Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (8 milliseconds)
English
Persian
dispersion medium
محیط پاشندگی
Other Matches
dispersion
تفرق
dispersion
اوارگی تجزیه نور
dispersion
انتشار
dispersion
پراکندگی
dispersion
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
dispersion
پراکندگی تیر
dispersion
پراکندگی منطقه پراکندگی
dispersion
تفرقه گسترش یکان
dispersion
پاشیدگی
dispersion
پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
dispersion
اولیه
dispersion
متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
dispersion
پخش شدگی
dispersion
تجزیه نور
circular dispersion
قطر کوچکترین دایرهای که 57% پرتابه ها به ان برخورد میکنند
center of dispersion
مرکزمستطیل پراکندگی گلوله ها
center of dispersion
مرکز پراکندگی
acoustic dispersion
سیستم پخش اکوستیک
acoustic dispersion
پژواک
molecular dispersion
پاشندگی مولکولی
coefficient of dispersion
ضریب پراکندگی
cone of dispersion
مخروط پراکندگی
cone of dispersion
مخروط پراکندگی بسکها
dispersion rectangle
مستطیل پراکندگی
dispersion scale
طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
lateral dispersion
پراکندگی جانبی
longitudinal dispersion
پراکندگی طول
material dispersion
پراکنده شدن پالس نورانی درداخل یک فیبر نوری در نتیجه طول موجهای مختلف ساطع شده از یک منبع
modal dispersion
شکلی از پراکندگی پالس ها
range dispersion
پراکندگی در برد
range dispersion
پراکندگی بردی
rectangle of dispersion
مستطیل پراکندگی گلوله ها
relative dispersion
پراکندگی نسبی
dispersion pattern
مستطیل پراکندگی طرح پراکندگی
dispersion pattern
شکل پراکندگی
dispersion of light
تجزیه نور
discriminal dispersion
پراکندگی افتراقی
dispersion coefficient
ضریب پراکندگی
dispersion equation
معادله پاشندگی
dispersion error
اشتباه ناشی از پراکندگی تیر
dispersion force
نیروی پاشیدگی
dispersion formula
فرمول پاشندگی
dispersion hardening
سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
dispersion error
اشتباه پراکندگی
dispersion of light
پاشیدگی نور
zone of dispersion
منطقه پراکندگی گلوله ها
optical rotatory dispersion
پاشندگی چرخش نوری
medium
رسانه
medium
میانه
medium
حد وسط
medium
وسیله انجام کار
medium
واسطه دلال
medium
معدل
medium
مقدار متوسط
medium
متوسط
medium
محیط کشت
medium
میانجی واسطه
medium
واسطه
medium
وسیله
medium
متوسط معتدل
medium
ملا "
medium
وسط یا میانگین
medium
مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
medium
هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
medium
رسانهای که امکان ذخیره و نمایش داده میدهد مثل دیسک مغناطیسی یا VDU
medium
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
medium
مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium
محیط
medium
میانی
medium
واسط
medium range
وسیله یا جنگ افزار برد متوسط
medium range
با شعاع عمل متوسط
medium scale
نقشه مقیاس متوسط
medium pacer
توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
medium scale
در مقیاس متوسط
medium voltage
ولتاژ متوسط
medium steak
استیک متوسط سرخ یا پخته شده
polarization of a medium
قطبش محیط
medium wave
موج متوسط
medium-dry
شرابنهچندانشیرین RO
virgin medium
رسانه بکر
virgin medium
واسطه دست نخورده
transfer medium
رسانه انتقال
medium of exchange
وسیله مبادله
medium of exchange
وسیله داد وستد
medium speed
بیت در ثانیه
medium cloud
ابرهای متوسط
medium artillery
توپخانه متوسط
end of medium
انتهای رسانه
empty medium
رسانه تهی
dispersive medium
محیط پخش
medium term
میان مدت
data medium
رسانه داده ها
data medium
داده رسان
circulating medium
وسیله انتقال قدرت خرید
medium curing
قیرهای محلول کندگیر
medium frequency
بسامد متوسط
medium lampholder
سرپیچ معمولی
medium frequency
فرکانس میانه
medium gravle
شن متوسط
medium frequency motor
موتور با فرکانس میانی
medium pace bowler
توپ انداز با روش پرتاب مستقیم و سرعت متوسط
iron at medium setting
درجهمیانیدراتو
medium format SLR (6 x 6)
شکلمتوسطSLR
a medium sized car
یک اتومبیل متوسط
medium term planning
برنامه ریزی میان مدت
secondary storage medium
رسانه انباره ثانوی
medium energy particle
ذره میان انرژی
medium term loan
وام میان مدت
medium term forecast
پیش بینی میان مدت
medium carbon steel
فولادباکربن متوسط
medium scale intergration
مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium scale integration
مجتمع سازی در مقیاس متوسط
medium scale integration
مدار مجتمع با دو قطعه
medium energy particle
ذره با انرژی متوسط
medium range ballistic missile
موشک بالستیک میان برد
track
[on a sound recording medium]
تیتر موسیقی
[روی محیط ضبط صوت]
track
[on a sound recording medium]
تیتر آهنگ
Short medium and long wave
موج کوتاه ومتوسط و بلند
medium tension distribution line
خطسیرپخشفشارمتوسط
tumble dry at medium to high temperature
بادرجهمتوسطبهبالاوخشکبهمبزنید
Unimog
[a range of multi-purpose auto four-wheel drive medium trucks]
یونیماک
[حمل و نقل]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com