English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
completeness check تطبیق کامل
Other Matches
completeness کمال
completeness تمامیت
check تجزیه کردن
check محک زدن
check عیار گرفتن
check-up بازبینی
check-up کنترل
check مطالعه کردن
check بررسی کردن
check in وارد شدن
check in نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in وارد شدن
check-in نام نویسی کردن مراسم ورود
check ارزیابی کردن
check تحقیق کردن
check مقابله کردن بررسی
check-up بازبینی کردن
check-up کنترل کردن
check off تغییرروش بازی درتجمع
in check <idiom> غیرقابل کنترل
check up رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
check up معاینه کردن
to check up درست رسیدگی یاحساب کردن
to check off رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
second check بررسی نهایی
second check بررسی دوباره
check out بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
Please check the ... لطفا ... را کنترل کنید.
to check out something چیزی را بررسی یا امتحان کردن
to check in نام نویسی کردن [هتل]
check out تصفیه حساب کردن
check بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check ممانعت کردن
check بازرسی کردن
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check بازرسی شد
check وارسی
check و شدن بوی شکار
check کیش
check کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check منع
check دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check دریچه تنظیم
check چک بانک
check سرزنش کردن رسیدگی کردن
check جلوگیری کردن از
check مقابله کردن مقابله
check بررسی
check او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check بررسی کردن
check تطبیق کردن
check نشان گذاردن
check تطبیق
check اطمینان از صحت چیزی
check رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
check اجرای خشک یک برنامه
check سنجیدن
check خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check مقابله
check چک
check امتحان کردن بازرسی
check امتحان
check چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
poke check فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
overflow check مقابله سرریز
overflow check بررسی سرریز
overflow check بررسی سرریزی
odd even check بررسی فرد و زوج
programmable check مقابله برنامه ریزی شده
programmed check مقابله برنامه ریزی شده
odd even check مقابله فرد و زوج
parity check مقابله کردن توازن
parity check بررسی توازن
parity check مقابله توازن
perpetual check کیش دایم
pay check چک حقوق
parity check مقابله ایستایی
data check مقابله داده ها
diagnostic check مقابله تشخیصی
discovered check کیش برخاست
priority of check تقدم کیش
modulo n check مقابله به پیمانه
marginal check برسی مرزی
family check کیش همگانی
even parity check بررسی توازن زوج
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
echo check بکمک طنین
echo check مقابله
dynamic check مقابله پویا
duplication check بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
duplication check مقابله از راه تکرار
dump check مقابله حین روبرداری
fore check جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
frequency check کنترل فرکانس
hardware check مقابله سخت افزاری
marginal check مقابله مرزی
machine check برسی ماشین
limit check بررسی حدی
limit check مقابله حدود
indian check سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
hook check سد کردن راه چوب حریف ازعقب
hip check سد کردن راه حریف با کمر وباسن
division check ازمایش تقسیم
identity check بازرسی شناسنامه
rain check بلیط مجانی یا مجدد
wraparound check سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
visual check مقابله بصری
visual check مقابله دیداری
validity check بررسی اعتبار
validity check مقابله اعتبار
twin check بررسی توام
twin check مقابله توام
rain check بلیط باران
rain check نوید یا قول دعوت بعدی
check-rail ریلتنظیم
identity check بررسی هویت
Please check the battery. لطفا باطری را کنترل کنید.
Please check the oil. لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
What time should I check in? چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
rain check <idiom> بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check <idiom> رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
double-check <idiom> دوباره چک کردن
security check چکامنیتی
traveler's check چک مسافرتی
transfer check انتقال
selection check مقابله گزینش
sales check صورت فروش
residue check بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
redundancy check بررسی افزونگی
redundancy check تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redudancy check بررسی افزونگی
reasonableness check بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check بررسی معقول بودن
range check بررسی محدوده
sequence check مقابله ترتیب
sequence check بررسی ترتیبی
sight check مقابله چشمی
transfer check مقابله
system check بررسی سیستم
system check مقابله سیستم
synchronization check کنترل همزمانی
summation check بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
sum check مقابله جمعی
stock check کنترل موجودی
stick check دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
spite check کیش دفع الوقت
sight check مقابله نظری
programmed check بررسی برنامه ریزی شده
cyclic check مقابله چرخهای
check list سیاهه مقابله
check boxes جعبههای مقابله
check boxes چهارگوشهای انتخاب
check book کتابچه ثبت ارقام یاموادرسیدگی شده
check bit بیت مقابلهای
check bit ذره مقابلهای
spot check سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot check بازدید در محل
certified check چک تضمینی
certified check چک گواهی شده
certified check چک تضمین شده
check character دخشه مقابلهای
check character علامت مقابلهای
check indicator مشخص کننده مقابله
check indicator نماینده مقابله
check gate دریچه تنظیم
check flight پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
check firing عناصرتیر را بررسی کنید
check firing فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
check field میدان مقابلهای
check digits ارقام تست
check digit رقم مقابلهای
check character کاراکتر مقابلهای
cashier's check چکی که بانک عهده خود بکشد
uncovered check چک بی محل
bulit in check automaticcheck
bench check ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
bench check کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
bank check چک بانکی
bag check دریچه پردهای متحرک
automatic check کنترل خودکار بررسی خودکار
automatic check ازمایش خودکار
check-ups بازبینی کردن
automatic check مقابله خودکار
arithmetic check مقابله حسابی
blank check چک سفید
blank check چک امضاء شده وسفید
bulit in check تست تعبیه شده
built in check بررسی توکار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com