Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (8 milliseconds)
English
Persian
jude
یهودا نویسنده رساله یهوداکه از رسالات عهد جدیدمسیحیان است
Other Matches
penster
نویسنده بویژه نویسنده مزدور
Judaic
وابسته به یهودا
Judas
یهودا اسخر یوطی
Judases
یهودا اسخر یوطی
judah
یهودا فرزند یعقوب
leaflet
رساله
monograph
رساله
text book
رساله
tractarian
رساله
tractate
رساله
epistle
رساله
epistles
رساله
textbooks
رساله
disquisition
رساله
rescript
رساله
enchiridion
رساله
brochures
رساله
monographs
رساله
brochure
رساله
treatises
رساله
leaflets
رساله
leafleting
رساله
treatise
رساله
leafleted
رساله
dissertation
رساله
dissertations
رساله
textbook
رساله
term paper
رساله کوتاه
act
رساله سرگذشت
booklet
دفترچه رساله
acted
رساله سرگذشت
booklets
دفترچه رساله
pamphlet
رساله چاپی
epistler
رساله خوان
epistoler
رساله خوان
pamphleteers
رساله نویس
proem
رساله مقدماتی
tracts
رساله نشریه
tract
رساله نشریه
iatrology
رساله پزشکی
iatrology
رساله طبی
epistler
رساله نویس
pamphlets
رساله چاپی
pamphleteer
رساله نویس
monograph
رساله درباره یک موضوع
thesis
رساله دکتری قضیه
handbooks
کتاب راهنما رساله
theses
رساله دکتری قضیه
monographs
رساله درباره یک موضوع
handbook
کتاب راهنما رساله
bestiary
رساله یامقاله راجع بحیوانات
bible
بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
bibles
بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
pamphleteer
جزوه نویس رساله نویسی کردن
pamphleteers
جزوه نویس رساله نویسی کردن
writers
نویسنده ها
the present writer
نویسنده
scribbler
نویسنده بد
authors
نویسنده ها
craftsmen
نویسنده
scrivener
نویسنده
quill driver
نویسنده
craftsman
نویسنده
wordsmith
نویسنده
authoress
نویسنده زن
penwoman
زن نویسنده
composer
نویسنده
composers
نویسنده
writer
نویسنده
writers
نویسنده
penman
نویسنده
author
نویسنده
garreteer
نویسنده بی نوا
fantast
نویسنده خیالپرست
author
نویسنده موسس
neoteric
نویسنده تازه
report writer
نویسنده گزارش
hacks
نویسنده مزدور
hacked
نویسنده مزدور
technical writer
نویسنده فنی
hack
نویسنده مزدور
drafter
نویسنده پیام
devils
نویسنده مزدور
devil
نویسنده مزدور
to make good as a writer
نویسنده موفقی شدن
nomographer
نویسنده کتاب درباره
reporter
جمله ساز نویسنده ناصادق
miscellanist
نویسنده مطالب مختلف
matthew
نویسنده انجیل متی
hagiologist
نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
bel esprit
سخنران یا نویسنده باذوق
auctorial
منسوب به نویسنده یا مولف
idem
همان نویسنده در همانجا
encyclopaedist
نویسنده دایره المعارف
authorial
موبوط به مصنف یا نویسنده
pen-names
نام مستعار نویسنده
pen-name
نام مستعار نویسنده
pen name
نام مستعار نویسنده
headliner
نویسنده سرمقاله روزنامه
librettist
نویسنده اشعار اپرا
librettists
نویسنده اشعار اپرا
mannerisms
سبک بخصوص نویسنده
mannerism
سبک بخصوص نویسنده
wanted clerks
دبیر یا نویسنده لازم است
posthumous
منتشر شده پس از مرگ نویسنده
He fabcies himself as a writer (author).
به خیال خودش نویسنده است
memorialist
نویسنده یاد بود یا لوحه
screenwriters
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
screenwriter
نویسنده نمایشنامههای رادیویی وتلویزیونی
city editor
نویسنده خیرمالی یاتجارتی درروزنامه
phraseologist
جمله ساز نویسنده ناصادق
comedist
نویسنده نمایشهای خنده دار
magazin
نویسنده مقاله برای مجله
hagiographer
نویسنده شرح حال مقدسین
tragedian
نویسنده یا بازیگر نمایشهای تراژدی ومحزون
belletrist
نویسنده شعر و اثارادبی زیبا ادیب
monographist
نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
dramaturge
نویسنده داستانهای نمایشی شبیه ساز
pornographer
نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
free lance
مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
interactive
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
heading
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
headings
تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
think piece
مقاله خبری امیخته باافکار وتفسیرات نویسنده
ethic
روش اخلاقی یک نویسنده یامکتب علمی یا ادبی و یاهنری
liter any executor
کسیکه مامور چاپ کردن تالیفات نویسنده ایی میشود
publicist
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicists
نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
symbolist
نویسنده یاهنرمندی که بسبک سمبولیک اثاری خلق میکند نمادگر
holotype
نمونهای که نویسنده یا دانشمندی برای معرفی یک راسته یا دسته ازجانوران وگیاهان معین میکند
copyright
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyrights
که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright
اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
copyrights
اثر یک نویسنده زنده که کسی که پنجاه سال است نمرده است
'The Catcher in the Rye'
[by Salinger / work title]
! ناطور دشت ! یا ! ناتور دشت !
[نام رمانی اثر نویسنده آمریکایی سالینجر]
copyright
اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
copyrights
اثر یک نویسنده و... که پنجاه سال است مرده است ودیگری میتواند آن را چاپ کند
shareware
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
contra preferentum rule
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
bakuninism
اصول عقایدباکونین نویسنده انارشیست روسی و همکار مارکس وانگلس که بعدها به علت داشتن عقاید نظامی از جانب ایشان طرد شد . او موسس مکتب نهیلیسم روسیه نیزهست
grub
مزدور نویسنده مزدور
grubbed
مزدور نویسنده مزدور
grubs
مزدور نویسنده مزدور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com