Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
extra cover
بازیگر بل گیر
extra cover
پوشش اضافی برای بل گرفتن
Other Matches
He has read the book from cover to cover .
کتاب رااز اول تا آخر خوانده است
extra
زائد
extra
موضوعی که زیادی است
extra
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra-
زیادی
extra
فوق العاده اضافی
extra-
زائد
extra-
فوق العاده اضافی
extra
کسب امتیاز در هر فرصت بادویدن
extra
اضافه
extra
علاوه
extra
بسیار خیلی
extra
خارجی
extra
یدکی
extra
بزرگ
extra
زیادی
extra-
بزرگ
extra-
یدکی
extra-
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra-
موضوعی که زیادی است
extra-
علاوه
extra-
کسب امتیاز در هر فرصت بادویدن
extra
<adj.>
اضافه
extra
<adj.>
علاوه
extra
<adj.>
خاص
extra-
بسیار خیلی
extra
<adj.>
ویژه
extra-
اضافه
extra-
خارجی
extra-curricular
زنا
extra official
بیرون ازوفایف اداری
extra-curricular
فوق برنامه
extra terrestrial
بیرون از
extra charge
هزینه فوق العاده
extra terrestrial
زمین
extra spectral
خارج طیفی
extra essential
غیرضروری
extra equipment
متعلقات ویژه
extra equipment
تجهیزات اضافی
extra duty
وفیفه اضافی ماموریت اضافی
extra duty
خدمت اضافی
extra current
جریان اضافی
extra atmospheric
متعلق بفضای بیرون ازجو خارج الجوی
extra cosmical
بیرون ازگیتی
extra cosmical
خارج ازعالم
extra cost
هزینه اضافی
extra cranial
بیرون ازجمجمه
extra professional
بیرون ازپیشه یاحرفه
extra legal
غیرقانونی
extra official
غیر رسمی
extra special
مخصوص
extra special
ویژه
extra special
فوق العاده
extra scientific
ماورای علم
extra regular
بیقاعده
extra regular
خارج ازقاعده
extra professional
خارج حرفهای
extra premium
پاداش اضافی
extra physical
بیرون ازقواعدطبیعی
extra time
وقت اضافی
extra period
وقت اضافی
extra cranial
ازجمجمه بیرون
extra-curricular
فعالیت جنسی خارج از ازدواج
We have two books extra.
دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
extra-group
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
extra tuition
تدریس خصوصی
extra expenses
هزینه های اضافی
extra expenses
هزینه نهایی
extra bed
تخت خواب اضافه
to go the extra mile for someone
<idiom>
[برای کسی ]
کار تراشیدن
[اصطلاح]
extra-mural
ویژهی دانشجویان پاره وقت
extra-mural
فرا دیواری
extra-mural
فرا -
extra-mural
میان دانشگاهی
extra-mural
فرادانشگاهی
extra-marital
خارج از زناشویی
extra-mural
فرا شهری
extra essential
غیراصلی
I crossed out the extra expenses .
هزینه های اضافی را قلم زدم
Do you have an extra pen to lend me?
یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
natives Olivenöl extra
روغن زیتون کاملا طبیعی
[دسته بندی یک]
extra good time
معافی مشروط از زندان
extra good time
وقت معافیت از زندان
Could you put an extra bed in the room?
آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
extra special flexible wire rope
طناب فولادی ویژه
to cover up
پوشاندن
under cover
سربسته درپاکت
cover
مخفی گاه
[جامعه شناسی]
to cover up
پیچیدن
to cover in
پوشاندن
cover
سقف زدن
cover up
<idiom>
پنهان کاربدواشتباه
to cover in
پرکردن
under cover
<idiom>
پنهان شدن
from cover to cover
ازاغازتا انجام کتاب
take cover
جان پناه گرفتن
take cover
حفاظ گرفتن
take cover
پشت جان پناه قرار گرفتن
cover
پوشش مخفی
[جامعه شناسی]
cover
تامین
cover
بسته بندی
cover
تامین زیان و خسارات بیمه
cover
اماده شدن برای دریافت توپ
cover
نگهبان بگوش
cover
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
cover
بازی دفاعی
cover
سطح برف
cover
اماده برای برگرداندن توپ
cover up
در لاک دفاعی فرورفتن
cover-up
در لاک دفاعی فرورفتن
cover
جلد سرپوش
cover
روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover
بوته زار پناهگاه شکار
cover
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
cover
امادگی
cover all
رولباسی
cover all
بارانی یا روپوش
cover
روپوش
cover
حفاظ
cover
سرپوش
cover
پاکت
cover
رویه لفاف
cover
جلد
cover
پوشش
cover
تامین کردن
cover
طی کردن
cover
پنهان کردن
cover
جلد کردن
cover
جان پناه خفاگاه پوشاندن
cover
انجام دادن
cover
مخفی در بر گرفتن
cover
پوشاندن
cover
حاوی بودن درپوش
cover off
پشت سر هم قرار گرفتن پشت به گردن
cover
اختفاء
cover
حایل شدن
first-day cover
پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
battery cover
پوششباطری
cover charge
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
filter cover
پوششفیلتر
cover charges
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
cover girl
ستارهی روی جلد
cover girls
زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
cover girls
ستارهی روی جلد
basic cover
عکسبرداری اولیه هوایی
cover-ups
در لاک دفاعی فرورفتن
base cover
عکس برداری اولیه
air cover
پوشش هوایی
glass cover
پوشششیشهای
head cover
محافظسر
lever cover
پوششدربازکن
horse cover
قالیچه زیر زین اسب
divan cover
[قالیچه رومبلی که معمولا دو تکه قرینه بوده و در یک طرف بدون ریشه می باشد تا در کنار هم بصورت یک قطعه به نظر آید.]
bed cover
روتختی
protective cover
پوشش حفافتی
saddle cover
رو زینی
[اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
cover one's tracks
<idiom>
پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
loose cover
روکش
duvet cover
روپوشقابلشستشو
valve cover
روپوشسرپاپ
speaker cover
پوششصدا
sliding cover
پوششمتحرک
seat cover
پوششصندلی
pillow cover
ستونمخروطی
pan cover
پوششکنه
mattress cover
گردنبندبلندمهمانی
cover drive
ضربه در سمت نیمه معینی اززمین
hub cover
قالپاق چرخ
corset cover
لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
contingency cover
بیمه حمل احتیاطی
concrete cover
پوشش بتنی روی فولاد
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
fighter cover
پوشش با هواپیماهای شکاری
fighter cover
پوشش هواپیماهای جنگنده
fire cover
پوشش اتش
comparative cover
پوشش نسبی
hatch cover
درب دهلیز
hatch cover
درپوش دوردریچه
ice cover
یخپوش
insurance cover
پوشش بیمه
magneto cover
سرپوش مگنت
open cover
بیمه نامه باز
cover an angle
زاویهای را بستن
cover and concealment
پوشش و اختفاء
cover note
بیمه نامه موقت
dust cover
سرپوش غبارگیر
dish cover
سرپوش
depleted cover
پوشش کاسته شده
depleted cover
پوشش کاهسته
cover shame
بهانه
cover shame
عذر
cover search
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
cover point
محل بازیگر در نقطه معینی دور از توپزن
cover point
عضو دفاع نزدیک
cover plate
پشت بندصفحه بست
cover plate
صفحه سرپوش
cover note
گواهی پوشش بیمه
cover note
گواهی بیمه نامه
open cover
بیمه نامهای که جهت حمل محمولههای متعدد تهیه میشود
cover girl
زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com