English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (7 milliseconds)
English Persian
destination carrier کشتی حامل ناو تعمیراتی بمقصد یاتعمیرگاه
Other Matches
destination محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destination را قرار می دهید
destination تقدیر
destination سرنوشت
destination مقصد
destination صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
immediate destination مقصد بعدی
immediate destination اولین مقصد
moveable by destination منقول در حکم غیر منقول
To reach ones destination. بمقصد رسیدن
destination port بندر تحویل کالا
destination file فایل مقصد
port of destination بندر مقصد
destination inspection بازدید در مقصد
destination port بندر مقصد
final destination مقصد نهایی
freight payable at destination هزینه حمل در مقصد پرداخت میشود
named place of destination مقصد مشخص
named point of destination نقطه مشخص در مقصد
named port of destination بندر مقصد مشخص
A load askew does not reach its destination . <proverb> بار کج به منزل نمى رسد .
carrier حامل
carrier سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carrier carrier aircraft
T carrier استاندارد آمریکا برای خط وط ارسال داده دیجیتال مثل T, TC و استانداردهای سیگنال مربوط DS, DSC
carrier موج حام-ل
carrier ناو هواپیمابر
carrier ترک بند
carrier متصدی حمل و نقل
carrier وسیله حمل و نقل
carrier فرستنده بار شرکت حمل و نقل
carrier حمل کننده
carrier حامل غلطک حمال
carrier نامه بر
carrier باربر
carrier دستگاه کاریر
carrier برنامه حامل میکرب
carrier مکاری
carrier روش ارسال سیگنالهای متفاوت روی یک کانال با داده ارسالی با فرکانسهای مختلف
carrier سیگنال RSC از مودم به کامپیوتر برای بیان دریافت یک موج داده ارسالی
carrier داده ارسالی موج مانند
carrier ارسال داده ساده
carrier مشابه 1595
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier 1-هر رسانه یا وسیلهای که قادربه ذخیره سازی داده است . 2-سیگنالهای دادهارسالی موج مانند
carrier موسسه حمل و نقل
carrier فرکانس سیگنال پیش از تقسیم شدن
carrier حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
free carrier تحویل به حمل کننده کالا
data carrier حامل داده ها
fuse carrier نگهدارنده فیوز
free carrier یکی از قرارداد-های اینکوترمزکه در ان فروشنده کالا را به اولین حمل کننده تحویل می نماید
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
common carrier متصدی حمل ونقل
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی
common carrier شرکتی دولتی که تلفن تلگراف و سایر امکانات مخابراتی را جهت عموم تهیه میکند حامل مشترک
contracting carrier موسسه حمل و نقل موردقرارداد
data carrier داده بر
data carrier حامل داده
common carrier متصدی حمل ونقل حامل مشترک
common carrier گاراژ دار
image carrier حامل تصویر
common carrier مکاری
fuse carrier فیوزگیر
helicopter carrier ناو هلیکوپتر بر
video carrier حامل ویدئو
water carrier دلو
weapon carrier حامل جنگ افزار
weapon carrier کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
log carrier حاملچوبگرد
negative carrier محلقرارگیرینگاتیو
piton-carrier میخحامل
suit carrier پوششکتوشلوار
charge carrier حامل بار [فیزیک] [شیمی] [مهندسی]
troop carrier نیرو بر
sound carrier حامل صوت
hod carrier ناوه کش
letter carrier نامه رسان پستچی
letter carrier چاپار
luggage carrier ترک بند موتورسیکلت
lumber carrier کشتی تیر بر
oxygen carrier اکسیژن بر
personnel carrier نفربر
personnel carrier خودرو نفربر
puck carrier گوی دار
bulk carrier وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
bulk carrier کشتی که کالای فله حمل مینماید
air carrier شرکت ترابری هوایی
ammunition carrier مهمات بیار
ammunition carrier خودرو مهمات کش
combination carrier کشتی که کالاهای گوناگون حمل مینماید
ball carrier بازیگری که با توپ میدود
battery carrier شاسی باتری
attack carrier ناو هواپیمابر افندی
actual carrier موسسه حمل و نقل واقعی
aircraft carrier carrier : syn
carrier pigeon کبوتر نامه بر
carrier pigeon کبوتر قاصد
carrier pigeons کبوتر نامه بر
carrier pigeons کبوتر قاصد
aircraft carrier ناو هواپیمابر
carrier company تیم یا گروه چهار نفرهای که برای ماموریت خارج ازکشور انتخاب می شوند
carrier detect کشف حامل
carrier detect تشخیص حامل
carrier gas گاز حامل
carrier handle دسته حمل
carrier sense detect collision accesswith multiple دستیابی چندتایی با کشف تلاقی
carrier system سیستم حامل
carrier wave موج حامل
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier's lien در گرو شرکت حمل
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
carrier's risk خطرات به عهده حمل کننده
color carrier حامل رنگ
carrier handle دستگیره حمل
carrier frequency فرکانس موج حامل
carrier frequency بسامد حامل
carrier frequency فرکانس حامل
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
breech block carrier الات متحرک
carrier air group دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
carrier chrominance signal پیام رنگ تابی
carrier color signal پیام رنگ تابی
three-tier car carrier حملماشینسهطبقه
carrier color signal پیام رنگی حامل
color carrier reference فاز مبنای حامل رنگ
breech block carrier حامل کولاس
brake shoe carrier نگهدارنده کفشک ترمز
carrier task force گروه رزمی هواپیمابر دریایی
attack aircraft carrier ناو هواپیمابر تهاجمی
antisubmarine carrier group ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
telephone carrier current جریان حامل تلفنی
attack nuclear carrier ناو هواپیمابر افندی هستهای
anti submarine carrier ناو هواپیمابر ضد زیر دریایی
carrier striking force نیروی ضربتی متشکل ازناوهای هواپیمابر ناوگان هواپیمابر ضربتی
automatic carrier landing system سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
high frequency carrier cable کابل کاریر فرکانس بالا
attack carrier striking forces نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com