English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (9 milliseconds)
English Persian
fixed jaw اهرم ثابت
Search result with all words
fixed wing هواپیمای بال ثابت
fixed wing بال ثابت
fixed-wing هواپیمای بال ثابت
fixed-wing بال ثابت
fixed ثابت
fixed مقطوع
fixed ماندنی
fixed گیردار
fixed قطعی
fixed معین
fixed ثابت شده
fixed ماندنی مقطوع
average fixed cost هزینه ثابت متوسط
carbon fixed کربن ثابت
carbon fixed ذغال ثابت
cost plus a fixed fee هزینه بعلاوه حق الزحمه ثابت
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
fixed interval schedule برنامه فاصلهای ثابت
fixed ammunition مهمات ثابت
fixed area ناحیه ثابت
fixed asset دارائی ثابت
fixed assets داراییهای ثابت
fixed assets درائیهای ثابت مانند ساختمان و ماشین الات
fixed assets دارائیهای ثابت
fixed beam تیر ثابت
fixed beam تیر دو سر گیردار
fixed beam تیر گیردار
fixed beam تیر دوسر گیردار
fixed bed polymerization بسپارش در بستر ثابت
fixed bridge پل ثابت
fixed bridge پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
fixed budget بودجه ثابت
fixed capacitor خازن ثابت
fixed condenser خازن ثابت
fixed capital سرمایه ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
fixed casement قاب ثابت
fixed center turret lathe ماشین تراش با مرکز ثابت
fixed cost هزینه ثابت و معین
fixed cost curve منحنی هزینه ثابت
fixed costs هزینههای ثابت
fixed costs هزینههای سرمایهای
fixed costs هزینههای که وابسته به حجم تولید نمیباشد
fixed davit قایق بالابر ثابت
fixed davit جرثقیل ثابت
fixed davit davit gantrytype : syn
fixed disk دیسک ثابت
fixed echo اکوی ثابت
fixed echo انعکاس ثابت روی صفحه رادار
fixed end moment لنگر گیرداری
fixed ersistor مقاومت ثابت
fixed exchange rate نرخ ثابت ارز
fixed exchange rate نرخ مبادله ثابت ارز
fixed factor عوامل تولید ثابت
fixed factor عوامل ثابت تولید
fixed field میدان ثابت
fixed fire اتش متمرکز
fixed fire اتش نشان شده
fixed format قابل ثابت
fixed geometry هواپیمایی با بال ثابت
fixed ground water اب زیرزمینی ماندگار
fixed head با نوک ثابت
fixed head disk گرده با نوک ثابت
fixed head disk دیسک با نوک ثابت
fixed head disk unit واحد دیسک با هد ثابت
fixed idea فکریکه درذهن فرورفته وماندنی شده است
fixed idea تعصب
fixed income درامد ثابت
fixed input coefficients ضریب نهادههای ثابت
fixed inputs نهادههای ثابت
fixed inputs منابع ثابت
fixed investment سرمایه گذاری ثابت
fixed length با درازای ثابت
fixed length record مدرک با درازای ثابت
fixed length record رکورد با درازای ثابت
fixed length record رکورد باطول ثابت
fixed light چراغ ثابت
fixed material مواد پایدار
fixed numeric format قالب عددی ثابت
fixed pitch propeller ملخ با گام ثابت
fixed pivot لولای ثابت
fixed pivot محور ثابت چرخش یکانها نفر لولا برای گردش یکانها
fixed point ممیز ثابت
fixed point با ممیز ثابت
fixed point نقطه ثابت
fixed point arithmetic حساب ممیز ثابت
fixed point notation نشان گذاری با ممیز ثابت
fixed point notation = قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
fixed point notation = نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
fixed point number عدد با ممیز ثابت
fixed point operation عملکرد با ممیز ثابت
fixed point part جزء کسری
fixed point representation نمایش ممیز ثابت
fixed portion سهام معینه
fixed portion فرض
fixed post system سیستم پستهای نگهبانی ثابت
fixed post system سیستم پاسگاه ثابت
fixed price قیمت ثابت
fixed production coefficients ضرایب تولید ثابت
fixed program computer computer program wired
Other Matches
I'll get you all fixed up. همه چیز را برایتان درست وروبراه خواهم کرد
well fixed خوب تثبیت شده
well fixed پولدار
well fixed دارا
well fixed ثروتمند
fixed round فشنگ ثابت
fixed round فشنگ کامل
fixed reticle تار موی ثابت زاویه یاب
fixed property اموال غیر منقول
fixed property سرمایه ثابت
fixed radix با مبنای ثابت
fixed resources منابع ثابت
fixed reticle عدسی ثابت دوربین
fixed shell گلوله متصل
fixed support بردگاه گیردار
fixed system توزیع ثابت اب
fixed weight وزن ثابت
we fixed in the town در شهر ماندیم
fixed arch طاقثابت
fixed base پایهثابت
fixed bayonet سرنیزهثابت
fixed blade تیغهثابت
fixed platform سکویثابت
fixed winglet بالچهثابت
fixed support تکیه گاه گیردار
fixed supply ذخیره معین کالای فاسد شدنی
fixed spacing فاصله دهی ثابت
fixed spool قسمت ثابت قرقره ماهیگیری
fixed star ستاره ثابت
fixed star ثوابت
fixed stars ثوابت
fixed stock مالک انحصاری سهام
fixed storage انباره ثابت
fixed storage حافظه ثابت
fixed supply عرضه ثابت
Price are fixed here . دراینجا قیمتها ثابت هستند
fixed disk [American E] دیسک سخت [رایانه شناسی]
fixed-gear bicycle دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
fixed disc [British E] دیسک سخت [رایانه شناسی]
fixed term deposit سپرده ثابت
fixed time call مکالمه در زمان معین و ثابت
heirs having fixed shares ذوالفرائض
net fixed investment سرمایه گذاری ثابت خالص
moment at fixed ends لنگر سر گیردار تیر
fixed distance marking خطمقطعثابت
total fixed cost کل هزینه ثابت
fixed word length کلمه با طول ثابت
fixed wing aircraft هواپیما با بال ثابت
fixed wheel gate دریچه قرقرهای با محورثابت
fixed-roof tank سقفثابتمخزن
fixed size records رکوردهای با اندازه ثابت
fixed share of an heir فرض در ارث
fixed selling price قیمت ثابت فروش
fixed roller gate دریچه چرخ قرقرهای ثابت
fixed ratio schedule برنامه نسبتی ثابت
fixed slab buttress dam سد با پشتبند ثابت
fixed word length computer کامپیوتر با طول کلمه ثابت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com