English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
a drop in the ocean <idiom> قطره ای دردریا [بسیار نا چیز] [اصطلاح]
Search result with all words
Only a drop in the bucket ( ocean) . قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
Other Matches
ocean اقیانوس
ocean convoy کاروان اقیانوس پیما
indian ocean اقیانوس هند
ocean grevhound کشتی مسافری تندرو
Arctic Ocean اقیانوسمنجمدشمالی
ocean greyhound کشتی تندرو
atlantic ocean اقیانوس اطلس
ocean current جریان اقیانوس
ocean foam کف آب دریا
Pacific Ocean اقیانوسآرام
ocean current جریان اقیانوسی
ocean foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
ocean foam کف آب [کف حاصل از برخورد آب با چیزی]
ocean current جریان دریایی
ocean lane راه کشتی رو در اقیانوس
ocean manifest بارنامه دریایی
ocean manifest بارنامه حمل کالای دریایی
the pacific ocean اقیانوس ارام یا ساکن اقیانوس کبیر
ocean floor بستر اقیانوس
ocean bound رهشپار دریا
the indian ocean اقیانوس هند
ocean bound عازم دریا یااقیانوس
ocean vessel کشتی اقیانوس پیما
lndian Ocean اقیانوسهند
ocean mine sweeper مین روب اقیانوسی
mid-ocean ridge برآمدگیاقیانوسمیانی
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
drop [تزئینات مخروطی شکل سر دیوار ساختمان های قدیمی]
drop by دیدن
drop by بکسی سر زدن
drop behind عقب ماندن
drop behind عقب افتادن از
drop in <idiom> دیدار کوتاه
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
drop by مختصرکردن
To drop in on someone . به کسی سرزدن
to drop in سرزدن
to drop in اتفاقا دیدنی کردن
drop out از قلم افتادگی
drop out حذف شدن
drop out افت
drop on سوزن دوراهی خط اهن
drop off دفاع بیرون از منطقه خود
drop off مردن
drop off بخواب رفتن
to drop on سرزنش یاتنبیه کردن
to let drop ول کردن
to let drop انداختن
drop in درج تصادفی
drop in اتفاقا دیدن کردن انداختن در
drop in سرزدن
drop out حذف تصادفی
the very last drop اخرین قطره
to let drop رهاکردن
drop رهاکردن
drop بار
drop اب نبات
drop نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drop یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drop دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drop پشت سر گذاشتن حریف دو
drop از قلم انداختن
drop انداختن قطع مراوده
drop افت
drop سقوط
drop فرود
drop قطره سقوط کردن کم کنید
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop افتادن چکیدن
drop جاگذاشتن حریف
drop چکه سقوط
drop محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
ir drop افت ای ار
drop جرعه کمی
drop قطره
drop کم کردن
to drop something off [at someone's] چیزی را [به کسی ] تحویل دادن
to drop someone off کسی را پیاده کرن
drop [نوعی طاق]
drop-out ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop افت سقوط
drop چکه
drop-out افت
drop نقل
drop-out ترک کننده
drop ژیگ
pressure drop افت فشار
resistance drop افت مقاومتی
peppermint drop قرص نعناع
potential drop افت ولتاژ
paradrag drop سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
potential drop افت پتانسیل
one should not drop the pilot شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
knee drop فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
lemon drop اب نبات ترش
letter drop صندوق پست
line drop افت خط
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
impedance drop ولتاژ اتصال کوتاه
hot drop saw اره گرم
heavy drop پرتاب بارسنگین با چتر
heavy drop بارریزی سنگین
school drop out افت تحصیلی
ohmic drop افت اهمی
leakage drop افت نشتی
resistance drop افت ای ار
Drop me a line . برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
To drop a brick . <idiom> دسته گل به آب دادن [افتضاح کردن]
I just cant drop my work and go . نمی توانم کارم را ول کنم وبروم
drop a hint <idiom> فاش کردن اتفاقی یک چیز خیلی جزئی
drop (someone) a line <idiom> چند خط(برای کسی)نوشتن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
drop by the wayside <idiom> قبل از اتمام کار ،ویران شدن
Drop dead <idiom> کم کردن مزاحمت
drop out (of school) <idiom> ترک مدرسه
Let's drop the subject. از این موضوع صرف نظر کنیم .
drop repeat واگیره [تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
drop-ornament تزئینات آویزان
drop-tracery تزئینات مشبک کاری
ear-drop گوشواره
ear-drop گل آویز
Drop me just before you get to the turning. مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
drop-leaf لایهلولاییمیز
school drop out ترک تحصیل کرده
short drop دراپ کوتاه
stepped drop شیبشکن پلکانی
syphon well drop ابشار با چاهک و لوله
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
the drop the veil روی خودراپوشیدن
drop in the bucket <idiom> مقداری جزئی
vertical drop ابشار قائم
voltage drop افت ولت
voltage drop افت ولتاژ
voltage drop افت فشار الکتریکی
wing drop افت ناگهانی برا روی یک بال
crystal drop اشککریستالی
drop earrings گوشوارهآویز
at the drop of a hat <idiom> بدون هیچ گونه معطلی
heat drop افت حرارت
drop point چکه
drop kick شوت سرضرب
drop keel centre-plate :syn
drop keel تیغه میانی
drop inlet دریچه ریزش
drop in temperature کاهش دما
drop height ارتفاع عمودی هواپیما تامنطقه پرش ارتفاع هواپیمادر نقطه بارریزی
drop hammer چکش سقوطی
drop hammer چکش سقوط ازاد
drop hammer پتک خودکار اهنگری
drop goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
drop froge اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
drop letter نامه پست شهری
drop point نقطه چکه
drop point نقطه پرتاب عده ها یا کالا از هواپیما
drop point نقطه پرش
drop pass پاس بعقت
drop out type دخشههای متضاد
drop of potential افت پتانسیل
drop mohawk چرخش از جلو بعقب و بعکس و برگشت روی پای اصلی
drop message لولههای خبر
drop master سرپرست پرش
drop master مدیر پرش
drop manhole دهانه ریزش
drop forging اهنگری سقوطی
drop forger اهنگر
drop altitude ارتفاع پرش
drop a goal ضربه زدن بر فراز دروازه
drip drop چک چک
contact drop افت کنتاکتی
barrel drop ابشار لولهای
automatic drop اتصال خودکار
arc drop افت جرقهای ولت
drop gage فشار سنج
drop volley جاخالی
drop-outs ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop-outs ترک کننده
drop altitude ارتفاع بارریزی
drop annunciator زنگ احضار
drop forge منگنه زدن
drop forge سکه زدن
drop down menu منویی که زیر عنوان منور دیگر در هنگام انتخاب فاهر میشود
drop curtain پرده جلو صحنه
drop cap حرف درشت اولین کلمه پاراگراف
drop cable بخشی از کابل که آداپتور یکایستگاه کاری را به کابل شبکه اصلی وصل میکند.
drop ball انداختن توپ بین دو بازیگر برای شرع مجدد
drop ball دراپ بال
drop back جاافتادن
drop back افتادن
drop arch قوس شاه عباسی
drop-outs افت
gravity drop پرتاب بار یا بارریزی ازهواپیما با استفاده از نیروی سقوط ازاد
drop track تعقیب را قطع کنید
drop vault طاق قوسی خفته
drop weight وزن سقوطی
drop wire سیم انشعاب
drop worm حلزونی سقوطی
drop zone منطقه فرود چترباز
line drop افت ولتاژ یک خط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com