English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (9 milliseconds)
English Persian
side-effect اثر فرعی
side-effect اثر زیان اور
side-effect واکنش ثانوی
side-effect اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect اثر جانبی
side-effect نتیجه جانبی
Other Matches
side effect اثر فرعی
side effect اثر زیان اور
side effect واکنش ثانوی
side effect اثرجانبی نتیجه جانبی
side effect اثر جانبی
side effect نتیجه جانبی
side effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
fall-out [side effect] عوارض جانبی [اثر جانبی]
fall-out [side effect] اثر فرعی
fall-out [side effect] نتیجه جانبی
fall-out [side effect] اثر جانبی
To take someones side . To side with someone. از کسی طرفداری کردن
side by side columns ستونهای پهلو به پهلو
to come into effect مجری شدن
to come into effect قابل اجراشدن
effect and cause معلول و علت
by-effect اثر فرعی
take effect <idiom> قانونی درست شدن
by-effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
What effect do you think the changes will have on you? فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
to say something to the effect that ... ابراز کردن خود دایربراینکه ...
by-effect اثر جانبی
by-effect نتیجه جانبی
to the [that] effect <adv.> با مفهوم [معنی] کلی
to take effect مجری شدن
to take effect قابل اجراشدن
to take effect قانونی درست شدن
to take effect قابل اجرا شدن
to go into effect کاربرد پذیر شدن
come to effect قابل اجرا شدن
to take effect کاربرد پذیر شدن
with effect from از تاریخ ...
after-effect اثر ثانوی
to go into effect قانون شدن
after-effect تاثیر بعدی
to go into effect قابل اجرا شدن
to the effect that دایربراینکه
to the effect that مبنی براینکه
to this effect باین معنی
to this effect ازاین قرار
to go into effect قانونی درست شدن
cause and effect علت و معلول
to take effect قانون شدن
effect معلول
effect کارموثر اجراکردن
effect عملی کردن معلول
effect مفید
effect تاثیر
effect معنی
effect انجام دادن
effect اجرا کردن
effect اجرا
effect اثر
effect مفهوم نیت
effect نتیجه
side طرف
On that side . درآن طرف
on side در داخل خط خارج نشده
side طرفداری کردن از
side کناره
side ضلع
side جنب جانب
side پهلو
side سمت
side سو
off side خارج از خط
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
in side سمت سرویس زمین اسکواش
side by side پهلو به پهلو
on side پایان بازی
on the other side <adv.> ازطرف دیگر
side with <idiom> عاشق چیزی بودن
on one side <adv.> در یک طرف
on the other side <adv.> درمقابل
on the other side <adv.> طور دیگر
on the other side <adv.> به ترتیب دیگر
right side up پشت رو
right side up وارونه
over the side خارج از ناو
out side of جز غیراز
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
he is on our side طرف ما
he is on our side طرفدار مااست
on the other side <adv.> از سوی دیگر
side out خطای سرویس
side سمت کنار
side پهلو کناره
along side تا کنار
along side of درقبال
along side of دربرابر
along side of درپهلوی
along side پهلو به پهلوی
along side در پهلو
on one side <adv.> یکی انکه
along side در کنار
side out خراب کردن سرویس
near side سمت چپ اسب
side بر
side در یکسو قرار دادن
in side سمت سرویس زمین
side تیم
side جهت
near side سمت اسباب که ژیمناست بدان نزدیک میشود
put into effect اجرا کردن
put into effect صورت گرفتن
pigou effect اثر پیگو
put into effect واقعیت دادن
law of effect قانون اثر
piston effect اثر سنبهای
magnetooptical effect پدیده کر
magnetooptical effect اثر کر
put into effect به انجام رساندن
pincushion effect اعوجاج بالشتکی
pinch effect اثر فشرده سازی
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
put into effect انجام دادن
photovoltaic effect اثر نور- ولتی
photoelectric effect اثر فوتوالکتریک
night effect تاثیرات تغییر جریان مغناطیسی در شب
monroe effect اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
nephelauxetic effect اثر انبساط ابرالکترونی
monroe effect اثر مونرو
mirror effect اثرتقارن
mirror effect اثر اینهای
mining effect اثر مینی شکل ترکش مینی شکل
mining effect اثر انفجاری مین
microphonic effect اثر میکروفونی
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
macrocyclic effect اثر درشت حلقهای
lighting effect اثر روشنایی
leveling effect اثر هم تراز کننده
peltier effect پدیده پلتیه
peltier effect اثر پلتیه
mirror effect اثر انعکاسی
nephelauxetic effect اثر نفلوکس
practice effect اثر تمرین
substitution effect اثر جانشینی
size effect تاثیر اندازه
significant effect اثر معنی دار
significant effect اثر مهم
to give effect to عملی کردن
to give effect to اجراکردن
torque effect اثر ترک
tunnel effect اثر تونلی
tunnel effect پدیده تونلی
turning effect اثر گردش
unfavorable effect اثر نامساعد
volta effect اثر ولتا
skin effect اثر سطحی
skin effect اثر پوست
surface effect اثر سطح
tau effect پدیده تائو
tax effect اثر مالیات
thermoelectric effect اثر گرما- برق
subsittution effect اثر جانشینی
steric effect اثر فضایی
thermal effect اثر گرما
thermal effect اثر گرمایی
to bring to effect انجام دادن
to bring to effect اجراکردن
to carry into effect اجراکردن
to carry into effect بموقع اجراگذاشتن
volta effect پدیده ولتا
wealth effect "اثر پیگو "
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
ripple though effect اثر بازدارنده
sound effect جلوههایصوتی
special effect جلوههایویژه
retarding effect اثر تاخیری
restrictive effect اثر کاهشی
restrictive effect اثر انقباضی
redistribution effect اثر توزیع مجدد
reactive effect عکس العمل
ratchet effect اثر چرخش دهنده مصرف بالا و استانداردبالای زندگی باسانی عوض نشدن
ratchet effect اثر برگشت ناپذیر
zener effect اثر زنری
schottky effect اثر شوتکی
schottky effect پدیده شوتکی
zeeman effect اثر زیمن
zeeman effect اثر زیمان
zeigarnik effect پدیده زایگارنیک
zener effect اثر زنر
shot effect اثر ساچمهای
shoaling effect اثرات کم عمق
shielding effect اثر حفافتی
seebeck effect پدیده زبک
seebeck effect اثر زبک
screening effect اثر پوششی
wealth effect اثر ثروت
price effect اثر قیمت
kerr effect پدیده کر
field effect اثر میدان
spillover effect اثر فرعی
doppler effect پدیده دوپلر
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
secondary effect اثر فرعی
doppler effect اثر داپلر
dopplar effect اثر دوپلر
dimming effect اثر تیرگی
diffusion effect اثر شیوع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com