Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English
Persian
prate
یاوه گویی
Search result with all words
fribble
یاوه گویی کردن
prate
یاوه گویی کردن وراجی کردن
natter
یاوه گویی کردن
nattered
یاوه گویی کردن
nattering
یاوه گویی کردن
natters
یاوه گویی کردن
Other Matches
babbles
یاوه گفتن یاوه
babble
یاوه گفتن یاوه
babbled
یاوه گفتن یاوه
chiromancy
پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet
پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
prater
یاوه گو
prattfall
یاوه گو
ranter
یاوه گو
absurd
یاوه
tattler
یاوه گو
tattle
یاوه
hooey
یاوه
gabbler
یاوه گو
nonsense
یاوه
raving
یاوه گو
old wives' tales
یاوه
old wives' tale
یاوه
gasbags
یاوه سرا
dotard
پیر یاوه گو
flim flam
سخن یاوه
tittle tattle
یاوه گفتن
tittle-tattle
یاوه گفتن
gasconade
یاوه سرا
high flying
یاوه اندیش
gasbag
یاوه سرا
froth
یاوه سخن پوچ
balderdash
یاوه نوشابه کف الود
chatterboxes
ادم پرحرف و یاوه گو
gammon
یاوه مارس کردن
chatterbox
ادم پرحرف و یاوه گو
froths
یاوه سخن پوچ
frothing
یاوه سخن پوچ
frothed
یاوه سخن پوچ
gas bag
یاوه سرا هرزه گو
rant
سرزنش کردن یاوه سرایی
ranted
سرزنش کردن یاوه سرایی
ranten
سرزنش کردن یاوه سرایی
rants
سرزنش کردن یاوه سرایی
ranting
سرزنش کردن یاوه سرایی
ranten
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
ranted
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
rants
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
rant
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
ranting
لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
hypologia
کم گویی
soliloquies
تک گویی
soliloquy
تک گویی
candour
رک گویی
hypophrasia
کم گویی
pauciloquy
کم گویی
laconic speech
کم گویی
plain speaking
رک گویی
free spokenness
رک گویی
downrightness
رک گویی
knop
گویی
one would say
گویی
scandals
بد گویی
scandal
بد گویی
candor
رک گویی
to stab in the back
بد گویی
outdpokenness
رک گویی
so to peaking
گویی
as thought
گویی
ingenuousness
رک گویی
drooling
افهارخوشحالی کردن یاوه سرایی کردن
drooled
افهارخوشحالی کردن یاوه سرایی کردن
drool
افهارخوشحالی کردن یاوه سرایی کردن
drools
افهارخوشحالی کردن یاوه سرایی کردن
witticisms
بذله گویی
extemporization
بالبداهه گویی
divagation
پریشان گویی
free spokenness
ساده گویی
facetiousness
بذله گویی
rodomontade
گزاف گویی
tympany
گزافه گویی
divination
غیب گویی
ambage
ابهام گویی
tachyphemia
شتابان گویی
tachylalia
شتابان گویی
echolalia
پژواک گویی
echophrasia
پژواک گویی
agitolalia
شتابان گویی
gratulation
تبریک گویی
reticency
سکوت کم گویی
revilement
ناسزا گویی
rhodomontade
گزاف گویی
word salad
اشفته گویی
scandalum magnatum
بد گویی از بزرگان
self contradiction
تناقض گویی
wittiness
لطیفه گویی
soliloquize
تک گویی کردن
somniloquy or quence
سخن گویی
stilted speech
مطنطن گویی
wittiness
بذله گویی
waggery
بذله گویی
tautologize
مکرر گویی
vituperation
ناسزا گویی
verbalization
دراز گویی
unreserve
بی پرده گویی
to fling d.
بد گویی کردن
ranten
بیهوده گویی
pseudology
دروغ گویی
bullshit
گزافه گویی
idioglossia
نامفهوم گویی
idiolalia
مهمل گویی
so to speak
چنانکه گویی
iterance
باز گویی
labyrinthine speech
پریشان گویی
polylogia
پریشان گویی
polyphrasia
پریشان گویی
lallation
کودکانه گویی
logorrhea
پراکنده گویی
metonymy
به تقریب گویی
missatement
خلاف گویی
door-knob
دستگیره گویی
open heartedness
رک گویی صداقت
poeticism
شعر گویی
disclosures
بی پرده گویی
to speak ill of
بد گویی کردن از
witticism
بذله گویی
gossip
اراجیف بد گویی
ellipsis
بریده گویی
improvisation
بدیهه گویی
premonition
شوم گویی
premonitions
شوم گویی
repetitions
باز گویی
repetition
باز گویی
invective
ناسزا گویی
irony
وارونه گویی
ironies
وارونه گویی
wit
بذله گویی
wits
بذله گویی
jest
بذله گویی
gossiped
اراجیف بد گویی
gossips
اراجیف بد گویی
incoherence
گسسته گویی
overstatements
گزافه گویی
knocks
بد گویی کردن از
overstatement
گزافه گویی
knock
بد گویی کردن از
gossiping
اراجیف بد گویی
jests
بذله گویی
knobs
دستگیره گویی
verbosity
اطناب گویی
disclosure
بی پرده گویی
jocosely
بذله گویی
knocked
بد گویی کردن از
rant
بیهوده گویی
ranted
بیهوده گویی
ranting
بیهوده گویی
rants
بیهوده گویی
cluttering
بریده گویی
leasing
دروغ گویی
exaggeration
گزافه گویی
contradiction
خلاف گویی
contradictions
خلاف گویی
restatements
باز گویی
piffle
مهمل گویی
reticence
سکوت کم گویی
restatement
باز گویی
jocose
بذله گویی
knob
دستگیره گویی
dote
پرت گویی کردن
overstate
گزافه گویی کردن
it look as if
چنین مینماید که گویی
exaggerating
گزافه گویی کردن
overstated
گزافه گویی کردن
quirks
مزاجی تناقض گویی
dotes
پرت گویی کردن
overstating
گزافه گویی کردن
exaggerate
گزافه گویی کردن
overstates
گزافه گویی کردن
exaggerates
گزافه گویی کردن
quirk
مزاجی تناقض گویی
recriminative
پس دهنده بد گویی یا تهمت
Do you mean it ? Really ? Honestly ?
جان من ؟( جدی می گویی )
Is that so ? You dont say.
نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
recriminatory
پس دهنده بد گویی یاتهمت
effusively
چنانکه گویی بریزد
bullshit
چرند گویی کردن
veridical
از روی حقیقت گویی
tergiversation
بی ثباتی تناقض گویی
bounce
جست گزاف گویی
bounced
جست گزاف گویی
bounces
جست گزاف گویی
toucher
گویی که باجک برخوردکند
deliriousness
هذیان گویی
[روانشناسی]
deliriousness
پرت گویی
[روانشناسی]
obsequiousness
تملق مزاج گویی
divines
غیب گویی کردن
hyperbole
غلو گزاف گویی
corespondent
مسئول جواب گویی
hyperbolize
گزافه گویی کردن
pleasantries
بذله گویی شوخی
divining rod
چوب غیب گویی
pleasantry
بذله گویی شوخی
delirium
پرت گویی دیوانگی
forebode
پیش گویی کردن
gutter ball
گویی که به شیار میافتد
grandiloquence
گزاف گویی مبالغه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com