Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
English
Persian
The crowd was pressing against the gate .
جمعیت به درورودی فشار می دادند
Other Matches
pressing
فشردن
pressing
فشاردادن
pressing
مصر عاجل
pressing
مبرم
pressing
فشاراور
pressing
فشار
pressing board
تختهفشرده
bar pressing
میله فشردن
hot pressing steel
فولاد پرسکاری داغ
pressing: standing press
پایهفشار
hot pressing die
حدیده پرسکاری داغ
crowd
ازدحام
crowd
سرداب کلیسا
to crowd out
ازتنگی جایابسیاری جمعیت بیرون کردن
crowd
شلوغی اجتماع
crowd
جمعیت
crowd
گروه
crowd
ازدحام کردن چپیدن
crowd
بازور وفشارپرکردن انبوه مردم
crowd
جماعت
There were some angry looks in the crowd .
قیافه ها ؟ عصبانی دربین جمعیت دیده می شد
to the cheers of
[the crowd]
با تشویق
[جمعیت]
the crowd scattereal
جمعیت متفرق شد
to be a crowd-pleaser
مردم نواز بودن
He forced his way thru the crowd .
بزور خودش رااز میان جمعیت رد کرد
crowd the plate
نزدیک به پایگاه اصلی قرارگرفتن
Move along, please!
[in a crowd]
لطفا بجلو حرکت کنید!
[در جمعیتی]
She lost her husband in the crowd .
شوهرش رادرمیان جمعیت گه کرد
A big crowd gathered.
جمعیت انبوهی جمع شد
The police held the crowd back.
پلیس جمعیت را عقب زد
A big crowd surged into the streets.
جمعیت زیادی ریخت توی خیابانها
gate
دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
Gate
ورودی به باند
and gate
دریچه و دریچه ضرب منطقی
and gate
مدار AND
down gate
راهگاه پایین دست
nor gate
دریچه نایا
not and gate
دریچه نا- و
not gate
دریچه نا
not gate
دریچه نقیض
not or gate
دریچه نا- یا
or gate
دریچه OR
saw gate
چارچوب اره
take out gate
دریچه ابگیر ابیاری
or gate
دریچه یا
nor gate
دریچه نقیض یا
gate
گیت
gate
دروازه
gate
در بزرگ
gate
مدخل دریجه سد
gate
قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate
دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate
فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate
دروازه شروع اسکی
gate
محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate
وسایل ورود ورودیه
gate
دریچه
gate
راه تغذیه لشعلث
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate
سوزن اتصال به یک FET
gate
مدخل
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
and gate
دریچه و
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
nand gate
دریچه نقیض و
pouring gate
تغذیه قالب
pouring gate
دریچه ریزش
nonequality gate
دریچه نابرابری
proselte of the gate
کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
railroad gate
درب ورودی راه اهن
sluice gate
اب بند
roller gate
دریچه غلطان
nand gate
دریچه ناو
sluice gate
ابگیره
He was approaching the gate.
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
crash the gate
<idiom>
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
gate money
پولبلیطورودیه
upper gate
دروازهبالایی
spillway gate
درخروجآبسطحسد
ring gate
دهانهحلقوی
lower gate
دروازهپائینی
gate-leg
پایهدروازهایشکل
xor gate
دریچه یای ضمنی
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
threshold gate
دریچه استانهای
tainter gate
دریچه لولادار
tainter gate
دریچه قطائی
starting gate
دروازه شروع
sluice gate
دریچه
lich-gate
راهرو سرپوشیده
gate keeper
دروازه بان
equivalence gate
دریچه معادل
exclusive nor gate
دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate
دریچه یای انحصاری
flap gate
دریچه یک طرفه
flood gate
ابگیره
flood gate
بندسیلگیر
exclusive or gate
دریچه یای انحصاری
flood gate
سد دریچهای
gate crasher
میهمان ناخوانده
gate electrode
الکترود دریچهای
equivalence gate
دریچه هم ارزی
equality gate
برابر سازی
bifurcation gate
دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
blind gate
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate
لامپ پیام گذار
caterpillar gate
دریچه چرخ زنجیری
check gate
دریچه تنظیم
color gate
دریچه پیام رنگی
cow gate
چراگاه گاو
discharge gate
دریچه تخلیه
elementary gate
دریچه مقدماتی
elementary gate
دریچه ابتدایی
equal gate
دریچه برابری
gate hanger
التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
gate leaf
بدنه دریچه سد
gate vessel
شناور درب حوض تعمیرات ناو
golden gate
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
head gate
دریچه فوقانی کانال
head gate
دریچه بالادست سد
inclusive or gate
دریچه یای شامل
indicator gate
دریچه شاخص
complement gate
دریچه متمم ساز
lich gate
راهرو
lich gate
سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
logic gate
دروازه منطقی
majority gate
دریجه اکثریت
gate valve
شیر کشویی
gate post
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate transition
شیر فلکه تبدیل
gate tube
لامپ دریچهای
gate valve
شیر قطع جریان
gate meeting
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
wicket gate
دهانهدریچه
gate operating ring
حلقهورودیعملکننده
gate chamber wall
جایگاه حرکت دریچه
jet flow gate
دریچه با سرلوله
jet flow gate
فشاراین دریچه زیاداست
gate operating deck
سکوی مانور دریچه ها
fixed roller gate
دریچه چرخ قرقرهای ثابت
gate operating platform
سکوی مانور دریچه ها
master gate valve
مدخلدریچهاصلی
mitre gate recess
دریچهتنفسشمار
fixed wheel gate
دریچه قرقرهای با محورثابت
gate-leg table
میزپایهدروازهای
bear tape shutter gate
دریچه شیروانی شکل
maximum gate trigger voltage
ولتاژ احتراق حداکثر
maximum gate trigger current
جریان احتراق حداکثر
Fortune Knocks at least once at everymans gate.
<proverb>
خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
memory controller gate array
ارایه درگاه کنترل حافظه
A creaking gate hang long.
<proverb>
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
insulated gate field effect transistor
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com