English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (3 milliseconds)
English Persian
ante-church پیش ناو کلیسا
Other Matches
ante : پیشوندی است بمعنی- پیش- و- قبل از- و-درجلو-
ex ante برنامه ریزی شده
ex ante پیش بینی شده
ex ante <adv.> پیشاپیش
ex ante به اعتبار پیش بینی
ante توپ زدن .
ante نشان دادن
ex ante <adv.> از قبل
ante : بالا بردن
ante-chapel [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
ex ante saving پس انداز
ex ante saving پیش بینی شده
ante-chamber اتاق انتظار
ante-choir [فضای خالی جلوی تریبون دسته همسرایان در کلیسا]
ante-mural [e] جان پناه دفاعی
ante-nave پیش دهلیز
ante meridiem پیش از نصف النهار
ante-rooms کفش کن
ante-rooms اطاق انتظار
ante-court [اولین صحن در خانه های بزرگ]
church کلیسا
church کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
the church e. سازمان قانونی کلیسا
the church militant قاطبه مسیحیان جهان
established church کلیسای قانونی و شرعی
church warden متصدی دارایی کلیسا
church text یکجورحروف سیاه قلم که بیشتربرای نوشتن لوحههای گورستان بکارمی رود
Collegiate church کلیسای وقف ایتام
cross-church کلیسای صلیبی
double church کلیسا دو طبقه
the orthodox church کلیسای خاور
hall-church [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
church goer کلیسارو
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
facing the church روبروی کلیسا
greek church کلیسای خاور
greek church کلیسای شرقی
the church militant همه کسانی که در راه دین مسیحی می جنگند
the orthodox church کلیسای ارتودوکس
Church of England کلیسای انگلستان
Coptic Church کلیسای قبطی
Coptic Church کلیسای بومی مصر و اتیوپی
Episcopal Church کلیسائیدرآمریکاواسکاتلند
ambulatory church [کلیسایی که حرم و نمازخانه آن با رواق جدا شده است.]
fortified church [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
status quo ante bellum حالت پیش از جنگ
to be [as] poor as a church mouse <idiom> بیش از اندازه تنگدست بودن
as poor as a church mouse مثل گدای شب جمعه [فقیر]
The Catholic Church springs [comes] to mind as an obvious example. کلیسای کاتولیک به عنوان یک نمونه بارز به ذهن می آید.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com