Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
interactive graphics
نگاره سازی فعل و انفعالی گرافیک فعل و انفعالی گرافیک محاورهای
interactive graphics system
سیستم گرافیکی محاورهای
hierarchical
مرتبهای
hierarchical network
شبکه سلسله مراتبی
hierarchical model
مدل سلسله مراتبی
hierarchical communications system
روش ذخیره سازی و سازماندهی فایلها روی دیسک
hierarchical communications system
شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
hierarchical communications system
روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
hierarchical communications system
شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
hierarchical communications system
لیست دایرکتوری فایلهای دیسک
hierarchical communications system
پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
hierarchical communications system
با نمایش دایرکتوری اصلی
hierarchical data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
interactive
ارتباط بین یک گروه از مردم با وسایل ارتباطی مختلف
interactive
سیستم نمایش که قادر به عکس العمل نشان دادن به ورودی مختلف کاربر است
interactive
حالت کامپیوتر که به کاربر امکان میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده ها را وارد کند و پاسخ را به سرعت دریافت کند
interactive
سیستمی که حاوی پاسخ سریع به دستورات کاربر یا برنامه یا داده است
interactive
ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
interactive
نقاط توقف را تنظیم کند
interactive
متقابل
interactive
فعل و انفعالی
interactive
محاورهای
interactive
را ممکن میکند
interactive
تعاملی
interactive
که ارتباط بین کاربر و کامپیوتر
interactive
قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
interactive
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
interactive
سیستم چند رسانهای که کاربر دستوری وارد میکند و برنامه پاسخ میدهد یا کاربر میتواند عملیات را کنترل کند و نیز نحوه کار برنامه را
interactive
ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند
interactive
پردازش آن و اعمال عکس العمل بلاد رنگ روی آن
interactive
برنامه کامپیوتری قادر به پذیرش داده از عملوند
interactive
الات و یا سرویسی مثل تلفن زدن
interactive
کد اصلی و مقصد را بررسی کند
interactive
محتوای حافظه و ثبات را کنترل کند و اجرای دستور را دنبال کند
programmer
برنامه نویس متخصص در نوشتن نرم افزار سیستم
programmer
شخصی که قادر به طراحی و نوشتن برنامه کاری است
programmer
وسیلهای که امکان نوشتن روی حافظه فقط خواندنی و قابل برنامه ریزی را فراهم میکند
programmer
برنامه نویسی که برنامههای کاربردی می نویسد
programmer
طراح برنامه
programmer
برنامه ریز
programmer
طرح ریز
programmer
تهیه کننده برنامه
programmer
برنامه نویس
interactive video
سیستمی که از اتصال کامپیوتری به دیسک خوان اسفاده میکند تا توان پردازش و تصاویر واقعی و متحرک را ایجاد کند
interactive system
سیستم فعل و انفعالی
interactive compiler
همگردان فعل و انفعالی
interactive query
پرس و جو محاورهای
interactive programming
برنامه سازی فعل و انفعالی
interactive program
برنامه محاورهای
interactive processing
پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای
interactive videodisk
ویدئودیسک محاورهای
prom programmer
PROPRO
prom programmer
برنامه نویس برنامه ریز
maintenance programmer
برنامه نویس پشتیبان
system programmer
برنامه نویس سیستم
systems programmer
برنامه نویس سیستم
temperature programmer
برنامه ریز دما
chief programmer
سازمان برنامه نویسی
computer programmer
برنامه نویس کامپیوتر
maintenance programmer
برنامه نویس تعمیر ونگهداری
maintenance programmer
برنامه نویس نگهداشت
programmer board
برد برنامه ریز
programmer analyst
برنامه نویس / تحلیل گر
programmer's switch
سوئیچ برنامه
applications programmer
برنامه نویس کاربردی
parts programmer
برنامه نویس اجزاء
application programmer
برنامه نویس کاربردی
eprom programmer
EPROبرنامه ریز
chief programmer team
سرپرست یک تیم برنامه نویسی
graphics
رسم
graphics
وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
graphics
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
graphics
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
graphics
روشی که داده شرح تصویر ذخیره میشود
graphics
فایل که حاوی داده شرح تصویر است
graphics
شکل برنامه ریزی شده که روی صفحه غیرگرافیکی بجای حرف قابل نمایش است که در سیستمهای ویدیویی برای نمایش تصاویر ساده به کار می رود
graphics
در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
graphics
وسیله الکترونیکی
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
graphics
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
graphics
قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی
graphics
فن استعمال نمودار
graphics
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
graphics
چاپگری که قادر به چاپ تصاویر map-bit است
graphics
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
