Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English
Persian
She is head and shoulders above others .
یک سر وگردن از بقیه بلندتر است
Search result with all words
have a head on one's shoulders
<idiom>
have an old head on young shoulders
<idiom>
جوان ولی عقل بزرگترها را داشتن
Other Matches
on one's shoulders
<idiom>
مسئولیت شخصی
shoulders
شانه راه
shoulders
سمت موجی که هنوز نشکسته
shoulders
جناح
shoulders
دو طرف خاکی جاده
shoulders
دوشی
shoulders
هل دادن
shoulders
فاصله بین گلوله وباروت
shoulders
شانه
shoulders
دوش
shoulders
کتف
shoulders
هرچیزی شبیه شانه
shoulders
[اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
shoulders
باشانه زور دادن
broad shoulders
نیروی باربری یا طاقت تحمل مسئولیت
shrug your shoulders
<idiom>
نشانه بی علاقه
[لاقید]
یا نا آگاه بودن
[اصطلاح]
broad shoulders
شانههای پهن
He shrugged his shoulders.
او
[مرد]
شانه اش را بالا انداخت.
cold-shoulders
بی اعتنایی کردن به
rub shoulders with others
با مردم امیزش کردن
cold-shoulders
خونسرد
rub elbows/shoulders
<idiom>
دریک سطح بودن
to reject something with a shrug
[of the shoulders]
با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
You cannot put old heads on young shoulders .
<proverb>
سر پیر نتوان بر شانه جوان بگذاشت .
To rub shoulders with people of high society. Tobecome prominent.
سری توی سرها درآوردن
head to head polymer
بسپار سر به سر
head-first
از سر سراسیمه
Off with his head !
سرش را ببرید !
head well
چاه پیشکار
head way
پیشرفت
head
سر
head way
بجلو
head way
پیشروی
head
دهنه ابزار
head well
مادر چاه
to head off
عازم شدن
[گردش]
head off
<idiom>
مانع شدن از ،جلوگیری کردن
per head
متوسطمیانگین
from head to f.
ازسرتاپا
go head
پیش بروید
go to head of
مست کردن
one way head
سریکجهته
R/W head
HEAD WRITE/READ
R/W head
وسیله
head down
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
to get anything into ones head
چیزیراحالی شدن یافهمیدن متقاعدشدن
to go off one's head
دیوانه شدن
head way
بلندی طاق سرعت
with head on
سربه پیش سر به جلو
to keep one's head
ارام یاخون سردبودن
over head
هزینه سربار
get it through one's head
<idiom>
فهمیدن ،باورداشتن
go to one's head
<idiom>
مغرور شدن
head for
به سمت معینی در حرکت بودن
keep one's head
<idiom>
go head
ادامه بدهید بفرماید
head up
بردن قسمت جلوی قایق بسمت باد
over one's head
<idiom>
به مقام بالاتری رفتن
over one's head
<idiom>
خیلی سخت برای درک
on/upon one's head
<idiom>
برای خودش
head up
<idiom>
رهبر
head to head
رقابت شانه به شانه
head out
<idiom>
ترک کردن
head-on
<idiom>
برعلیه کسی بودن
head-on
<idiom>
فرجام مواجه شدن با
head off
<idiom>
به عقب برگشتن
off with his head
سرش را از تن جدا کنید
well head
سر چشمه
head
دهانه
head
دستشویی قایق بالای بادبان
head
طول سر اسب بعنوان مقیاس فاصله برنده از نفر بعد
head
انتهای میز بیلیارد
head
هد
head
ضربه با سر
head
توپی کامل و سایر متعلقات
head
: سرگذاشتن به
head
مواجه شدن سرپرستی شدن به وسیله
head
نوک پیکان
head
راس
head
افت
head
عناصر اولیه ستون
head
ارتفاع ریزش سر رولور سر
head
رهبری کردن مقاومت کردن
head
موضوع در راس چیزی واقع شدن
head
عنوان مبحث
head
