English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English Persian
colour supplement مجلهرایگانو ضمیمهروزنامهدر بریتانیا
Other Matches
a horse of another colour [different colour] موضوع علیحده
a horse of another colour [different colour] مطلبی دیگر
supplement تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplement الحاق زاویه مکمل
supplement ضمیمه
supplement مکمل
supplement متمم
supplement تکمیل کردن
supplement اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplement تکمیل کننده اضافی
supplement تکمیلی
supplement پس اورد هم اورد
Do I have to pay a supplement? آیا من چیزی اضافه باید پرداخت کنم؟
colour رنگزدن
off colour کسل
off-colour کسل
off-colour بی حال
off colour بی حال
colour احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
colour امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colour شماره بیتهای دادهای که به یک پیکسل نسبت داده می شوند تا رنگ آن را شرح دهند. یک بیت برای دو رنگ
colour رنگامیزی
colour ملون کردن
colour رنگ کردن
colour تغییر رنگ دادن
colour بشره
colour فام
colour رنگ
colour دو بیت برای چهار رنگ و هشت بیت برای ترکیبی از رنگهاست
colour صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد
colour شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour میزان خالص بودن سیگنال رنگ
colour چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colour انتخاب رنگهایی که در حال حاضر در تصویر استفاده می شوند
colour صفحه نمایشی که امکانی برای نشان دادن اطلاعات رنگی دارد
colour برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
colour جدول شماره هایی که ویندوز
colour سیستم نمایش رنگی ریز پردازندهای
colour کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
colour chart نموداررنگ
water colour نقاشی ابرنگی
water colour رنگاب
water colour ابرنگ
to change colour رنگ برنگ شدن
to change colour تغییر رنگ دادن
scheme of colour طرح رنگ
scheme of colour رنگ بندی
saturated colour که روی ویدیو خوب نشان داده نمیشوندوممکن است باعث اختلال شوند یا روی صفحه پخش شوند
colour control کنترلرنگ
colour display نمایشرنگ
colour filter فیلتررنگ
There is no colour beyond black . <proverb> بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
primary colour رنگهایاصلی-قرمز RedسبزGreen آبیBlue
colour-coded کدگذاریاز طریقرنگ
colour scheme چینشرنگیکمکان
colour fast دارایرنگثابت
colour blindness کوررنگی
colour blind کوررنگ
colour bar تبعیضقائلشدنبر مبنایرنگپوست-نژادپرست
Wherever you go the sky has the same colour . <proverb> به هر کجا که روى آورى آسمان همین رنگ است .
saturated colour رنگهای روشن
rose colour رنگ گلی
false colour فیلم رنگی مصنوعی
dust colour خاکی
dead colour رنگ ضعیف
dead colour رنگ دست اول
high colour سرخی
colour box جعبه رنگ
colour bearer پرچم دار
adjective colour زنگی که برای ثابت شدن محتاج به افزایش چیزدیگری است
achromatic colour رنگ بین سیاه و سفید که توسط آداپتور گرافیکی نمایش داده میشود
local colour نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
false colour رنگ مصنوعی
level colour رنگ یکدست یا یکنواخت
high colour خجالت
oil colour رنگ روغنی
ground colour رنگ زمینه
flesh colour رنگ بشره
flesh colour رنگ بدنی
flat colour رنگ نازک مستوی
flat colour رنگ تخت
light source colour رنگ منبع نور
hair colour [British] رنگ مو
colour selection filter فیلترجداکنندهرنگ
bishop of the wrong colour فیل بد رنگ شطرنج
colour of waste water رنگ فاضلاب
colour television camera صفحهرنگیدوربین
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
liquid crystal display colour pigmented صفحه نمایش با محلولهای کریستالی مایعی که رنگی به نظر میرسد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com