English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 16 (3 milliseconds)
English Persian
He behaved stupidly. رفتارش احمقانه بود.
Other Matches
stupidly بطور مزخرف یا بیمزه
stupidly ازروی نادانی
stupidly از روی کودنی یا گیجی
behaved رفتارکردن
well behaved که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
well-behaved خوش رفتار با ادب
well-behaved که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
behaved ادب نگاهداشتن
behaved درست رفتارکردن
behaved سلوک کردن حرکت کردن
well behaved خوش رفتار با ادب
ill behaved بدرفتار
ill behaved بی ادب
well behaved function تابع خوشرفتار
Guilt for poorly behaved children usually lies with the parents. بد رفتاری کودکان معمولا اشتباه از پدر و مادر است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com