عازم شدن سرپل گرفتن
head
سرپل توالت ناو
head
اصلی
head
رئیس
head
سالار عنوان
head
سردرخت
head
سرستون
head
موضوع
head
فرق سرصفحه
head
خط سر
head
منتها درجه موی سر
head
عمده
head
مهم
head
رهبر یا دسته پیشرو یک ستون
head
پیش رو
head
سرفشنگ
head
دربالا واقع شدن
head
ریاست داشتن بر رهبری کردن
head
دارای سرکردن
head
فهم
head-on
از سر
head
ارتفاع فشاری
head on
روبرو
head-on
شاخ بشاخ
head first
از سر سراسیمه
keep one's head
دست پاچه نشدن
head first
سربجلو
head first
باکله
keep one's head
خونسردبودن
head-on
نوک به نوک
head on
شاخ بشاخ
head on
از سر
head on
از طرف سر
head-on
روبرو
head-on
از طرف سر
head on
نوک به نوک
head
کله
head
راس عدد
head
اولین عنصر داده در لیست بودن
head
بعد بالایی کتاب یا بدنه
head
دادهای که نشان داده آدرس شروع لیست دادههای ذخیره شده در حافظه است
head-first
سربجلو
head
دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
head
انتها دماغه
head
وسیله ارتباطی بین آنتن و شبکه کابل تلویزیونی
head
شبکه یا بدنه
head
بخش بالایی وسیله
head
دماغه
head
ابتداء
head
نوک
head-first
باکله
round head
برگردان
read head
نوک خواندن
raw head
نوک خواننده
running head
خط عنوان هرصفحه در متن
scald head
کچلی
read head
نوک خواننده
rivet head
کله پرچ
shock head
انبوه گیسو
raw head
نوک خواندن
read head
هد خواندن راس خواندن
raise its head
پدید امدن
record head
نوک ضبط
recording head
نوک ضبط
round head
سر گرد
sculptured head
پیکره سر ادمی
sculptured head
سردیس
tension head
بار کشش
to knock head
پیشانی برخاک نهادن
to knock head
چیزی که عبارت ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
to knock head
سجود
to keep ones head above water
خود را از بار بدهی رها کردن
to hit someone on the head
بر سر کمی زدن
to hide one's head
ازشرمساری پنهان شدن پناه بردن
the crown of the head
فرق سر
ti lift one's head
نیرو گرفتن
to bob one's head
کوتاه کردن موی سر کسی
t head bolt
پیچ چکشی شکل " T "
to pitch on one's head
از سر پرت شدن
to gather head
قوت گرفتن سرپیداکردن
she has a well poised head
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
swelled head
دارای عقاید بزرگ خود فروش
shock head
دارای موی فراوان
spear head
گروه جلودار
spear head
گروه نوک درحمله یا سر جلودار
spindle head
سر هرزگرد
splash head
پاشش گیر
static head
فشار ایستایی
swelled head
خودخواه
to poke one's head
دولادولا راه رفتن
to gather head
نیروگرفتن
raise its head
پیدا شدن
it turned my head
سرم را بدوران انداخت یا گیج کرد
lost head
افت بار
lunk head
ادم کله خر
magnetic head
نوک مغناطیسی
magnetic head
هد مغناطیسی
mast head
نوک دکل کشتی
movable head
با نوک متحرک
moving head
با نوک متحرک
lose one's head
دیوانه شدن
navigation head
بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
knock on the head
باطل کردن
long head
زیرکی
long head
دوراندیشی
keep one's head above water
رهایی یافتن
keep one's head above water
قصر دررفتن
knock on the head
خنثی کردن
knock on the head
نقش بر اب کردن
knock one on the head
مشت بر کله کسی زدن
knurled head
سر عدسی اج دار
lapping head
سمبه توپ
lapping head
سمبه فلزی
letter head
سر کاغذ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com