English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
English Persian
Nobel Prize winner برنده جایزه نوبل
Other Matches
Ig Nobel Prize جایزه ایگ نوبل
nobel prize جایزه نوبل
Nobel Prize جایزه نوبل
winner فاتح
winner برنده
winner برنده بازی
Nobel laureate برنده جایزه نوبل
winner's circle محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
winner of a match برنده مسابقه
I am the bread winner of the family . نان آور خانه ( خانواده ) هستم
prize انعام
prize کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
prize انعام جایزه
prize جایزه
prize ممتاز
prize غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
consolation prize جایزهی دلگرمی
prize-giving مراسماعطایجایزه
brilliancy prize جایزه درخشندگی شطرنج
booby prize جایزه تسلی بخش
prize fellow شاگردی که در امتحانات سرامد شده وامتیازی بعنوان جایزه باو داده اند
prize man جایزه بر
prize court شعبهای از دادگاه اداره نیروی دریایی که باامور....کاردارد
prize courts دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
prize fight جنگ با مشت برای گرفتن پول یا جایزه
prize fighting زد و خورد
prize fighting درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
prize courts به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
prize money پولی که از فروش غنیمت دریایی بدست می اید
prize of war کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
prize poem شعری که جایزه برده است
prize ring گود مسابقه
prize ring محل مسابقه مشت زنی
to prize a ship کشتی رادردریابه غنیمت بردن
prize-fighter بوکسور مشتزن
european cup winner cup جام برندگان جام اروپا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com