Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English
Persian
exhaust guide vanes
پردههایراهنمایاگزوز
Other Matches
vanes
پره
vanes
کسی یاچیزی که به اسانی قابل حرکت و جنبش باشد
vanes
بال
vanes
پرده
vanes
بادنما
vanes
تیغه
vanes
پر گذاشتن به تیر
vanes
پره توربین
vanes
قاشقک
vanes
علامت بادنما پرده جدا کننده
weather-vanes
الت بادنما
exhaust
خروجی
exhaust
تخلیه کردن خروج
exhaust
خالی شدن بطور کامل
exhaust
اگزوز
exhaust
خروج
exhaust
در رو مفر
exhaust
تهی کردن
exhaust
نیروی چیزی راگرفتن
exhaust
تمام شدن انرژی خسته شدن یا کردن
exhaust
تخلیه
exhaust
خسته کردن ازپای در اوردن
exhaust
تمام کردن بادقت بحث کردن
exhaust
لوله اگزوز
exhaust
خروج گاز یابخار
exhaust connection
اتصال خروجی
exhaust fan
بادبزن مکنده
exhaust passage
گذرگاه خروجی
exhaust pipe
لوله خروج بخار یا دود
exhaust manifold
مانیفولداگزوز
exhaust pipe
لوله خروجی
exhaust manifold
چند راهه خروجی
exhaust manifold
چندراهی اگزوز
exhaust in jector
اب رسان
exhaust gear
چرخ دندانه خروجی
exhaust gas
گاز خروجی
exhaust fan
پروانه خروجی
exhaust nozzle
نازل خروجی
exhaust pipe
لوله اگزوز
exhaust stack
لولهاگزوز
exhaust duct
کانالاگزوز
to exhaust one's efforts
منتهای کوشش را بعمل اوردن
exhaust velosity
سرعت خروج
exhaust valve
شیر خروج
exhaust valve
سوپاپ دود
exhaust system
سیستم اگزوز
exhaust system
سیستم تخلیه دود
exhaust stroke
ضربه خروجی
exhaust stroke
مرحله تخلیه
exhaust stroke
مرحله اگزوز
exhaust steam
بخار خروجی
exhaust port
دریچه خروجی
exhaust port
مجرای خروجی
combustion/exhaust
اگزوز-خروجبخار
exhaust fan
هواکش کارگاه
exhaust cone
مخروطی اگزوز
exhaust chute
ناودان تخلیه
exhaust chamber
اطاقک خروجی
exhaust cam
بادامک خروجی
dust exhaust
تخلیه گرد و خاک
exhaust air
هوای خروجی
exhaust valve housing
حوضینگ شیر خروجی
bayonet exhaust pipe
قسمت پهن انتهای لوله اگزوز
exhaust bin level
فاقد موجودی
exhaust bin level
اتمام موجودی
exhaust gas temperature
دمای گاز خروجی
exhaust gas admission
اگزوز ورود گاز
back-firing
[detonating]
exhaust
لوله اگزوز آتش گیر
guide
ناو راهنما
guide
کتاب راهنما
guide
راهنمایی کردن تعلیم دادن
guide
موج بر
guide
راهنمایی کردن
guide way
مسیر لغزش
guide on me
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
guide way
مسیر هدایت
guide
راهنمایی کردن غلاف
guide
راندن
guide
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guide
رهبر
guide
هادی
guide
راهنما
guide
کشتی فرماندهی عملیات
guide
هدایت کردن
wave guide
موجبر
valve guide
هادی سوپاپ
wave guide
هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
staffing guide
کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
piston guide
راهنمای پیستون
light guide
هادی نور
chain guide
محافظزنجیر
guide wall
دیواره راهنما
guide vane
تیغه هادی
guide dog
سگ راهنم
guide dogs
سگ راهنم
bread guide
محلقرارگرفتنناندرتستر
paper guide
راهنمایورقه
line guide
خطراهنما
guide mark
نشانهراهنما
guide handle
دستهیراهنما
guide bar
صفحهتیغه
fabric guide
قسمتراهنما
tape-guide
محلعبورنوار
thread guide
راهنماینخ
cutting guide
راهنمای برش
[ابزار]
yarn guide
هادینخبافندگی
Do you have a hotel guide?
آیا دفترچه راهنمای هتل را دارید؟
butt guide
حافظلبه
guide vane
تیغه راهنما
guide rope
طناب
dovetail guide
راهنمای دم چلچله راهنمای کام وزبانه
guide cam
بادامک راهنما
guide collar
طوقه راهنما
guide column
ستون راهنما
guide cylinder
استوانه راهنما
guide drum
طبلک راهنما
guide edge
لبه راهنما
guide flag
پرچم راهنما
guide book
راهنمای مسافران
guide book
کتاب راهنما
card guide
راهنمای کارت
aircraft guide
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
girl guide
دختر پیشاهنگ
girl guide
عضو پیشاهنگی دختران
guide bank
دیوار هادی سد
drilling guide
پیش مته
guide bars
خط وط مخصوص دربا کد که شروع و پایان کد را نشان می دهند
guide board
تابلو راهنما
guide flag
پرچم هادی
guide left
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
guide rail
ریل راهنما
guide post
میل
guide rail
شینه راهنما
guide rod
میله راهنما
guide pipes
لولههای راهنما
guide roller
غلطک راهنما
guide rope
مهار
guide pin
پین راهنما
guide on line
راهنماهابخط شوید
guide on line
راهنماها به خط
guide slot
شیار راهنما
guide nut
شیار راهنما
guide lines
خط مشیها
guide lines
دستورالعملها
guide post
نشان راه
basic planning guide
راهنمای اولیه طرح ریزی
double vee guide
راهنمای وی دوبل
rip fence guide
شکستنشیارحافظ
inlet guide vane
تیغههای خنک کننده جریان ورودی
nozzle guide vane
تیغههای هادی یا راهنما
operation exposure guide
حداکثر دوز اتمی قابل قبول یاقابل دریافت
helical wave guide
لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
film guide roller
حلقهراهنمایفیلم
film guide rail
ریلراهنمایفیلم
coupling guide device
دستگاهحافظاتصال
pneumatic-tyred guide wheel
عملیاتبادتایرچرخ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com