Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
axis
1-خط ی که چیزی اطراف آن می چرخد 2-خط مرجعی که پایه مختصات یک گراف است
Other Matches
reeling
دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
reels
دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
reeled
دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
reel
دستگاهی که اطراف آن نوار می چرخد
axis
برای مختصات افقی در گراف
axis
برای مختصات عمودی در گراف
X Y
مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
plotters
وسیهل خروجی کامپیوتری شامل قلم متحرک و یک قطعه کاغذ اطراف وسیلهای که می چرخد و الگوها و متن هایی ایجاد میکند
plotter
وسیهل خروجی کامپیوتری شامل قلم متحرک و یک قطعه کاغذ اطراف وسیلهای که می چرخد و الگوها و متن هایی ایجاد میکند
autos
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
auto
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
plotted
بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plot
بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plots
بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
centroid
در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
areola
محوطهء کوچک اطراف چیزی
relative
دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
tripods
چیزی که سه پایه داشته
tripod
چیزی که سه پایه داشته
presumptive address
آدرس اولیه در برنامه که به عنوان مرجعی برای تعبیه است
sited
محلی که پایه چیزی باشد
sites
محلی که پایه چیزی باشد
stalks
پایه چیزی شبیه ساقه
stalking
پایه چیزی شبیه ساقه
stalked
پایه چیزی شبیه ساقه
site
محلی که پایه چیزی باشد
stalk
پایه چیزی شبیه ساقه
shakedown
[of something]
[American English]
تغییر پایه سیستم کاری
[چیزی]
hypostasis
پایه یانگهبان عضو یا چیزی پشتیبان
save all
چیزی که مانع زیان گردد پایه شمعدان
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
polar plot
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
true origin
نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
implicit reference
مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
circular
آنچه در یک دایره می چرخد
circulating
آنچه به راحتی می چرخد
circulars
آنچه در یک دایره می چرخد
graph
گراف
graphs
گراف
The earth moves round the sun.
زمین دوز خورشید می چرخد
The whirligig of time revolves.
دوران دایمی زمان می چرخد.
complete graph
گراف کامل
cyclic graph
گراف دوری
plots
گراف یا نقشه
plotted
گراف یا نقشه
spanning tree
زیرگرافی از یک گراف
graafian follicle
کیسه گراف
ovisac
کیسه گراف
plot
گراف یا نقشه
graph paper
کاغذ گراف
structural graph
گراف ساختاری
progarm graph
گراف برنامه
graph follower
دنبال گر گراف
graph invariants
ناورداهای گراف
graph theory
تئوری گراف
isomorphic graph
گراف هم ریخت
constitutional graph
گراف سرشتی
connected graph
گراف همبسته
reaction graph
گراف واکنش
planar graph
گراف مستوی
pie chart
گراف دایره ای
[ریاضی]
circle chart
گراف دایره ای
[ریاضی]
y axis
بردار عمودی گراف
connected acyclic graph
گراف همبسته نادوری
ordinate
محور Y از یک گراف یا نمودار
x axis
بردار افقی گراف
directed graph
گراف جهت دار
stepping motor
موتوری که طبق دستوری کامپیوتر به آرامی می چرخد.
stepper motor
موتوری که طبق دستوری کامپیوتر به آرامی می چرخد.