graphics
شکل ابتدایی
graphics
که برای ایجاد شکلهای ندیگر به کار می رود
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
graphics
ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی
graphics
ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند
graphics
تصاویر یا خط وطی که قابل رسم روی کاغذ یا صفحه نمایش باشد برای نمایش اطلاعات
graphics
گرافیک
graphics
نگاره سازی
computer graphics
نگاره سازی کامپیوتری گرافیک کامپیوتری
computer graphics
نگاره سازی کامپیوتری
color graphics
گرافیک رنگی
presentation graphics
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
presentation graphics
گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده
passive graphics
گرافیک منفعل
management graphics
مدیریت گرافیک
raster graphics
روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
block graphics
نگاره سازی بلوک
business graphics
گرافیکهای تجاری
calligraphic graphics
گرافیک خطاطی
character graphics
نگاره سازی دخشهای
turtle graphics
گرافیک لاک پشتی
vector graphics
نگاره سازی برداری
bar graphics
دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
graphics terminal
ترمینال گرافیکی
graphics tablet
تخته نگاره سازی
graphics tablet
لوح گرافیکی
graphics spreadsheet
صفحه گسترده نگارهای
graphics, business
تجارت
graphics resolation
وضوح گرافیکی
graphics program
برنامه گرافیکی
graphics printer
چاپگر گرافیکی
graphics mode
حالت نگاره سازی
graphics display
نمایش گرافیکی
harvard graphics
برنامه نگاره سازی هاروارد
harvard graphics
هاروارد گرافیکس
graphics screen
صفحه گرافیکی
hi res graphics
graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود
graphics scanner
پویشگر نگارهای
graphics digitizer
دیجیتالی کننده گرافیکی
graphics, business
گرافیک
bar graphics
وسیله نوری ای که داده را از بار کد می خواند
analytical graphics
گرافیک تحلیلی
apa graphics
نگاره سازی APA
analysis graphics
نمودارهای تحلیلی
analytical graphics
نگاره سازی تحلیلی
random scan graphics
نگاره سازی با پوشش تصادفی
computer graphics metafile
فایل برتر نگاره سازی کامپیوتری
object oriented graphics
نگاره سازی موضوعی
multicolor graphics aray
ارایه نگاره سازی چند رنگ
enhanced graphics adaptor
وفق دهنده نگاره سازی پیشرفته
enhanced graphics display
صفحه نمایش نگاره سازی پیشرفته
graphics input hardware
سخت افزار ورودی گرافیکی
low resolution graphics
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
low res graphics
گرافیک با وضوح پایین
graphics file format
فرمت فایل نگارهای
hercules graphics adapter
استاندارد برای آداپتور تک گرافیک با renolation بالا ساخت Hercules Carporation
color graphics adapter
وفق دهنده نگاره سازی رنگی
hercules graphics adapter
وفق دهنده نگاره سازی هولوکس
all points addressable graphics
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
video graphics array
ارایه نگاره سازی بصری
vector graphics display
بردار نمایش گرافیکی
stand alone graphics system
سیستم گرافیکی خودکفا
raster scan graphics
نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی
bit mapped graphics
گرافیک نگاشت ذره یی
national computer graphics association
انجمن ملی گرافیک کامپیوتری
standard
همشکل
standard
همسان
standard
قانونی
standard
عیار قانونی استاندارد مقرر
standard
همگون یکنواخت یکجور
standard
یکسان معیار
standard
سنجه
standard
قسمت ساکن دستگاه
standard
نورم مقیاس
standard
نمونه قانونی
standard
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard
استانده
standard
معیار
standard
استاندارد همگون
standard
الگو
standard
مقرر قانونی
standard
نمونه قبول شده معین
standard
متعارفی
standard
نشان پرچم
standard
متداول
standard
مرسوم
standard
استاندارد
standard
قالب
standard
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standard
کالای جانشین رزمی
standard
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standard
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard
متعارف
standard
معمولی
standard
طبیعی یا معمولی
standard A
استانداردA
standard
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard
حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standard
اولین مگا بایت حافظه در PC.
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard
واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standard
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard
متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standard
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard error
خطای معیار
standard bearers
پرچم دار
standard bearer
پیشوا
standard bearer
علمدار
standard bearer
پرچم دار
standard error
خطای استاندارد
system standard
استانداردسیستم
system standard
معیار سیستم
standard error
خطای معدل
standard error
خطای پایه
standard error
خطای استانده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com