English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (7 milliseconds)
English Persian
final award رای قطعی
Other Matches
award جایزه
award فتوی دادن
award رای دادن
award اعطاکردن
award اعطا
award فتوی
award حکم
award رای داور
award مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
award فتوا
award رای
award مقرر داشتن اعطا کردن
award سپردن
award امانت گذاردن
award پاداش دادن
award جایزه دادن جایزه
award پاداش تقدیر
award نشان
award حکم هیات داوری
award رای حکمیت
arbitral award فتوای حکمیت
award a contract قراردادی را واگذار کردن
arbitration award رای داوری
arbitration award فتوی حکمیت
arbitral award رای داوری
award of damages جبران خسارت
award of experts نظر کارشناسان
eclipse award جایزه سوارکار ممتاز سال
pay award افزایشحقوق
sullivan award جایزه سولیوان برای بهترین ورزشکار اماتور سال
edward j. neil award جایزه بوکسور ممتاز سال
final value ارزش نهایی
final رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
final قطعی
final پایانی
final نهایی
final اخرین
final غایی قطعی
final قاطع
final غایی
final نهائی
final تهایی
final مسابقه نهایی
final فینال
final term جمله نهایی
final payment پراخت نهائی
final temperature درجه حرارت نهایی
final state حالت پایانی
final set حالتی که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافی سخت شده که بتوان قالب براری نمود
final payment پرداخت نهایی
final result نتیجه نهایی
final report گزارش نهایی
final protocol مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
final process دستور اجرای حکم
final price اخرین قیمت
final position وضعیت نهایی
final price قیمت نهائی
final test ازمایش نهائی
final velocity سرعت نهایی
final whistle سوت پایان [ورزش]
to have the final [last] word <idiom> حرف خود را به کرسی نشاندن
final shaving پرداخت [کوتاه کردن نهایی پرزها]
Is that your final word ? همین ؟( درمقام اتمام حجت یا تهدید )
And that is it period . I have nothing more to say . and that is final . همان است که گفتم ( برو برگرد ندارد )
Cup Final بازیفینال
semi-final مسابقات نیم پایانی
semi-final نیم پایانی
semi-final نیمه نهایی
final measurement اندازه گیری نهایی
final cut برش نهایی
quarter final یک چهارم نهایی
final cinditions شرایط فینال
final cinditions شرایط پایانی
final heading سمت پرواز یا حرکت نهایی
final assembly نصب نهایی
final assembly مونتاژ نهایی
final approach مسیرنهایی فرود هواپیما
final approach مسیر نهایی فرود
final act سندی است که در پایان کار کنفرانس تنظیم میشود وخلاصه کارهای کنفرانس ونتایج حاصله از آن و تعهدات و موافقتهای ناشیه از آن ونیز مسائلی که جنبه فرعی دارند مانند توصیه ها وارزوهای اعضا کنفرانس را در بردارد
final act قطعنامه
final act سند نهایی
final acceptance آزمایش قبولی نهایی ناو
quarter-final یک چهارم نهایی
final decision رای قطعی و نهایی
final demand تقاضای نهائی
final destination مقصد نهایی
final goods کالا برای مصرف نهائی
final goods کالای نهائی
final heading مسیر پرواز نهایی
final instrument معادل act final
final drive محرکه محور عقب
final drive چرخ گرداننده نهایی شنی
final invoice صورت حساب نهایی
final drive گرداننده نهایی
final judgement حکم نهایی
final diameter قطر نهایی
final protective fires اخرین اتشهای حفافتی
The judge will have the final say on the matter. قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
final protective line خط اخرین اتشهای حفافتی اخرین خط حفافتی
full and final settlement تسویه تمام و کمال
and that is flat(final)!No arguments! چون وچراهم ندارد !
final awards judgements احکام قطعی
final boiling point نقطه جوش پایانی
final setting time مدت زمانی که بتن بدان درجه از سختی برسد که بتواندفشار معین را تحمل کند
final coordination line اخرین خط هماهنگیها
final bomb release line اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
It is bound (most likely)to happen . The die is cast . It is final and irrevocable. بروبرگردندارد ( قطعی وحتمی است )
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com