multiplying reel
قرقره ماهیگیری که با یک حرکت دست چندبار می چرخد
z axis
بردار عمق در گراف سه بعدی
base width
عرض پایه پهنای پایه
hatch beam
پایه دریچه پایه دهلیز
reel
دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
stepped motor
دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
reels
دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
reeling
دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
reeled
دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
liquid crystal bar graph panel indicator
شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
coordinate
مقادیری که یک نقط ه را روی گراف یا نقشه قرار میدهد
paddled
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddles
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddling
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
paddle
وسیله جانبی کامپیوتر حاوی وسیلهای که می چرخد تا نشانه گر را در صفحه حرکت دهد
non tilting mixer
بتن ساز دواری که مخزن ان دارای دو سوراخ میباشد وحول محور افقی می چرخد
dynamic
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
dynamically
تصویر مثل گراف که با ورود داده جدید بلارنگ بهنگام در می آید
hitch and go
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد
mouses
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouse
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
grid coordinates
مختصات
plotting scale
خط کش مختصات
coordinate
مختصات
coordinates
مختصات
data
مختصات
base piece
پایه پایه استقرار
mechanical mouse
mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
presentation software
برنامه نرم افزاری که به کاربر امکان ایجاد نمایش تجاری با گراف و داده و متن و تصویر میدهد
constant
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constants
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
geographic coordinates
مختصات جغرافیایی
coordinate scale
گونیای مختصات
target grid
مختصات هدف
geomagnetic coordinates
مختصات ژئومگنتیکی
equatorial coordinates
مختصات استوایی
eulerian coordinates
مختصات اولری
easting
مختصات طولی
reaction coordinates
مختصات واکنش
spherical coordinates
مختصات سماوی
rectangular coordinate
مختصات متعامد
coordinates
دستگاه مختصات
coordinates
مختصات نقشهای
spherical coordinates
مختصات کروی
coordinate axises
محورهای مختصات
transformation of coordinates
تبدیل مختصات
input coordinate
مختصات اولیه
cross-references
سیستم مختصات
axis of coordinates
محورهای مختصات
cross-reference
سیستم مختصات
jacobian coordinates
مختصات ژاکوبی
cross reference
سیستم مختصات
cartesian coordinates
مختصات دکارتی
cartesian coordinates
محور مختصات
lagrangian coordinates
مختصات لاگرانژی
northing
مختصات عرضی
canonical coordinates
مختصات بندادی
cordinate axis
محورهای مختصات
axis
محورهای مختصات
plain coordinates
مختصات افقی
plain coordinates
مختصات مسطحه
polar coordinates
مختصات قطبی
image coordinates
مختصات تصویر
grid coordinates
مختصات شبکه
polar coordinate
مختصات قطبی
the peculiarities of mammals
مختصات پستاندارها
grid chart
شبکه مختصات
cartesian chart
مختصات کارتزین
milieu
اطراف
milieus
اطراف
milieux
اطراف
environs
اطراف
parties
اطراف
from the four winds
از اطراف
environment
اطراف
environments
اطراف
ablique coordinates
دستگاه مختصات قائم
y axis
محور عرضی مختصات
Y coordinate
مختصات بردار عمودی
inertial coordinate system
سیستم مختصات ماندی
coordinate system
دستگاه مختصات
[ریاضی]
polar coordinates
مختصات قطبی
[ریاضی]
cylindrical coordinate
مختصات استوانه ای
[ریاضی]
military grid
شبکه مختصات نظامی
cartesian coordinate system
سیستم مختصات کارتزین
momentum coordinates
مختصات اندازه حرکت
spherical coordinates
مختصات کروی
[ریاضی]
X coordinate
مختصات بردار افقی
curvilinear coordinates
مختصات خمیده خط
[ریاضی]
preferred system of coordinates
دستگاه مختصات مرجع
polar coordinates
دستگاه مختصات قطبی
spherical coordinates
دستگاه مختصات کروی
coordinate
همرتبه کردن مختصات
relative coordinate system
دستگاه مختصات نسبی
generalized coordinates
مختصات تعمیم یافته
georef grid
مختصات جغرافیایی جهانی
polar diagram
نمودار با مختصات قطبی
coordinate code
رمزمربوط به مختصات نقشهای
polar chart
نمودار با مختصات قطبی
coordinate code
رمز مختصات نقاط
horizon system of coordinates
دستگاه مختصات افقی
coordinate system of axis
سیستم محورهای مختصات
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
plots
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plotted
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plot
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
sides of the question
اطراف موضوع
pappus
کلاله اطراف گل
vicinity
در حدود در اطراف
architrave
گچبری اطراف در
periderm
پوست اطراف
mess around
<idiom>
دو رو اطراف بازیکردن
pericardium
اطراف قلب
go around
<idiom>
به اطراف سفرکردن
ambient noise
صدای اطراف
gravesides
اطراف قبر
graveside
اطراف قبر
wryly
به اطراف چرخاندن
about
در اطراف نزدیک
wry
به اطراف چرخاندن
edge zone
اطراف لبه
Cartesian coordinate system
دستگاه مختصات دکارتی
[ریاضی]
cylindrical coordinate system
دستگاه مختصات استوانه ای
[ریاضی]
spherical coordinate system
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
cartesian coordinates
سیستم مختصات سه بعدی فضایی
polar coordinate system
دستگاه مختصات قطبی
[ریاضی]
known datum point
نقطهای با مختصات وگرای معلوم
x axis
محور افقی مختصات یا محورطولها
celestial equator system of coordinates
دستگاه مختصات استوای سماوی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com