English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (7 milliseconds)
English Persian
examined copy نسخه بررسی شده
Other Matches
examined ازمایش کردن
examined رسیدگی کردن
examined بازدید کردن
examined بازرسی کردن
examined بازجویی کردن
examined بازدید
examined ازمودن
examined بازرسی
examined بازپرسی کردن
examined استنطاق کردن
examined بازرسی کردن معاینه کردن
examined امتحان کردن
re-examined دوباره بازپرسی کردن
examined با into رسیدگی کردن
examined ازمون کردن
cross-examined پرسش کردن از
cross-examined استنطاق کردن
cross-examined بدقت جویاشدن از
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
copy رونوشت
copy جلد
copy استنساخ کردن
copy رونویس کردن
copy سواد
copy بدل سازی کردن
copy کپیه
copy پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy نگهبان مخابراتی
copy کپیه کردن رونویسی کردن
copy نسخه برداری
copy نسخه
copy نمونه ساختن
copy تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy کپی برداری
copy دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy کپی
copy نمونه
straightforward copy کپیه عین اصل
tape copy پیام نوار شده
tape copy پیام ضبط شده روی نوارضبط
soft copy نسخه غیر چاپی
true copy رونوشت مطابق با اصل
soft copy نسخه غیر ملموس
presentation copy نسخه قدیمی
office copy رونوشت مصدق
make a copy of رونوشت برداشتن
make a copy of سواد برداشت
hard copy نسخه چاپی
hard copy نسخه ملموس خروجی چاپی
copy quantity مقدارکپی
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
She is a bit too copy . خیلی ناز دارد ( ناز میکند )
pirate copy نسخه غیر قانونی چاپ شده
pirate copy نسخه سرقت شده
be a carbon copy <idiom> دقیقا مثل دیگری بودن
certified copy رونوشت گواهی رسمی شده
The painting is only a copy. این نقاشی فقط کپی [از اصل] است.
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
cheap copy بدل قلابی
foul copy مسوده
carbon copy رونوشت کاربنی
copy fitting مطابقت کپی
copy editing ویرایش کپی
copy book دفتر کپیه
cetified copy سواد مصدق
cetified copy رونوشت مصدق
certified copy رونوشت مصدق
certified copy سواد مصدق
fair copy نسخه درست
backup copy کپی پشتیبان روگرفت پشتیبان
backup copy نسخه پشتیبان
authorization to copy اجازه ناشر نرم افزار به کاربر برای کپی کردن از برنامه در تعدادی معین
attested copy رو نوشت مصدق
abdominos'copy شکم بینی
carbon copy کپی نسخه غیراصل
carbon copy رونوشت
carbon copy ورق کاربن
copy holder گیره کاغذ
copy protection محافظت از کپی
copy protection حفافت دربرابر کپی
dead copy اخبارچیده شده
dead copy اخبارکهنه
exact copy رونوشت عین
copy protection جلوگیری از اعمال کپی
copy protect یچی که مانع از کپی گرفتن از دیسک میشود
copy protect یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
copy plot تکثیر از روی نسخه اصلی
copy milling الگوتراشی
foul copy چرک نویس
copy machining الگوتراشی
live copy paste کپی الصاق مستقیم
fair or clean copy پاکنویس
press copy book دفتر کپیه
copy letter book دفتر کپیه
rough or foul copy چرک نویس
hard-copy output نسخه [خروجی] چاپی
He's a carbon copy of his father. کپی پدرش است.
blind carbon copy در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
blind copy receipt در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
camera ready copy کپی اماده تکثیر
copy of his letter is here with enclosed رونوشت نامه وی ضمیمه است
copy output mode روکشخروجیکپی
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com