English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
flywheel effect پدیده چرخ لنگری
Other Matches
flywheel چرخ معدل
flywheel چرخ هرز گرد
flywheel فلای ویل
flywheel چرخ لنگر
flywheel چرخ طیار
to take effect قانونی درست شدن
cause and effect علت و معلول
come to effect قابل اجرا شدن
What effect do you think the changes will have on you? فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
to go into effect قانونی درست شدن
to take effect قانون شدن
to go into effect قانون شدن
to take effect کاربرد پذیر شدن
to go into effect کاربرد پذیر شدن
to take effect قابل اجرا شدن
to say something to the effect that ... ابراز کردن خود دایربراینکه ...
to come into effect مجری شدن
to come into effect قابل اجراشدن
to take effect مجری شدن
to take effect قابل اجراشدن
to the effect that دایربراینکه
to the effect that مبنی براینکه
to this effect باین معنی
to this effect ازاین قرار
effect and cause معلول و علت
with effect from از تاریخ ...
after-effect اثر ثانوی
after-effect تاثیر بعدی
take effect <idiom> قانونی درست شدن
to the [that] effect <adv.> با مفهوم [معنی] کلی
to go into effect قابل اجرا شدن
by-effect اثر جانبی
effect کارموثر اجراکردن
effect نتیجه
effect انجام دادن
effect اجرا کردن
effect اجرا
effect مفید
effect تاثیر
effect اثر
effect معنی
effect مفهوم نیت
effect معلول
effect عملی کردن معلول
by-effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
by-effect نتیجه جانبی
by-effect اثر فرعی
thermal effect اثر گرما
photoelectric effect اثر فوتوالکتریک
thermal effect اثر گرمایی
thermoelectric effect اثر گرما- برق
tax effect اثر مالیات
tau effect پدیده تائو
photovoltaic effect اثر نور- ولتی
pigou effect اثر پیگو
surface effect اثر سطح
substitution effect اثر جانشینی
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
to bring to effect انجام دادن
peltier effect اثر پلتیه
monroe effect اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
nephelauxetic effect اثر نفلوکس
nephelauxetic effect اثر انبساط ابرالکترونی
to give effect to اجراکردن
to give effect to عملی کردن
night effect تاثیرات تغییر جریان مغناطیسی در شب
peltier effect پدیده پلتیه
significant effect اثر مهم
to carry into effect بموقع اجراگذاشتن
to carry into effect اجراکردن
to bring to effect اجراکردن
subsittution effect اثر جانشینی
steric effect اثر فضایی
seebeck effect اثر زبک
screening effect اثر پوششی
schottky effect پدیده شوتکی
schottky effect اثر شوتکی
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
ripple though effect اثر بازدارنده
ratchet effect اثر برگشت ناپذیر
retarding effect اثر تاخیری
restrictive effect اثر کاهشی
restrictive effect اثر انقباضی
redistribution effect اثر توزیع مجدد
reactive effect عکس العمل
seebeck effect پدیده زبک
pinch effect اثر فشرده سازی
pincushion effect اعوجاج بالشتکی
piston effect اثر سنبهای
practice effect اثر تمرین
skin effect اثر پوست
skin effect اثر سطحی
size effect تاثیر اندازه
significant effect اثر معنی دار
price effect اثر قیمت
shot effect اثر ساچمهای
shoaling effect اثرات کم عمق
shielding effect اثر حفافتی
ratchet effect اثر چرخش دهنده مصرف بالا و استانداردبالای زندگی باسانی عوض نشدن
secondary effect اثر جانبی
carry into effect تکمیل کردن
put into effect تکمیل کردن
carry into effect به انجام رساندن
carry into effect عملی کردن
carry into effect واقعی کردن
secondary effect نتیجه جانبی
spillover effect نتیجه جانبی
carry into effect واقعیت دادن
carry into effect اجرا کردن
carry into effect انجام دادن
put into effect صورت دادن
carry into effect صورت دادن
spillover effect اثر جانبی
secondary effect اثر فرعی
spillover effect اثر فرعی
carry into effect به اجرا در آوردن
put into effect به اجرا در آوردن
carry into effect تحقق بخشیدن
put into effect تحقق بخشیدن
carry into effect جامه عمل پوشاندن
put into effect جامه عمل پوشاندن
secondary effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
put into effect واقعی کردن
put into effect عملی کردن
zeigarnik effect پدیده زایگارنیک
zeeman effect اثر زیمان
zeeman effect اثر زیمن
wealth effect "اثر پیگو "
wealth effect اثر ثروت
volta effect پدیده ولتا
volta effect اثر ولتا
unfavorable effect اثر نامساعد
turning effect اثر گردش
tunnel effect پدیده تونلی
tunnel effect اثر تونلی
zener effect اثر زنر
zener effect اثر زنری
put into effect واقعیت دادن
put into effect صورت گرفتن
put into effect به انجام رساندن
put into effect انجام دادن
put into effect اجرا کردن
spillover effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
side effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
special effect جلوههایویژه
sound effect جلوههایصوتی
torque effect اثر ترک
field effect اثر میدان
dependence effect اثر وابستگی
demonstration effect اثر نمایشی
demonstration effect اثر تظاهری
crowding out effect اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
crowding out effect اثر جبرانی
crawl effect اثر خزش
cotton effect پدیده کاتن
corona effect اثر کورونا
corona effect اثر هالهای
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
coriolis effect اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
coriolis effect اثر نیروی کوریلیس
compton effect اثر کامپتون
coanda effect گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
choking effect اثر پیچک
diffusion effect اثر نشر
diffusion effect اثر شیوع
dimming effect اثر تیرگی
field effect با تاثیر میدانی
exponential effect اثرنمایی
experimenter effect اثر ازمایشگری
evidentiary effect نتیجه مشهود
evidentiary effect اثر مشهود
electroosmotic effect اثر الکترون اسمزی
dynatron effect اثر دیناترون
doppler effect اثر دوپلر
doppler effect پدیده دوپلر
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
doppler effect اثر داپلر
dopplar effect اثر دوپلر
ceiling effect اثر تارک
cause and effect relationship رابطه علت و معلولی
crowding out effect نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
side-effect نتیجه جانبی
side-effect اثر جانبی
side-effect اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect واکنش ثانوی
side-effect اثر زیان اور
side-effect اثر فرعی
side effect نتیجه جانبی
side effect اثر جانبی
side effect اثرجانبی نتیجه جانبی
side effect واکنش ثانوی
side effect اثر زیان اور
side effect اثر فرعی
anchoring effect اثر تکیه گاهی
anomalous effect اثر غیر عادی
arch effect اثر قوس
carry into effect اجرا کردن
greenhouse effect پدیده گلخانهای
bystander effect اثر تماشاگری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com