هر طولی
longitudinal studies
بررسیهای طولی
axial road
جاده طولی
thrust bearing
یاطاقان طولی
longitudinal screed
شمشه طولی
longitudinal wave
موج طولی
soon
قریبا طولی نکشید
shipshank
کوتاه کردن طولی
anchor at short stay
لنگر طولی عمودی
longitudinal
دندههای طولی موتور
ball thrust bearing
یاطاقان طولی ساچمهای
canaliculate
دارای پیچهای طولی
end play
بازی طولی محور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com