English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (3 milliseconds)
English Persian
calling فریاد
calling صدا
calling ندا
calling پیشه
calling شغل فراخوانی
calling فراخواننده
calling دعوت
calling احضار
calling مجموعهای از دستورات برنامه برای اجرای مستقیم از زیر برنامه
calling سیگنالی برای جلب توجه مردم از ترمینال یا یک وسیله به کامپوتر اصلی
Other Matches
selective calling فراخوانی گزیده
calling sequence ترتیب فراخوانی
calling sequence دبناله فراخوانی
calling sequence مجموعهای مشخص ازدستورالعمل و داده که برای فراخوانی یک ریزبرنامه معین ضروری است
calling sequence دنباله فراخوانی
calling program برنامه فراخواننده
calling program برنامه فراخوانی
calling program برنامه فرا خواننده
calling dial صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
calling card کارت ویزیت
Thanks for calling back. با تشکر برای تماس. [به کسی گفته میشود که فرد تلفن خود را جواب نداده و بعدا دوباره تماس می گیرد.]
pot calling the kettle black <idiom> دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com