Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (5 milliseconds)
English
Persian
exposure of a crime
کشف جرم
Other Matches
crime
جنایت
crime
گناه کردن
crime
تبهکاری
crime
بزه
crime
تقصیر تبه کاری
crime
جرم
crime
گناه
exposure
نوردهی
exposure
پرتوگیری
exposure
پرتودهی
exposure
در معرض نهادن
exposure value
دریچهانفجار
exposure
فاهر شدن عکس
exposure
پیدا شدن
exposure
کشف شدن
exposure
در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
exposure
ارائه
exposure
نمایش
exposure
درمعرض گذاری
exposure
اشکاری افشاء
pumishment p to the crime
کیفربه فراخورگناه
perpetration of a crime
ارتکاب جرم
incendiary crime
گناه اتش انگیزی
to perpetrate a crime
گناه یا جنایتی را مرتکب شدن
to perpetrate a crime
گناه کردن
victimless crime
جرم بدون قربانی
war crime
جنایات جنگی
to become an accessory to a crime
در جرمی شریک شدن
[قانون ]
no crime or punishment except in
law the with accordance اصل قانونی بودن جرم ومجازات
computer crime
جرم کامپیوتری
capital crime
جنایت بزرگ یامهم
commit a crime
مرتکب جنایتی شدن
radiant exposure
وسیله عکسبرداری مادون قرمز یا انرژی حرارتی
thermal exposure
در معرض حرارت قرار گرفتن
thermal exposure
میزان جذب حرارت
time exposure
مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
exposure dose
مقدار دوز مصرفی
exposure mode
دکمهتغیرفیلم
exposure scale
جدول پرتوگیری
[عکاسی]
indecent exposure
نمایش
[افشاء]
بی حیا
radiant exposure
پخش حرارت یا انرژی حرارتی
exposure dose
دوزدریافتی
exposure to cold
درمعرض سرما بودن
inductive exposure
پیوست القائی
exposure time
زمان پرتودهی
exposure time
زمان پرتوگیری
exposure station
ایستگاه عکاسی هوایی
exposure time
زمان نوردهی
exposure suit
لباس محافظ
exposure station
ایستگاه هوایی
exposure meter
دستگاه سنجش نوردهی نورسنج
indecent exposure
نمودار سازی تن برهنه درپیش مردم
Hunger begets crime.
گرسنگی سبب جرم و جنایت میشود.
punishment of a crime not yet committed
قصاص قبل از جنایت
physical element of crime
عنصر مادی جرم
capital offence or crime
گناه مستوجب اعدام
suit the punishment to the crime
انطباق مجازات بر جرم
constituent elements of crime
عناصر متشکله جرم
mental element of crime
عنصر روانی جرم
exposure-time scale
صفحهزمانانفجار
operation exposure guide
حداکثر دوز اتمی قابل قبول یاقابل دریافت
multiple exposure mode
چندحالته
aperture/exposure value display
دهانهنمایشیمقدارنمایش
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
national crime information center
شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
The crime lies heavily on his conscience.
جنایت اش بار سنگینی بر وجدان اواست
There was too muh greed in the past, and now the chickens are coming hoe to roost with crime and corruption soaring.
در گذشته طمع ورزی زیاد بود و حالا با افزایش جنایت و فساد باید تاوان پس دهیم.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com